امام حسن مجتبی
ڪریم اهل البیت🌿
امام مظلوم همیشهی تاریخ
تولدتان مبارڪ آقـــــا❤️
ببخش ڪه داغ بر دلمان نشسته و اشڪ جای لبخند راگرفته...
تدارڪ دیده بودیم براے تولدتان جشن بگیریم مثل هرسال🌸
اما❗️
آقــــــــــاجانم
آقای مظلوم همیشه ی تاریخ..
ببخشید ڪه نشد.. 💔
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
نگران نباشید
همه چیز دست خداست ✊️
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
انشاءالله پیروزی ازآن ماست✌️🇮🇷
ماهایی که بنا به دلایلی شهر رو خالی نکردیم دلمون به این فرشته های مهمان خوشه 👶
به کوچولوهایی که انگار هرکدوم چندتا فرشته ی نگهبان دورخودشون دارن اصلا حضور اینا توخونه یه آرامش خاصی به اعضای خانواده تزریق میکنه ،جوری که حس میکنم خونه مون محل تردد فرشته هاست
خدایا تنهامون نزار 🤲
روایت مادرمیزبان اسفند ۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🟣 مِمول کوچولو 👧(قسمت اول)
#کودک_نیازمند_به_درمان
من برای تو بنویسم؟
دخترم میوه ی دلم و نور چشمم
برای تویی که اولین هایت را با من تجربه میکنی
قطعا دوست داشتی با مادر زیستی ات این اولین ها رو تجربه کنی
میدونم🥺
روزی که قرار بود تو بیای و من درد زایمانم شروع شد با کلی دعا طبق عادت همیشگی ام که اتوبوس بهم آرامش میده و از استرس و دردهای احتمالی ام میکاهه
به سمت (شیرخوارگاه که نه)
به سمت تو روانه شدم
ساعت ۹ قرار اتاق عمل (کمیته) رو داشتم.
درد زایمان اول هر چقدر باشه میگن
دومی حدودا نصف اونه و من حدودا
ساعت ۱۱ و نیم وارد اتاق زایمان (کمیته) شدم
هیچ کس از اطرافیانم فکر نمیکرد
من و تو ازون اتاق سالم و
بغل هم بیرون بیاییم
حتی نزدیک ترین هام
اما لطف خدا که منو
با محمدعلی مادر کرد
لیاقت مادری دختر رویاهامو
که نه از رحمم
از نگاه رحیمیه ی خودش بهم بخشید
(رب انی نذرت لک ما فی بطنی
محررا فتقبل منی)
منی که با قول حداقل ۴ فرزند وارد پیوند مقدسی شده بودم بعد ۸ سال باید تک فرزندم رو فقط به بانوی دو عالم میسپردم و از بهشت مادری رانده میشدم.
دختر آرزوهای من ...
تو حاجت لحظه لحظه های زندگی منی...
اتاق زایمان این بار اتاق
درد تنهایی نبود
که به خدا بگی خدایا من
این همه درد رو
چطور تحمل میکنم و نمی میرم
اتاق زایمان تو اتاق تفسیر
لحظه لحظه ی
تمنای تو از خدای من بود.
این اتاق ۷ الی ۸ ماما داشت
که تک تک سولاتشون رو باید
طوری جواب میدادی
که به چشم خدا بیای
ادامه دارد....
#کودک_نیازمند_به_درمان
#ممول_کوچولو
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
برای دقایقی به طور همزمان ۳تا فسقلی ها خواب بودن، داشتم به این فکر میکردم که، پاشم عکس بگیرم و بفرستم براتون که یکی پس از دیگری بیدار شدن🙄😁
این هم روزمرگی های ما تو حساس ترین روزهای تاریخ
خدایاشکرت 🤲
روایت مادرمیزبان اسفند ۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
امروز بعد از انفجارهای محله مون
خواهرم مارو آورد باغ
که یه کم حال وهوای مهمون کوچولوهامون عوض بشه
بچه ها حسابی بازی کردن ولی
برای افطار برگشتیم خونه
چونکه جبهه رو خالی نمیزاریم😉✌️🇮🇷
روایت مادرمیزبان اسفند ۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
این دختره ی دلبر با این کلاه چین چینیش ،نور خونه مون شده💫
شده قوت قلب مون ❤️
شده دل خوشی روزهای سخت
مامانم این لباسو چند سال پیش خریده بود برای نوه ی بعدیش
گذشت و گذشت و.....
قسمت النا خانم شد 👩🌾
اینه که میگن قسمت هیچکس نصیب کسی دیگه نمیشه...
روایت مادرمیزبان اسفند۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🥀نهال در خاک مینشیند ، بی آن قامت رعنا...
