- سلامم خوشگله😎
من اومدم با یه چنل دهه هشتادی بیا باهم دیگ خوش بگذرونیم قل میدم بهت خوش بگذره فقط کافیه بزنی رو لینک منتظرتم🙂🤍✨
https://eitaa.com/joinchat/2220884796Cf2d67a057d
حمایت تازه تاسیس هس
+ درووود، حمایت کنید🌚✨
#messages
- میشه حمایت کنی تازه تاسیس هس
https://eitaa.com/joinchat/3551593275C603ecb9ffd
+ بله چرا که نه، حمایت✨
#messages
- یه مسابقه ی متفاوت و جاذاب با جوایز: سنگ حرم امام علی و کتابای باحال...💕
بیا شرکت کن جا نمونی!
@Ronesha_ir
+ خیلیم عالی تشکر🌚✨
#messages
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
دست بهکاری زنم که غصّه سرآید
خلوتِ دل نیست جایِ صحبتِ اَضداد
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حُکّام ظلمتِ شبِ یلداست
نور ز خورشید جوی بو که برآید
بر درِ اربابِ بیمروّتِ دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
تَرکِ گدایی مکن که گنج بیابی
از نظرِ رهرُوی که در گذر آید
صالح و طالِح مَتاعِ خویش نمودند
تا که قبول افتد و که در نظر آید
بلبلِ عاشق تو عمر خواه که آخِر
باغ شود سبز و شاخِ گُل به برآید
غفلتِ حافظ در این سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بیخبر آید
- حافظ
#poems
[ • @abeautifulmind | یک ذهن زیبا • ]
هدایت شده از About me.
بخار قهوه او را سر حال میآورد. کتابخانه بوی کاغذهای کهنه را به خود گرفته بود.
کتابی را که از 'او' هدیه گرفته بود، از قفسهاش بیرون کشید و روی میز، کنارِ قهوهاش گذاشت.
صفحاتش را ورق میزد و به تصاویرش خیره شد. تصاویر قدیمی بودند؛ اما هنوز هم همان جذابیت سابق را داشت. شاید هم بیشتر.
کتاب با جلد کهنه و چرمیاش، مرهمی برای زخم دلتنگیاش بود.
حالا دیگر نه 'او'یی وجود داشت و نه آن حرفها و خندهها.
فقط خودش بود و کتاب خاطرات.
https://eitaa.com/abeautifulmind
هدایت شده از Silence Challanges
The Character : Armitage Hux
Movies/Series : Star wars
For : A Beautiful Mind
From : Silence