ابوعلی.
باورش ممکن نیست..
اشکامو پاک میکنم با آستین
آره بخندین، همینو میخواستین...
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
هی میخوام یادم نیاد که نجف هست و من ازش دورم. ولی یادم میاد. هی حواسمو پرت میکنم و هِی «اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟» میشه ماجرامون.
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سحر آخر ماه رمضان،
بارون نجف،
نبود آقا،
هر لحظه حسرتهام داره بیشتر میشه ..💔
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش زمان برمیگشت به عقب اونوقت هم تو بودی، هم حال ما خوب بود