و بهار دلتنگتر از همیشه آغاز خواهد شد.
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
صبح بخیر
من رفتم حمام
الان هم داداش آرش داره باهام حرف میزنه منم براش میخندم😍
وقتی به لبخندش خیره میشم حس میکنم ازاعماق وجودش داره ذوق میکنه ،این لبخند میتونست توشیرخوارگاه تقدیم مراقبین بخش بشه ولی مطمعنم اون ذوق وآرامش خاطر توش نبود ویه خنده ی معمولی بود ....
بچه ها هرچقدرهم کوچیک باشن متوجه اوضاع میشن...
حس میکنن که وسط توجه
ومحبت خانواده هستن.
کودک باید توهرسنی که هست غرق درمحبت و وسط کانون خانواده باشه
حتی اگه وضعیتش موقت باشه ودوران مهمانیش کوتاه باشه
قطعا دراحوالات آینده ش تاثییر گزارهست👌
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
فرفری کوچولوی دندون خرگوشی
خداروشکر بعد از حدود ۸ماه به آغوش مادرزیستی خودش برگشت🥹
تواین مدت نور خونه ی مابود.
خدایا شکرت 🤲
شکر که لبخند به لبانش آوردم.
شکر که مهربونی و محبت
نثارش کردم،تا بدونه این دنیا
هنوز هم قشنگی داره
حتی اگه توبغل مادرزیستی خودش نباشه
خدایا شکرت بوسیدمش و بهش
عشق رو یاد دادم ❤️
خدایا شکرت شبها کنارم خوابوندم
و آرامش رو بهش هدیه دادم
خدایا شکرت آغوش گرم مادری
رو نثارش کردم
خدایا شکرت بهترین رو که آرزوی خوردنش رو داشت، براش با لذت پختم تا حسرت خوردنش به دلش نمونه 🥺
خدایا شکرت عروسک و اسباب بازی موردعلاقه اش رو براش خریدم تا ذوق داشتنش رو تو چشماش ببینم
خدا به واسطه این فرفری
خیلی به ما لطف داشت که بابت
تک تک لحظات بودنش شکر 🥹🤲
الهی که خدا از ما قبول کنه
خدا رو چه دیدی شاید یه روزی یه جایی یه دختر شیطون دندون خرگوشی موفرفری دیدم که همون دخترک من بود 🩷🥹
روایت مادرمیزبان اسفند۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
ما دومین کوچولومون رو ۲۰ دی ماه تحویل دادیم وتو این مدت که کوچولویی نداشتم خداوند معجزه ای به من نشون داد که من واقعا چند روز حیرون بودم .
من باوجود سه تا بچه های خودم وکودک مهمان به همه ی کارهام میرسیدم
باخودم فکر میکردم خب دارم با برنامه ریزی و زدن از خوابم و زرنگی خودم به همه کارهام میرسم 😎
و هرکی منو بااون حجم ازکار میدید تعجب میکرد 😯
معمولا هیچ کمکی از جانب همسر
یا پدر و مادرم ندارم مگر
درشرایط واقعا اظطراری
البته به زبون میگفتم
که خدا کمک میکنه
ولی این موضوع روزمانی باگوشت وپوستم حس کردم که کوچولومون رو تحویل دادیم🤦♀
و منی که دیگه شب ها تا صبح شیر درست نمیکردم و بچه کوچیک نداشتم،ولی به هیچ کاری
نمیرسیدم🫨
از صبح تا شب توخونه سرپا هستم ولی به ته کارهام نمیرسم😳😳 واقعا نمیرسیدم.
منی که قبلش وسط یه ظرف شستن ساده سه بار باید پسر کوچولو رو بغل میگرفتم و دوباره میومدم سراغ کارم الان رو دور تند هم که میرفتم بازهم چند تا کار میموند برای فردا 😫
و اونجا بود که از ته قلبم گفتم
خدایا فهمیدم 🥺
خدایا به چشم دیدم
که اون بچه برای ما زحمتی نداشت
و خودت و فرشته هات
کمکمون بودید😍
برکات و نعمات مادی و معنوی
دیگه شون بماند🥹
وحالا تنها تراپی منو بچه هام
اینه که زود یه کوچولوی
دیگه بیاریم😍
کوچولوی اولمون رو که تحویل دادیم فکرمیکردم هیچ کس نمیتونه جای اونو برامون پر کنه اما بعد چند روز کوچولوی بعدی اومد و
مهمون خونمون شد.
چند روز اول با یاد کوچولوی قبلی گذشت ولی کوچولوی جدید چنان خودشو جا کرد که دیگه جایی برای غم و غصه نمونده بود.
روایت مادرمیزبان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi