نمیدونم چرا این عکس انقدر رو من تاثیر گذاشت.
#aesthetic
[ • @abeautifulmind | یک ذهن زیبا • ]
حاضرم شرط ببندم تمام برنامه هایی که برای بعد امتحانات چیدم که انجام بدم، فقط تبدیل به خواب میشه.
* وی امیدوار است که این طور نشود
هدایت شده از Sisters March
شرط چند؟
مبلغ بالا بگو چون میدونم که منم مثل توام*
توی سوئیس حتی زنگ دوچرخه رو زدن تو روزای تعطیل جریمه داره، چون ممکنه یکی خواب باشه یا اذیت شه
اون وقت ما این جا تازه جمعه ها با صدای "ضایعاااتی" از خواب بیدار میشیم.
#pain
#fun
[ • @abeautifulmind | یک ذهن زیبا • ]
https://daigo.ir/secret/8689546
دوستانی که امتحاناتشون رو به اتمامه/تموم شده؟ چطور بود؟ چطوریاس؟
هدایت شده از مِرلینا-
- پرویز...این حرف مرا آتش زد و می خواستم فریاد بکشم اما فقط گریه کردم. می دانم که خیلی بدبختم.
ببین چه حرف عجیبی به من می زنند، به من می گویند که تو را فراموش کنم! این برای من غیر مقدور است. من تو را با یک دنیا امید و آرزو دوست دارم. من فقط برای این زنده ام که با تو زندگی کنم. تو برای من به منزله ی جان عزیز شده ای من تو را از صمیم قلب دوست دارم .
پس حق دارم گریه کنم.
پرویزم ... من نمی توانم از ریزش اشکم جلوگیری کنم.این ها باورکردنی نیست یا اگر هم راست باشد من فکر نمی کنم که دیگر اثری از عشق گذشته در قلب تو وجود داشته باشد. اما پرویز اگر این طور نیست و تو می توانی در کنار او خوشبخت شوی من حرفی ندارم. تو را فراموش می کنم. ولی مطمئن باش که این فراموشی به قیمت جان من تمام می شود. زیرا من وقتی بمیرم، آن وقت تو می توانی به راستی باور کنی که دیگر فراموشت کردهام .
من بدون تو حتی یک لحظه هم نمی توانم زندگی کنم من تو را حالا بیش از همیشه دوست دارم و احساس می کنم که به جز تو هیچ کس دیگر را نمی توانم دوست داشته باشم.
پرویز من ... فراموش نکن که من نمیتوانم تو را فراموش کنم این به منزله ی حکم مرگ من است.هنوز خاطره ی شیرین آخرین شبی که با هم به سینما رفته بودیم در روح من باقی مانده و من گهگاه با به یاد آوردن تو و صحبت های تو همه ی رنج ها و غم هایم را فراموش می کنم و برای یک لحظه ی کوتاه خودم را خوشبخت می یابم. کاش آن شب ها تجدید شود و ما بتوانیم در کنار هم زندگی سعادتمندانه ای تشکیل دهیم.
- بخشی از نامه های فروغ فرخزاد به پرویزِ شاپور.