حزباللهیها چه مردمی هستند؟
#انسانیت #حمایت
حزباللهیها، بسیجیها، انقلابیها به چی شهره هستند؟ به شعار حیدر حیدر؟ به تجمع در میادین؟ به عشق بیحد به خامنهای؟ به دفاع از نظام؟ به نماز جمعه؟ به راهپیمایی بیست و دوم بهمن؟ به راهیان نور؟ به بیسیم و موتورهزار؟ به چادر؟ به شعار مرگ بر امریکا؟ به نترسیدن از جنگ؟ اینها همه هست و شکی هم در هیچ کدامشان نیست. من اما امشب در تجمع میدان شهید طهرانیمقدم حتم کردم که مشخصهی اول جماعت معروف به حزباللهی یا مشهور به انقلابی "انسانیت" است و "کرامت اخلاق" و "نهایت عاطفه".
بچهای که در این عکس مشاهده میکنید و به حرمت اخلاق رسانهای تصویرش معلوم نیست، یکی از بچههای بهزیستی است به نام آرتا که شش ماهش است.
در این بمباران و موشکباران، سرپرستی موقت این بچه را خانوادهای گردن گرفته که خودشان چهار تا بچهی قد و نیمقد دارند.
هر شب هم رأس ساعت هشت شب میآیند و در کلاس دفاع از وطن حاضری میزنند. ✅️
من وقتی به چشمهای آرتا نگاه کردم، خیلی دلم سوخت و وقتی به خانم محترمهای که مادری آرتا را قبول کرده نگاه کردم، حتم کردم حزبالله قبل از هر چیز حزب انسانیت است. خودت چهار تا بچه داشته باشی ولی بچهی بهزیستی را هم قبول کنی و برای آرتا مادری کنی، پدری کنی. باری معنای دیگر شعار حیدر حیدر همین یتیمنوازی است و کاش مردم جامعه در شناخت خودشان از جامعهی حزباللهی تجدیدنظر کنند.
امشب سخنران میدان طهرانیمقدم، حامد کاشانی بود و دقایقی هم محمد رسولی حماسهسرایی کرد.
به خاطر بسپارید مردمی که پای سخن و صحبت این مشاهیر میآیند، فقط مردم میدان سیاست نیستند بلکه در وادی انسانیت هم حرفهای زیادی برای گفتن دارند. اینکه در این شرایط جنگی زنگ بزنند به بهزیستی و سرپرستی بچههای بیسرپرست را قبول کنند. گیرم دیانت به انسانیت باشد، باز هم پرچم حزباللهیها بالاست.
کاش حزباللهیها را درست معرفی کنیم، نه درشت. 👌
خدا ناظر و حاضر است. یا علی...
✍️ حسین قدیانی ۸ فروردین ۱۴۰۵
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 ارسالی از خانواده های بهرویشی
اصفهان 🌱👨👩👧
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
یه وقت فکر نکنید این چکمه ها
برام بزرگه...نه... 🤭
انشاءالله در آینده ای نزدیک باهمین چکمه هام میام تابرای کشور پاسداری کنم.😍
📸ارسالی مادر میزبان بهار۱۴۰۵
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
پهلوان های خونه ی ما 🥰
آقا محمد طاها ۵ ماهه که مهمان ونور خونه ی ماست.
حسن آقا هم از شروع جنگ اومدند وخونه مون دیگه نور علی نورشده 🥹
📸 ارسالی از مادرمیزبان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹دستنوشتهٔ شهید ۱۴ ساله مظلوم، معین صفرینوا (پایه هشتم) که پریشب در حمله به پردیسان قم به شهادت رسید...
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
ایشون فاطمه خانم ما هستن.
ورودشون تو زندگیمون مثل یه معجزه بود و هست که هنوز باورم نمیشه یه موجود به این خوشمزگی وارد زندگیمون شده 😋
برای بچم وقت آتلیه گرفته بودم که جنگ شد تهدید هارو به فرصت تبدیل کردیم😉 و باباش بالاخره دست به دوربین شد 📸
📸 ارسالی از مادر میزبان بهار ۱۴۰۵
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
پرنسس ما به تازگی دوماهش شده
روز به روز تو دل برو تر هم میشن ایشون
پدر خودم اصلا نوزاد دوست نداره اما روزی که فاطمه رو آوردم ۲۲ روزش بود
جوری بغلش کرده بود و از مهری که افتاده بود تو دلش باهمه حرف میزد که هرکسی که پدرم رو میشناخت باورش نمیشد🙄
ایشون خودشون ماشاالله ۱۰ تا نوه دارن و همیشه به شوخی میگفتن بچه هاتون ۶ماهشون شد بدید من بغل کنم👨🍼
ولی الان فاطمه رو که
یکسره بغل میکنه هیچ ....
وقت هایی هم که گریه میکننه پامیشه راهش میبره و آرومش میکنه😅
قبلا این صحنه ها تو
خونه ی ما قفل بوده😆 🫣
✍️ روایت مادر میزبان بهار ۱۴۰۵
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدون رو خالی نمیزاریم که ✌️
حتی با پستونک 👶
ملگ بل آملیکا ✊️
📸 ارسالی از مادر میزبان بهار ۱۴۰۵
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🟣 روایتگری مادری مجرد 🤱
بعد از یه شیفت کاریِ سخت ۲۴ ساعته که سراسر بوی جنگ داشت و نگرانی و اضطرابِ مردم ...
تا منزل ۲ساعت رانندگی در پیش داشتم، در طول مسیر علاوه بر خستگی و بی خوابی ، دلتنگ و نگران فرشته نازنینم بودم که به تازگی از پیشم رفته بود و بخشی از وجودمو با خودش برده بود هزارتا سوال و خاطره در ذهنم مرور میشد و لحظه به لحظه دلتنگ تر و بی تاب تر میشدم . در مسیر چندین پمپ بنزین خلوت بود ولی برای اولین بار اصلا حوصله و توان بنزین زدن نداشتم و تصمیم گرفتم برای هماهنگی مهمانی افطار یه سر به بهزیستی بزنم و بعد برم خونه و استراحت کنم...
نزدیک ساعت ۱۰ وارد بهزیستی شدم حس عجیبی در فضا حاکم بود طولی نکشید که فهمیدم دقایقی پیش به کشور نازنین مون حمله شده پاهام سست شد و روی صندلی نشستم خدایا خودت کمک کن . مسئول بهزیستی پرسید نگران خانواده تون هستین ؟ عزیزی در مناطق آسیب دیده دارین؟ یهو یادم افتاد اصلا به فکر خانوادم نبودم همون لحظه فکرم رفته بود پیش بچه های بی پناه شیرخوارگاه من تمام شیرخوارگاه های تهران رفته بودم ، همشون باهم اومد جلوی چشمم ، گفتم نه اونا انشاالله سالم هستن نگران بچه ها هستم چی میشن ؟ الان باید چه کار کرد ؟ مسئول بهزیستی گفت بذارید تماس بگیرم احتمالا میگن برین بچه هارو تحویل بگیرین...
ولی تمام تلفن ها قطع بود و دل آشوب ما بیشتر و بیشتر میشد...
باخودم گفتم یه پیام به عزیزان بهرویش ارسال کنم به امید اینکه لحظه ای اینترنت وصل بشه و شاید پیام من هم دیده بشه و
بعد حرکت میکنم.
خدا خودش کمک میکنه...
خداروشکر بلافاصله پیامم ارسال شد و جواب پیام هم اومد که اگر میتونید بیایید شیرخوارگاه...ولی متاسفانه بنزین نداشتم ترافیک هم سنگین شده بود. رفتم منزل ماشین پدرمو که مقداری بنزین داشت برداشتم و به همراه برادرم راهی شدیم ، بعد کلی ترافیک نزدیک ساعت ۱ رسیدیم و در کمال ناباوری ازدحام خانواده هایی رو دیدیم که همگی اومده بودن در این شرایط آغوش امنی بشن برای این فرشته های نازنین...
در سریع ترین زمان ممکن خدا یه دختر و پسر نازنین مهمون خونه مون کرد. دختر قشنگی که مسئولین شیرخوارگاه معتقد بودن ارتباط نمیگیره و خیلی بی تابی میکنه به محض نشستن در ماشین تو بغلم آروم شد و دیگه جز خنده های قشنگ و شیرینش چیزی ندیدیم...
فرشته هایی که در این ایام معجزه های زیادی به خونه مون آوردن که اگر نبودند معلوم نبود حال و روز اعضای خانواده چی میشد آیا با این خبرهای ناگوار باز هم سرپا میموندن یا نه ؟ دیگه این روزها با حضور شیرین و پربرکت کوچولوهامون در
فضای منزل ما فقط امید هست 🌱
و استقامت و افتخار به این کشور ، به مردم ، به رزمنده ها ، به کادر درمان به هلال احمر ، به تک تک انسان هایی که خون ایرانی در رگهاشون به جوش اومده و قلبشون برای کشور و مردموشن میتپه و صدا و لبخند دختر و پسر عزیزم که لحظه به لحظه بهمون یادآوری میکنه زندگی در جریانه و آینده قطعا قشنگ خواهد بود، بعد از گذشت این ایام منی که یک مادر مجرد هستم و به لطف خدا و با حضور این فرشته ها طمع شیرین مادر بودن چشیدم تازه این حقیقتو به معنای واقعی لمس کردم که این ما نیستیم که از این هدیه های آسمانی نگهداری و مراقبت میکنیم و آغوش امنی براشون هستیم بلکه خداوند پشت و پناه ، مراقب و نگهدار همه ی ماست و با عنایت خداوند این فرشته ها آغوش امنی برای ما شدند...
دیگه نگران دختر قشنگم نیستم چون که به آغوش گرم خانوادش برگشت چراکه خدای بزرگ همیشه پشت و پناهش هست و براش بهترینهارو رقم میزنه بخشی از قلب من همیشه پیشش میمونه❣️
ولی با وجود خدای مهربونی که همیشه هست دلم آرومه .
ایران عزیزتر از جانم مطمئنم که همیشه پیروز خواهی بود اما امیدوارم به زودی زود در جشن پیروزی ات شرکت کنیم و همگی باهم آماده بشیم برای جشن بزرگ ظهور.🇮🇷✌️
✍️روایت مادرمیزبان اسفند ۱۴۰۴
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فاطمه زهرا بازمانده حادثه حمله به ساختمان مسکونی در بندرعباس است که مادر و مادربزرگش به شهادت رسیدند
آقا امدادی اومد نجاتم داد💔
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi