eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.6هزار دنبال‌کننده
437 عکس
182 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/abedshahi/1004 سلام بابت چالش تون من فرزندم صعب العلاج هست و از وقتی وارد زندگی ما شده خب تغییراتی تو سبک زندگی مون ایجاد شده ... اوایل سختیایی داشت خیلی دوگانگی و... باید بهرحال واقع نگر بود... اما الحمدالله برکات زیادی واسمون داشت...صبوری کردیم و با تمام چالش ها و فراز و نشیب ها و مشکلات، ادامه دادیم و محبت نثار کردیم و..... و هنوز یکسال و خوردی نشده بود توانستیم یه خونه بخریم .. اونم در کمال تعجب چون چیزی زیادی دستمون نبود ولی برکت وجود خود دلبندمون بود 🪴 باخودم گفتم این خونه بمونه برای خود کوچولوش.... وقتی بزرگ شد بیاد اینجا زندگی کنه😬 🌱اکثر این بچه ها با ورود به خانواده پیشرفت های چشمگیری دارن واین رو مدیون فرشته هایی به نام پدرومادرهستن🥹 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
https://eitaa.com/abedshahi/1004 سلام در رابطه با چالش جدیدتون میخواستم بگم من یه فرزندخوانده نیازمند درمان دارم که دو تا از بیماریهای خاص رو داره... دیشب که با پدرش رفته بود خرید، یه چیزی اون طرف خیابون میبینه و هیجان زده میشه و یک دفعه دست باباش رو ول می‌کنه و می‌دوه وسط خیابون 😱😱 همسرم زنگ زد و گفت هول نکن😰 بچه تصادف کرده ولی حالش خوبه بیا اینجا تا با آمبولانس بری بیمارستان... آدرسی که داد چند خیابان از خونه مون فاصله داشت.... نفهمیدم چطوری خودمو به پسرم رسوندم.... همسرم می‌گفت وقتی دویده تو خیابون با فاصله میلیمتری از یک نیسان رد شده و بعد موتور بهش زده 😔 عکس و سی تی اسکن که انجام شد خدا رو شکر جایی اش نشکسته بود که اگر می‌شکست با توجه به بیماری پسرم به این راحتی ها خوب نمیشد. گفتند باید یک شب تحت نظر باشه. حالم خیلی گرفته بود. به پزشک کشیک گفتم میخوام رضایت بدم تا برگردیم خونه‌... پسرم مدام بهانه می‌گرفت... یک پرستار آقا آمد سمتم و گفت: میخوای رضایت بدی بری؟ گفتم آره ... به نظرم حال پسرم خوبه... دستش رو برد توی موهای پسرم و سرش رو ناز کردو گفت: پسرت باید اون دنیا دست ما رو بگیره... می‌دونی اون دنیا چه جای خوبی داره؟ دوباره موهای پسرم را نوازش کرد و گفت: ببین اون موقع حواست نیست الان بهت میگم آقا.... اون دنیا دست منو بگیری ها... خودش برگه ترخیص را نوشت و با سوپروایزر هماهنگ کرد تا بدون حضور همسرم، پسرم را ترخیص کنم. به نظرم بزرگترین برکت این بچه ها همینه که خدا به طور خاصی هواشون رو داره. انگار همیشه تو بغل خدا هستند... 🌱 وخدای مهربانی که همین نزدیکی هاست ❤️ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
اردوی مشهد ویژه خانواده های بهرویش شروع شد... دیشب همگی قرارگذاشتیم راس ساعت ۲۱:۳۰توایستگاه راه آهن، دورهم جمع بشیم تا هماهنگی های لازم، برای سفر انجام بشه... یهو متوجه شدیم یکی ازمادران میزبان نیومده پرس وجو کردیم دیدیم دختر کوچولوی مهمان شون ویروس گوارشی گرفته وبه ناچار بستری شده😔 همین اول سفری حال مون بدجوری گرفته شد☹️ ولی وقتی برامون عکس فرستاد یه چیزجالب نظرمو جلب کرد... نگاه مهربون مادر ❤️ چقدر این عکس به نظرم زیبا و پرمفهوم وخاص بود... باخودم فکر کردم چقدر دخترکوچولومون خوشبخته که یه مامان مهربون داره که ازجون ودل براش مایه میزاره ... ازسفری که حدودا دوهفته پیش براش ذوق داشتن وبرنامه ریزی کردن جاموندن تا آب تودل مهمون کوچولو تکون نخوره🥹 خدایا شکرت 🤲 برای همه ی مهربانی هات شکر... تویی که مهربان تراز مادری و میدونی چه جوری تکه های پازل رو کنارهم بچینی... الان دخترکوچولومون میتونست هنوز توشیرخوارگاه باشه وبایکی از پرسنل بهزیستی روانه ی بیمارستان بشه،اون بنده خداهاهم خیلی زحمت میکشن وبه بچه ها رسیدگی میکنن ،قدردان زحمات شون هستیم🙏 اما خیلی فرق میکنه که یه مامان اینجوری نگاهت کنه وهمراهت باشه❤️ مامان ها میفهمن من چی میگم🥹 دوران میزبانی قطعا یکی از مهم ترین وتاثییر گذار ترین روزهای زندگی این بچه هاست👌 مادران میزبان قلب ها شون کف دست شونه 💔 هرروز و هرلحظه هرموقع که تلفن شون زنگ بخوره و ختم میزبانی زده بشه باید این قلب رو همراه مهمون کوچولوشون بدن که بره🥹 واین دل کندن یک مرام ومعرفتی میخواد که هرکسی نداره🥲 فقط ویژه ی فرشتگان زمینیه🥰 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi