eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.8هزار دنبال‌کننده
405 عکس
181 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 قسمت دوم (گلنوش) گلنوش عزیزم بی نهایت شیرین و دوست داشتنی است، یک شب خانوادگی به نمایشگاه قرآن رفتیم، هرکس چشمش به دخترمان می افتاد، جذبش میشد و به سمتش می آمد🤭 نتوانستم خرید کنم چون فروشنده های غرفه ها هم دوست داشتند با گلنوش بازی کنند به جای اینکه پاسخگوی من باشند🤨😂 تاجایی که همسر و پسرم غیرتی شده بودند و گفتند دیگر حق نداری گلنوش را بیرون بیاوری!... یعنی چی؟ این چه وضعیه که همه عاشقش میشوند🤪 خلاصه که نور امیدی است این دخترک باناز و ادای خانه ما😘 اما این روز و شب ها که گویی زمین و زمان بی قراری میکنند، این لحظه ها که آغشته اند به غم و غرور و حماسه و اضطراب، وجود این امانت الهی در دستان ما، آبی است بر آتش قلبمان،انگار حس میکنم با وجودش ما نزدیک تریم به عرش پروردگار. هربار او را برای شیر دادن در آغوش میکشم و نگاه معصوم و اما سراسر امیدش به چشمان عاشق و بیقرارم دوخته میشود، بلافاصله دست های کوچک او را بالا میبرم و حضرت معبود را به پاکی وجود دخترم وهمه این کودکان معصوم، قسم میدهم که: که درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود... گلنوش عزیزم گویی پلی است از خانه ما به آسمان برای شنیدن نجواهای برخاسته از قلب داغدارو عاشقمان و من شک ندارم دعای این فرشته های پاک و معصوم به درگاه پروردگار به اجابت خواهدرسید. روایت مادرمیزبان اسفند ۱۴۰۴ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
صبح شنبه بود همون شنبه ی نحس 😔 با اولین صدای موشک رفتم مدرسه دنبال پسرم از شدت عجله توی راه دوبار زمین خوردم. تادیدمش بغلش کردم ولی چرادلم آروم نگرفت؟ مهمان کوچولومون تازه رفته بود و دلم شور اونو هم میزد رفتم تو گروه شیرخوارگاه عکس بچه هارو ببینم بلکه آروم بشه،دیدم خانم مددکار اعلام کردن هرکی میتونه بیاد برای میزبانی مجدد اعلام کنه. شیر خوارگاه از خونه ی ما دوربود خیلی صدای پدافند و موشک رشته افکارمو پاره میکرد و نمیفهمیدم باید چکار کنم تلفنم زنگ خورد فقط شنیدم که یکی گفت تا کمتر از یک ساعت دیگه خودتو برسون شیرخوارگاه گفتم اخه تا اونجا چطوری بیام گفت مگه موتور ندارین؟؟؟؟ بعدشم قطع شد!!!!!! همسرم اومد بدو بدو خودمونو رسوندیم شیرخوارگاه خیلی مردد بودم که تو این شرایط اصلا دارم کار درستی میکنم یانه امانت مردم رو چطوری مراقبت کنم. چون قبلا هم ازطریق موسسه بهرویش میزبان شده بودیم وتمام مراحل پذیرش کودک را در بهرویش رفته بودیم دیگه الان کار اداری خاصی نداشتیم. یه کاغذ دستم دادن و گفتن برو طبقه بالا تحویلش بگیر یه پسر کوچولوی پنج ماهه دادن بغلم پسر نبود که قرص ماه، گوله نمک، تپل و خوش اخلاق تو اولین نگاه یه لبخندی بهم زد که مهرش به دلم نشست وقتی رفتیم خونه همه هوای جنگ از سرشون افتاد جوری که دل همه رو برده و شده گل سر سبد خونه مون☺️ نوبت به خودم نمیرسه اصلا ببینمش خلاصه که این بچه ها نور خالص هستن اصلا حس میکنی بدو ورود یه سری فرشته ی نگهبان هم باهات وارد خونه میشن. روایت مادر میزبان ۹اسفند ۱۴۰۴ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سلام بر این امت همیشه در صحنه و پای ثابت سفره های سحری😄 البته پای ثابت نیست خودش مائده آسمانیه🥺😍 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
کامی کوچولو یادگار جنگ ۱۲ روزه ست چون بازپیوند هست وقراره انشاءالله به زودی به آغوش پدرومادر خودش برگرده یه کم دوران مهمانی ش طولانی شده . خیلی هاکه ازبیرون به ماجرا نگاه میکنن میگن توطرح میزبان بچه به واسطه ی اون وابستگیه آسیب میبینه ولی وقتی شما به عکس کامی دقت کنید بغض تونگاه روزهای اول رو با برق چشم های الانش مقایسه کنید میبینید که طرح میزبان چقدر موثر بوده اصلا مگه قراره کودک به یکباره رها بشه؟ کودک قراره ازآغوش گرم مادر میزبان به آغوش گرم مادر زیستی خودش ویا مادر فرزندپذیر انتقال پیداکنه همون جور غرق در محبت وتوجه ❤️ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
وقتی با طرح میزبان آشنا شدم و حسابی درموردش تحقیق کردم، مطمئن بودم که باید شرکت کنم با همسرم درمیون گذاشتم و ایشون هم قبول کردن که ثبت نام کنیم. به سامانه بهرویش پیام دادم و بعد از دو روز باهام تماس گرفتن. وقرار مشاوره گذاشتن. فرم هارو پر کردیم مدارک رو تکمیل کردیم،مشاوره مصاحبه و دکتر و... خیلی سریع کارها پیش میرفت شبی نبود که خواب بچه ی میهمان مون رو نبینم اما هر شب یه بچه ی متفاوت رو میدیدم. بازدید منزل هم انجام شد من همچنان هر شب خواب میدیدم تا اینکه یه روز باهام تماس گرفتن که‌ یه کوچولوی دو ماهه هست و منتظر شماست و فردا صبح میتونید تشریف بیارید و تحویل بگیرید. اما من گفتم میشه همین الان بریم؟ تیم همیشه پای کار بهرویش هم لطف کردن☺️ هماهنگ کردن و ما درعرض یک ساعت خودمون رو رسوندیم پیش بچه ی قشنگمون😍 یه کوچولوی ریزه میزه و شاکی 😄 الان یک‌ماه و نیمه که جیگولو بچه نور خونه ی ما شده✨ روایت مادر میزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
سلام حالتون خوبه؟ من قبلا خیلی درباره طرح میزبان شما با همسرم حرف میزدم تصمیم گرفته بودیم اگه عمری بود به بچه های شیرخوارگاه یه خیری برسونیم چون فعلا فرزند اول خودمون یک ساله ست و مقداری برامون سخت بوده میخواستیم صبر کنیم دخترمون بزرگ تر بشه... حالا اما همسرم دو روزه زیر آواره😭 پیداش نمی‌کنیم😭 نذر کردم ۳ تا بچه یتیم رو بیارم، بیشتر از دختر خودم بهشون رسیدگی کنم اگه خداوند توان بده نذر کردم همسرم سالم پیدا بشه ان‌شاءالله... برای سه تا بچه یتیم پدر مادر بشیم😭😭 مثل معجزه است ولی میشه دعا کنید براش.... برای سلامتی همه ی هم وطنان مون سهم شما یک صلوات 🙏 🌸 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعج فرجهم 🌸 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
مشت گره خورده یار امام زمان و آرزوی مرگ برای اسرائیل و آمریکای منفور 👊 دخترمون در حال خوابیدن حریف می‌طلبه‌ 🇮🇷✌️ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
از پریروز سمت ما سرو صداها خیلی زیاد شده بود ، راستش یه کم دل نگران مهمون کوچولو هامون هستم بلاخره درحال حاضر مسئولیت امنیت این دسته گل هاباماست باید امانت رو سالم تحویل بدم انشاءالله🥺🤲 این شدکه ناگهانی تصمیم گرفتیم تهران رو ترک کنیم . و دیگه باوجود دوتا فرشته کوچولوی نازنین و کلی بدو بدو برای جمع کردن لوازم شون دیشب رسیدیم شهرستان. کوچولو ها حسابی توراه خسته شدن به امید پیروزی انشاءالله نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ 🇮🇷✌️ روایت مادر میزبان اسفند ۱۴۰۴ کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi