eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.7هزار دنبال‌کننده
410 عکس
181 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
🌵گر گل نیستی خارهم مباش (قسمت دوم) الحمدالله باچالش های فراوانی که با اطرافیان داشتیم بلاخره کارهای فرزند خواندگی امیرعباس به خیر تمام شد😊 و این فرشته ی کوچولو عضوی از خانواده مون شد. گذشت وگذشت.... چند وقت بعد دوباره پای فرشته های جدید به خونه مون بازشدولی این بار به یه شکل دیگه... باطرح میزبان 🌱 میزبانی اولم بود... دوتا پسر که از ناحیه ی دست و پا معلول بودن ...🥺 وقتی بیرون میرفتیم نگاه های مردم خیلی سنگین و بد بود جوری که حالم بد میشد و سعی میکردم نگاهم به نگاه شون نیوفته شاید خدا میخواست بهم بفهمونه که مادر و پدر دو قلوهارو قضاوت نکنم😞 شاید اونا هم این روزها رو میدیدن و تحمل و طاقت اینگونه ترحّم و نگاه هارو نداشتن... یه شب هر دوشون مریض شدن بردیم شون درمانگاه ... بچه ها به شدت گریه میکردن و از آدمها مخصوصا دکتر میترسیدن... اون شب یک خانم دکتر کاملا بی اعصابی هم قسمت ما شد🤦‍♀️ بهش گفتم این بچه ها از بهزیستی اومدن و مهمان ما هستن ... بچه ها جییییغ میزدن نمیذاشتن معاینه شون کنه ... همسرم یکی شون رو بغل کرده بود و خودم هم اون یکی رو... به پسرم گفتم علی کمک بابا کن و سر دارا جان رو نگه دار تا دکتر بتونه معاینه کنه ... دکتره برگشت گفت : بیچاره علی علی چی میکشی از دست اینا ؟ همسرم به کنایه بهش گفت این که چیزی نیست یه دونه دیگه هم تو خونه داریم... دکتر تا اینو شنید😒 دوتا دستاش رو بالا و به طرف مون پائین آورد ( به نشانه ی خاک بر سرتون ) و حتی صداش رو هم درآورد.😐 من و همسرم و پسرم هنگ بودیم هنگ ... به خاطر اوضاع حاکم و گریه ی بچه ها فقط رفتیم‌.... و من تا مدت ها به حرکت این خانم که مثلا دکتر و تحصیل کرده ی این مملکت بودن فکر میکردم...🙄 حتی به سرم زد برم و به خاطر رفتارش ازش شکایت کنم ولی بیخیال شدم 🤨 بله واقعا مخ آدم سوت میکشه این حرکات و رفتارهارو از بعضی آدم ها میبینه... خداعاقبت همه مونو ختم به خیرکنه الهی آمین 🤲 ادامه دارد... ✍️روایت مادر فرزندپذیر ومیزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
کف پاهامو..... 😊 مرگ برآمریکا 👊 مرگ بر اسرائیل ✊️ ✌️🇮🇷 📸 ارسالی از مادرمیزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
💢پاسخ سید مجید نقطه زن به درخواست دختربچه انقلابی برای موشک صورتی!! 😁 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
🌵گر گل نیستی خارمباش (قسمت سوم) در میزبانی سومین کودک بودم که در قسمتی از بدنم احساس ناراحتی و درد داشتم،با خودم کلنجار میرفتم...‌ برم دکتر...نرم دکتر.... همش پیش خودم میگفتم اگر رفتم و دکتر بهم گفت این مشکل رو داری و باید جراحی یا  شیمی درمانی بشی  چیکار کنم ؟ تکلیف این بچه چی میشه ؟🥺 باید برگرده بهزیستی  و این خیلی بده حالا امیرعباس رو میتونم بفرستم خونه خواهرم ولی ریحانه چی ؟؟؟ یه شکست دیگه تو زندگیش😞 یه برگشت دیگه ... دلمو زدم به دریا.... با خدای خودم عهدی بستم و تمام.... و بیخیال دکتر شدم.... هرچند که عقلانی نبود.... میزبانی سومین کودک به پایان رسید... و من همچنان با همون درد دست و پنجه نرم میکردم گفتم خوب حالا موقع ش رسید که برم دکتر... تا به خودم اومدم جنگ شد😰 و من میزبان کودک چهارم شدم جنگ ۱۲ روزه تموم شد ولی‌... اصلا به خاطر شرایط بچه ها و شب بیداری ها و کسلی روزها بازم نمیتونستم برم دنبال چکاب و دکتر دو ماه گذشت و شرایط کودک چهارم کمی بهتر شد.... به خودم گفتم :توکلتُ علی الله ✳️ میرم دکتر،هر چه از پیش خدا آیدخوش آید ولی اگر دکتر گفت شرایطتت خوب نیست و باید شیمی درمانی بشی به هیچ کس هیچی نمیگم‌ صبر میکنم و صبر .... تا میزبانی این کودک هم به پایان برسه امیدم فقط به خدا بود 🤲 یک ماهی طول کشید تا جواب انواع آزمایش ها و چکاب ها و عکس برداری ها بیاد و من با همون عهدی که با خدا بسته بودم دلم گرم بود🌱❤️ نتیجه ها اومد و در کمال ناباوری برای خودم با اون همه دردی که داشتم هییییچ مشکلی نداشتم🥹 و در سلامت کامل بودم به شکر خدا به برکت این بچه ها و من که خوشحالترین بودم 🥰 از اینکه مهمان چهارم برنمیگشت و تا انتهای خادمی میزبانی  پیش خودم میمونه شُکراً لِلّه ادامه دارد.... ✍️روایت مادر میزبان کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
آریناجان و سنار عزیز🌱 انتقام خون هایتان رامیگیریم ✊️ 🇮🇷 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi