eitaa logo
ابوقاسم
42.3هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
250 ویدیو
5 فایل
ارتباط @aboghasem
مشاهده در ایتا
دانلود
ان شاء الله امروز توضیحات مفصلی رو درباره تحولات سودان عرض خواهم کرد سعی می کنیم نسبت خطای در تحلیل رو کاهش بدیم و به جای راهبردهای خودساخته ذهنی تحولات میدانی را تحلیل کنیم. تحولات سودان برای همه مهم است، از قدرت های بزرگ شرق و غرب گرفته تا کشورهای عربی، اسرائیل و ایران کشوری که اساس تجزیه آن برای امنیت بخشی به اسرائیل انجام شد. کشوری که در جنگ اعراب با اسرائیل به مصر و محور اسلامی کمک کرد اما در پروژه تجزیه این کشور توسط اعراب تنها ماند و....
جنگ سودان بر سر چیست؟ سال 2019 دولت عمر البشير بعد از 30 سال حکومت توسط ارتش سودان سرنگون شد برهان به عنوان فرمانده ارتش و حمیدتی فرمانده نیروهای واکنش سریع و پرنفوذ ترین شخصیت در سودان شرقی از مجریان اصلی طرح کودتا در سودان بودند بعد از سرنگونی حکومت البشير البرهان و حمیدتی تصمیم به یک دولت انتقالی یا همان شورای انتقالی برای اداره دوساله سودان گرفتند.اما به مرور زمان این عبدالفتاح برهان بود که بعد از کودتای دوم در سال 2021 زمام امور را به صورت کامل در دست گرفت و خبری از حکومت دموکراتیک با مشارکت احزاب و... نبود این دو فرمانده ارتش هرکدام از حمایت سیاسی بعضی از احزاب برخوردار اند، نیروهای آزادی و تغییر حمایت نیروهای پشتیبانی سریع را با خود دارند و نیروهای بلوک دموکراتیک هم حمایت ارتش را دارند. عبدالفتاح برهان که همزمان فرمانده ارتش و رئیس شورای انتقالی شد از نیروهای سودان شرقی تحت فرمان حمیدتی خواست به ارتش ملحق شوند که با مخالفت حمیدتی روبه رو شد برهان در یک اقدام تعجب برانگیز و برای جلب نظر محور غرب صلح إبراهيم با اسرائیل را قبول و آن را امضا کرد مساله ای که با اعتراض شدید ژنرال حمیدتی و اسلامگرایان نزدیک به عمر البشير روبه رو شد همچنین برهان توافق راهبردی روسیه با عمر البشير برای تاسیس یک پایگاه دریایی در سواحل دریای سرخ را نپذیرفت برهان در اقدام بعدی خود ژنرال حمیدتی که معاون وی در شورای انتقالی بود را برکنار کرده بود حمیدتی که با زیرکی عبدالفتاح برهان به حاشیه فرایند سیاسی سودان رانده شد می دانست اگر نیروهای خود را به ارتش واگذار کند جایگاهی در آینده این کشور نخواهد داشت وی به مقابله با عبدالفتاح برهان برخاست ابوقاسم
📌جنگ سودان بر سر چیست؟ تحولات قاره آفریقا را باید در بستر یک رقابت بزرگ تر میان کنشگران مهم جهان تحلیل کرد. رقابت های امنیتی، فرهنگی و سیاسی قدرت ها بستر جدیدی را در آفریقا رقم زد، غربی یا شرقی شدن کشورهای مهم این قاره مساله اساسی است. سودان هم مثل اوکراین قربانی بی تدبیری جریان های سیاسی داخلی این کشور و همچنین مداخلات خارجی شد معمولا کودتاها، شورش ها و جنگ های داخلی نشانه های حتمی از دخالت قدرت های خارجی در کشورها است و سودان هم از این قاعده مستثنی نیست قبل از همه چیز باید مشخص شود که چرا سودان برای قدرت ها اهمیت دارد؟ سودان به عنوان یک کشور بزرگ و ریشه دار آفریقایی که همواره نقش بسیار مهمی در تحولات جهان اسلام داشته یک تهدید برای صهیونیسم و آمریکا تلقی شد. سودان پاشنه اصلی برای نفوذ بازیگران خارجی در قاره سیاه است این کشور صرف نظر از انبوه معادن و منابع از گستره جغرافیایی بزرگ در کرانه دریای سرخ برخوردار است. سودان نقش مهمی در تسلیح کشورهای عربی از جمله مصر در جنگ اعراب با صهیونیست ها و کمک نظامی به گروهای فلسطینی داشت. تجزیه سودان جنوبی از شمالی و جداسازی این منطقه با ذخایر بزرگ نفتی اولین قدم برای نفوذ صهیونیسم و آمریکا در آفریقا برای مهار کنشگران فعال این قاره از جمله مصر شکل گرفت. سودان شمالی بزرگ و یکپارچه با دولت مقتدر مزاحم منافع بلند مدت محور غربی در سودان جنوبی و آفریقا و حوزه دریای سرخ است و به زعم غربی ها این خلاء می‌تواند فرصت های زیادی را برای محور شرقی یعنی روسیه و ایران برای افزایش نفوذ خود در دریای سرخ خلق کند محور غربی بازی چندگانه ای را در سودان دنبال می‌کند، امنیت استخراج منابع در سودان جنوبی و انتقال آن به دریای سرخ از طریق سودان شمالی، روی کار آمدن دولت غرب گرا برای مهار نفوذ ایران، روسیه چین در سودان که الان عبدالفتاح برهان این برنامه را در پیش گرفت، مهار مصر با ابزارهای امنیتی و مناقشات بر سر رود نیل به عنوان یکی از کلیدی ترین کشورهای جهان اسلام و در نهایت پیش برد صلح إبراهيم در کشورهای آفریقایی و مقابله با نفوذ ایران در اریتره از مهم ترین برنامه های محور غربی در سودان است. با توجه به شکل گیری آرایش سیاسی جدید میان کشورهای عربی و اسلامی با ایران(هم ایران و هم اعراب از نفوذ قابل توجهی در آفریقا برخوردار اند) و افزایش همکاری های محور عربی با چین و روسیه باید دید می توان آثار این قرابت تاریخی را در آفریقا ببینیم یانه(همان طور که توافقات کشورهای عربی و ایران آثار خود را در عراق و سوریه و یمن و لبنان گذاشته و خواهد گذاشت). گفتن این نکته مهم است که توافق تاریخی ایران و اعراب صلح إبراهيمی اسرائیل و کشورهای عربی و ناتوی عربی که قرار بود شکل بگیرد را به حاشیه راند و اسرائیل را متحمل ضربه مهمی کرد. نقش چین و روسیه که بخشی از حوزه منافع خود در خاورمیانه را در توافق ایران و اعراب تعریف کردند نیز قابل توجه است. این دو کشور بخصوص روسیه در تحولات سودان و روی کار آمدن عبدالفتاح برهان متضرر شدند. ساده اندیشی است که خیلی زود کشورهای عربی را در محور شرق تعریف کنیم اما باتوجه به روابط جدید آن ها با چین و ایران می توان تایید کرد هر دو طرف(ایران و عربستان) فهم مشترکی از تحولات منطقه پیدا کردند، اینکه حد و اندازه این درک مشترک به چه میزان است و تا چه حد می تواند موثر باشد نیاز به زمان دارد. ابوقاسم
حضور فعالانه رژیم صهیونیستی در سودان برای تکمیل شبکه امنیتی خود در محور مدیترانه تا باب المندب است هرچند نفوذ صهیونیست ها در اریتره که 900 کیلومتر خط ساحلی با دریای سرخ دارد با لابی ایران پایان یافت اما آن ها برای تامین امنیت خود و پیشبرد صلح إبراهيم در کشورهای آفریقایی، به حضور در سودان نیاز دارند و این حضور فعلا با تجزیه سودان جنوبی و جنگ داخلی در سودان شمالی همراه شد. عمر البشير که روابط بسیار استراتژیکی با ایران داشت چگونه دست از همه چیز کشید و با ایران قطع ارتباط کرد؟ مساله نابخردی اعراب و نداشتن تحلیل درست از بازی کلان آمریکا و اسرائیل در آفریقا بود که ابتدا سودان را تجزیه کردند و بعد از آن نفوذ ایران در سودان، اریتره، آفریقای جنوبی، الجزایر، نیجریه و... را که برای مهار اسرائیل و آمریکا و جلوگیری از شکل گیری مشابه صلح إبراهيم کشورهای عربی در آفریقا انجام شد درتضاد با نفوذ اعراب تعریف کردند. کشورهای عربی کمک های اقتصادی خود به سودان را متوقف کردند و همه چیز را در گرو قطع ارتباط سودان با ایران گذاشتند و سرانجام عمر البشير تصمیم به قطع کامل روابط دیپلماتیک با ایران گرفت تا مسیر افزایش نفوذ صهیونیسم در سودان هموار شود و درنتیجه با کودتای 2019 عمر البشير نیز از قدرت کنار رفت ابوقاسم
🔴گزارش هافینگتون پست رو بخونید 👇 زمان انتشار این گزارش برای الان نیست هنگامی که البشیر و حسن الترابی در سال ۱۹۸۹ دولتی اسلامی را در سودان تاسیس کردند، یکی از اولین ابتکارات دیپلماتیک نظام سودان برقراری روابط و اتحاد با ایران بود. کشوری که انقلاب یک دهه قبلش، منبع الهام اسلامگرایان و افزایش قدرت آنان در سودان شده بود. پنج ماه پس از استقرار حکومت جدید نیز عمر البشیر به تهران سفر کرد و سازمان‌های اطلاعاتی دو کشور توافق نامه همکاری امضا کردند.» در این گزارش آمده است :«در سال ۱۹۹۱ حجت السالام هاشمی رفسنجانی، رییس جمهور وقت ایران نیز سفری به سودان داشت و قراردادهای اقتصادی و مالی زیادی با این کشور بسته شد که فروش یک میلیون تن نفت در سال و و کمک‌های مالی و ارسال اسلحه به سودان یکی از بندهای این توافقنامه‌ها بود. همچنین گزارشهایی نیز وجود داشت که نیروهای سپاه پاسداران برای آموزش نیروهای دفاع مردمی در سودان به این کشور سفر کردند. در طول این سال‌ها، سودان و ایران حمایت‌های زیادی از بازیگران غیر دولتی منطقه از جمله حزب الله، حماس، و جنبش جهاداسلامی در فلسطین کردند. در سال ۲۰۰۸ دو کشور رسما توافق نامه همکاری نظامی امضا کردند و در ماه می سال جاری، سرعت ساخت و ساز و قرار گیری پایگاههای دریایی و لجستیکی ایران در بنادر سودان افزایش چشمگیری داشته است. خلاصه اینکه در طول دو دهه گذشته سودان تبدیل به مرکز ثقل و تجمع نیرو‌ها و گروههای جهادی مسلمان شده است.» هافینگتون پست در ادامه می‌نویسد: «سودان در عین حال در همین زمان به زمین جنگ‌های نیابتی ایران بر علیه اسراییل تبدیل شده است. از لحاظ تاریخی، روابط سودان و اسراییل همیشه خصمانه بوده است. از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ اسراییل چهار بار به مراکز نظامی سودان حمله کرده و در سال ۲۰۱۲ چهارمین حمله به کارخانه یرموک در نزدیکی خارطوم بوده است. انگیزه اسراییل برای هدف قرار دادن سودان به احتمال زیاد مجازات این کشور بوده است چرا که اسراییل معتقد است سودان به ایران اجازه داده است از خاکش برای ارسال محموله‌های سلاح از طریق دریای سرخ و صحرای سینا به غزه و لبنان استفاده کند و علاوه برذاین از نیروهای حماس و گروه‌های شبه نظامی فلسطین نیز حمایت کرده است. اسراییل در عین حال با حمله به کارخانه های سودانی به دنبال ارسال پیامهایی به دولت این کشور است. اسراییل بر این عقیده است که سودان ، کشوری ضعیف است که خود درگیر مسایل سودان جنوبی و منطقه دارفور بوده و قادر به حمله مستقیم به اسراییل نیست. این اقدامات برای این است که به البشیر این پیام را برساند که نباید روابط خود با تهران و حماس را گسترش دهد. پیام مهم‌تر این اقدامات اما برای ایران است، اینکه اگر تهران از کشورهای منطقه شرق آفریقا برای راه اندازی جنگ نیابتی علیه اسراییل استفاده کند، اسراییل نیز منافع ایران در منطقه را به خطر می‌اندازد. علاوه بر این، اسراییل از متحد خود یعنی سودان جنوبی برای تضعیف خارطوم استفاده می‌کند. این مشارکت و همکاری به موازات مناقشه اسراییل و ایران پیش آمده است. در طول جنگ اول سودان (در فاصله سالهای ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۲) اسراییل نیروهای جنبش آزادی‌بخش سودان را تجهیز کرده و به آنان آموزش نظامی داد. این اقدام در راستای «دکترین پیرامون» بن‌گوریون صورت گرفت. دکترینی که می‌گوید اسراییل باید با ممالک غیر عرب نزدیک به منطقه روابط محکم و دوستانه‌ای برقرار کند تا در مقابله با خطر اعراب، موازنه قدرت حاصل آید. بعد از استقلال سودان جنوبی در سال ۲۰۱۱ حرکات دیپلماتیک «جوبا» برای برقراری رابطه دیپلماتیک با اسراییل باعث شد جدید التاسیس‌ترین کشور جهان به متحد استراتژیک اسراییل تبدیل شود. در ادامه این روابط در ماه مارس سال ۲۰۱۲ یک هواپیمای بدون سرنشین ایرانی توسط شورشیان مورد حمایت جوبا به ضرب گلوله ساقط شد و اسراییل نیز در مقابل تعدادی از نیرویهای امنیتی خود را برای آموزش نیروهای نظامی سودان جنوبی برای کار با تانک‌هایT-72 به این منطقه اعزام کرد. اگر خارطوم و جوبا به خاطر منطقه نفت خیر «آبیه» با یکدیگر درگیر جنگ شوند، انتظار می‌رود ایران و اسراییل نیز درگیر جنگی نیابتی در منظقه شوند و سودان تبدیل به یکی از خطرناک‌ترین میادین نبرد در منطقه شود. اریتره قطعه دیگری از پازل استراتژی ایران در آفریقا اریتره یکی دیگر از قطعات مهم در این پازل است چرا که «اسمره» مایل به همکاری مشترک نظامی با ایران و اسراییل است. از نگاه اریتره، حمله بالقوه اتیوپی به این کشور بزرگ‌ترین تهدید امنیت ملی است. برای مقابله با این تهدید، اریتره در سال ۲۰۰۸ با ایران توافقنامه‌ای را امضا کرد که شرایط حضور نظامی ایران در شهر آیاب را هموار می‌کند (البته هدف رسمی اعلام شده از این اقدام محافظت از میدان نفتی این منطقه است).
خیلی خوشحال هستم که دوستان در این نظر سنجی شرکت کردند و خوشحال تر اینکه دوستان از مجموعه خبری راضی هستند 😍 ایراد هایی وجود داره، کمبودهایی هست که ان شاء الله حل و فصل میشه اون دوستانی هم که اصلا از ما راضی نیستند به بنده پیام بدن تا إيرادات رو بشنویم و در صورت توان برطرف کنیم 🙏 ابوقاسم
با انقلاب اسلامی دست شرق و غرب از تکه ای از جغرافیای دنیا یعنی ایران کوتاه شد اما این آغاز یک مسیر سخت برای حکمرانی جدید بر ایران بود. مسیر سخت برای قدرتمند شدن و روی پاهای خود ایستادن که بهترین حس واقعی برای انسان است، این مهم ترین انتخاب برای آینده ایران بود که اتخاذ آن شجاعت می خواست. یه قضیه هست که میگه وقتی درد دارم، وقتی تلاش می کنم وقتی قدرتمند میشوم تازه دارم واقعی ترین تصویر زندگی رو میبینم و حس می کنم، این حس به من چیزی رو یاد میده که هیچ چیز نمیتونه جایگزینش بشه ممکنه سلیقه های سیاسی متفاوت باشه اما کسی نمیتونه چیز دیگه ای رو جایگزین پیشینه و تاریخ ایران کنه یا جغرافیای این منطقه با تمام ویژگی ها و تفاوت های فرهنگی و تاریخی رو عوض کنه اینکه یه ملت اندیشه قوی شدن رو داشته باشه مقصر کیست؟اینکه ایران بخش مهمی از معادلات و تحولات تاریخ بشری بوده و هست را چه کنیم؟؟ یقینا ملتی که اندیشه قوی شدن رو داشته باشه رو نباید ملامت کرد بلکه فرصت های بیشتری رو برای خود خلق می کنه فقط یه احمق میتونه به پیشینه تاریخی خود پشت کنه خلاصه اینکه ملت ایران قوی شدن را توی کلاس های آموزشی یاد نگرفت، همه چیز ریشه در فرهنگ و منش و ارزش های دینی و ملی نهفته است بنابراین ایرانی که در طول تاریخ بیش از 400 مرتبه به آن حمله شده نمیتونه یه کشور معمولی مثل تاجیکستان باشه این چیزی نیست که دست ما باشه، حتی سیاسیون نیز نقش اساسی در آن ندارند، بیش تر ماجرا به جبر تاریخی و فرهنگی و جغرافیای ایران باز می گردد... ادامه دارد ابوقاسم
امروز تولد یکی از دوستان خوبم هست، کسیکه خار در چشم سازمان های اطلاعاتی خارج از کشور شده، هرچند نمیشه نامی از او برد اما آرزو دارم در مسیر سختی که انتخاب کرد موفق باشه و در آخر کار هم شهید بشه😍 من پیر فنا بدم جوانم کردی من مرده بدم ز زندگانم کردی می ترسیدم که گم شوم در ره تو اکنون نشوم گم که نشانم کردی ابوقاسم
معتقد هستم چین و آمریکا وارد مرحله سرنوشت ساز جنگ اراده ها شدند. دنیا راهی جز تحمل و هضم این جنگ را ندارد، چراکه چین یا باید بزرگ تر شود یا باید کوچک تر. یکی درصدد بازگشت به عظمت تاریخی خود یعنی بازگشت به ما قبل 1831 میلادی است. و دیگری بدنبال حفظ نظام سلطه و خارج کردن رقبای خود از مدار تهدید است. سرنوشت و آینده دنیا به نتیجه این جنگ گره خورده است،بنابراین قدرت ها وارد فاز فعالیت های تنش آمیز برای تضعیف رقبا شدند. این جنگ بازیگران مشخصی دارد و سایر کشورها به عنوان کارت های بازی مورد استفاده قدرت ها قرار می گیرند. در این جنگ بزرگ، ایران کجای ماجرا قرار دارد و پیامدهای آن برای ما چیست؟ چگونه می توانیم ارزیابی دقیقی از این جنگ داشته باشیم. وظیفه ما در این پیچ تاریخی چیست؟ درباره اش کمی فکر کنیم ابوقاسم
ابوقاسم
معتقد هستم چین و آمریکا وارد مرحله سرنوشت ساز جنگ اراده ها شدند. دنیا راهی جز تحمل و هضم این جنگ ر
انگیزه شناسی برای تحلیل مسیر انتخاب شده کشورها بسیار مهم است در چنین شرایط بغرنجی که بر روابط چین و آمریکا حاکم است، چرا عربستان یک قدم به چین نزدیک تر شد؟ روابطی که قبل از این هم بود و عربستان در راس بازار نفت و انرژی چین بود و چینی ها هم در زمینه های مختلف در عربستان سرمایه گذاری های وسیعی کرده بودند؟؟ پس مساله چیست؟مساله انزوای سیاسی محور غرب در خاورمیانه است تحلیل سعودی ها از آینده منطقه غرب آسیا دقیق است، آن ها فهم دقیقی از کاهش قدرت آمریکا در منطقه و البته کم شدن وابستگی آن ها به نفت و انرژی کشورهای حوزه خلیج فارس دارند. سعودی ها می دانند خاورمیانه وارد حکمرانی منطقه ای شده است و آمریکا از بسیاری از تحولات کنار زده شده و به یک بازیگر معمولی تبدیل شده است... در چنین شرایطی تنها مساله اساسی و مهم که سعودی ها را نگران می کرد ایران بود و همین مساله یعنی مهار ایران باعث شد آن ها از حضور آمریکا در منطقه حمایت کنند. اما چین به عنوان بازیگر جدید در منطقه ابتدا عربستان را با خود همراه کرد تا نیاز متقابل یک دیگر را تامین کنند چینی ها دومین دغدغه عربستان يعني ایران را نیز تا حدودی حل و فصل کردند تا این دو کشور اسلامی از ذهنیت تنش متقابل فاصله بگیرند و به سمت حل و فصل نقاط اختلافی گام بردارند توافقی که می‌تواند آرایش سیاسی جدیدی را در پی داشته باشد و حتی می توان آن را در تحولات آفریقا مشاهده کرد این حوادث فراتر از موضع گیری های سیاسی و کلیشه ای دیپلمات هاست، چراکه مساله توسط امنیتی ها و آقای وانگ یی عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست و عضو شورای دولتی جمهوری خلق چین طراحی شد. آمریکا در کجای این جابه جایی های سیاسی قرار دارد؟ چرا آن ها بخشی از ماجرا نیستند؟ چون منافع آمریکا در این توافق نبوده و نیست و نخواهد بود و سال ها با این درگیری های ساختگی همه چیز را برای توسعه طلبی صهیونیست ها آماده سازی کردند اینکه مساله ایران برای عربستان و بالعکس حل شد آن هم توسط چینی ها هرگز برای آمریکا خوشایند نیست... ادامه دارد ابوقاسم
ناظر به این پیامی که درباره مجموعه های دانش بنیان و... صحبت کردیم یه واقعیتی هست که به این مجموعه های دانش بنیان هم که با بنده تماس داشتند گفتم از حمایت دولت استقبال کنید اما دولتی نشيد نقش دولت رو به حمایت ها خلاصه کنید تا بتونید راحت تر ادامه بدید سعی می کنم درباره این مسائل صحبت های مفصلی داشته باشم اما دوستانی هستند اگر محصولات آن ها رسانه ای شود ابتدای کار ایران خودرو و سایپا و صاحبان رانت و دلال آن ها را حذف خواهند کرد. پیام ریپلای شده رو بخونید حتما
یکی از مهم ترین چالش هایی که در کشور وجود داره بی توجهی به استعداد ها و ظرفیت ها و برنامه ریزی برای پیگیری آن است این مشکل از بعد جنگ هشت سال دفاع مقدس شدت گرفت و متاسفانه سیاست متمرکز در استراتژی های امنیتی باعث رها شدن استراتژی نیرو سازی، کادرسازی، ساختار سازی های مفید و مجرب در حوزه اقتصادی و تربیت و آموزش شد. برنامه های امنیتی که استراتژيست ها در کشورهای مختلف تئوریزه کردند بدون تردید قابل درک است و باید از آن دفاع کرد اما مشکل رها شدن سایر شاخص ها است که آسیب های زیادی را در نظام سیاسی و حکمرانی ما خلق کرده و الان شاهد خلاء ترک فعل های آن روزها هستیم. وقتی به جزئیات داستان توجه کنیم میبینیم که بعد از دفاع مقدس ذهنیت ها در بازسازی شهرها و زیرساخت های کشور خلاصه شد درحالیکه در کنار آن مساله نیرو سازی و کادرسازی و برنامه برای حوزه های آموزشی و تربیتی ضروری ترین و ایده آل ترین انتخاب برای مقامات بود تا ساختارها و جامعه را به نقطه رضایت بخشی برسانند و آن را حفظ کنند. ادامه دارد ابوقاسم