دلایل پذیرش مذاکره غیرمستقیم با امریکا از سوی رهبر انقلاب به روایت نشریه خط حزب الله:
1- مذاکره غیرمستقیم با آمریکا برای احیای برجام، هم در دولت آقای روحانی و هم در دولت شهید رئیسی در جریان بوده و جمهوری اسلامی از آن رویگردان نبوده است.
2- پس از فرمان اجرایی ترامپ تصمیم این شد که تسلیم و سازش تحت عنوان «مذاکره» را باید رد کرد.
3- ماجرا از جایی متفاوت شد که ترامپ، در نامهای از مواضع پیشین خود عقبنشینی کرده و نسبت به محدود شدن مذاکرات به موضوع هستهای چراغ سبز نشان داد.
4-همچنین نظام تصمیم به مذاکره غیرمستقیم گرفت تا برنامه دشمن برای مقصرسازی ایران خنثی شود.
12.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ بلاگر معاند میگه قرآن پر از تناقضه!
🔻مثلاً گفته انسان از خاک آفریده شده یا گفته جنین مثل گوشت جویده شده بوده، در حالیکه علم اینها رو رد کرده!
ما با سند حرف میزنیم!👆
شما چی؟
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قرآنی که در آتش سوزی اسکله شهید رجایی بندرعباس نسوخت.
14.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠اربعین موسوی (کلیمی)
🔻آیت الله العظمی جوادی آملی
🔹«اين چهل روز كه اربعين كليمی معروف است، فرصت مناسبی است برای تهذيب نفس و خودسازی و چله گيری و مانند آن.چله گيری معنايش اين نيست كه انسان از جامعه جدا بشود، دست از كسب و كار و تحصيل بكشد و منزوی بشود و به خيال اربعين به جايی برسد؛ چله گيری آن است كه انسان ...»
🔸اربعین موسوی، در اصطلاح به سی روز ماه ذیالقعده به علاوه ده روز اوّل ذیالحجه گفته میشود. چون این چهل روز در آیات قرآن و روایات دوره عبادت حضرت موسی در خلوت خود با خداوند بوده و پس از این چهل روز بود که خداوند تورات را بر آن حضرت نازل نمود این ایام را اربعین موسوی یا اربعین کلیمی مینامند
چند خاطره از شهید والامقام، شهید هیجدهساله جیرفتی، شهید محمدرضا مقبلی / تاریخ شهادت: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱
✅ شهید محمدرضا مقبلی شخصیتی محبوب در بین همسنوسالهایش داشت. جوانی که هم به خوبی درس میخواند، هم ورزشکار خوبی بود و هم بندگی خدا را به شایستگی انجام میداد. او شاگرد اول دبیرستان بود و بسیاری از بچهها دوست داشتند درسهایشان را از محمدرضا یاد بگیرند.
✅ روزی از یکی از دوستان و همرزمان شهید محمدرضا مقبلی که علاقه زیادی به این شهید عزیز داشت، پرسیدم: چرا شهید محمدرضا اینقدر در قلب شما جا دارد و برای شما محبوب است؟ او پاسخ داد: شهید محمدرضا شخصیتی جامع و جالب داشت. او شاگردی درسخوان در مدرسه بود و خیلی از درسها را خارج از وقت مدرسه از او یاد میگرفتیم. همچنین بدن ورزیدهای داشت و فوتبال را بهخوبی بازی میکرد. روح معنویت و ایمان در وجودش موج میزد. بلافاصله از او پرسیدم: به نظر شما چگونه ممکن است در یکی از روستاهای دورافتاده استان کرمان و شهرستان جیرفت، آن هم در دهه پنجاه شمسی، چنین شخصیتهای ممتازی رشد کنند؟ او پاسخ داد: قطعاً نان حلالی که پدر زحمتکش محمدرضا به او داد، زمینهساز چنین رشد بزرگی بود.
✅ مادر شهید میگوید: بعد از آنکه محمدرضا ما را راضی کرد و به جبهه جنگ رفت، مطمئن بودم که او شهید خواهد شد؛ زیرا میدانستم او سختترین و مشکلترین میدانها را برای مبارزه انتخاب میکند و هرگز عافیتطلبی نخواهد کرد. شهادت محمدرضا در خط مقدم و در شرایط سخت، گواهی بر حدس صادق مادرش بود.
✅ خواهر شهید میگوید: در سفری که به همراه شهید محمدرضا به مشهد مقدس رفته بودیم، اتفاق عجیبی افتاد. بار اول با هم به حرم رفتیم و ایشان گفت: من دیگر دور ضریح امام رضا علیهالسلام نمیآیم. با تعجب پرسیدیم: چرا؟ ایشان پاسخ داد: چون دور ضریح امام رضا علیهالسلام، خانمها هم حضور دارند و هر لحظه ممکن است بدن من به نامحرمی برخورد کند یا نگاهم به نامحرمی بیفتد.
(نکته: در گذشته، زنان و مردان بهصورت مشترک دور ضریح امام رضا (ع) برای زیارت جمع میشدند و امروز قسمت زیارت زنان و مردان جدا شده است.)
✅ یکی از دوستان شهید نقل میکند: در ایام دفاع مقدس، روزی شهید محمدرضا برای شنا به دریاچه سد دِز رفت. وقتی که وارد آب شد، به علت سنگینی آب تعادل خود را از دست داد و نزدیک بود غرق شود که به کمک غریقنجات از آب خارج شد. وقتی که به سراغ او رفتیم، در کمال تعجب دیدیم او گریه میکند. با تعجب به او گفتیم: چرا گریه میکنی؟ ما گمان کردیم او از ترس غرق شدن گریه میکند! با طعنه به او گفتیم: آبروی ما را جلوی بقیه نبر! یک جیرفتی که نباید اینقدر بترسد! ایشان با همان حالت ناراحتی و حزنی که داشت، گفت: گریه من، گریه از ترس نیست، بلکه من به حال خودم گریه میکنم. تعجب ما بیشتر شد! یعنی چه؟ او ادامه داد: من برای آبتنی و خوشگذرانی وارد این آب شدم و اگر جانم را از دست میدادم، در راه هوای نفس بود! آن وقت در قیامت چه جوابی برای خدا داشتم؟!!!
✅خواهر شهید نقل میکند: روزی در جمعی نشسته بودیم و صحبت جبهه و اعزام به جبهه بود؛ شهید محمدرضا گفت: بزرگترین آرزوی من، مبارزه با اسرائیل و نجات فلسطین و قدس است.
@aboofazel_a
لینک دانلود نرم افزار اندروید مجموعه آثار استاد شهید آیت الله مطهری (ره)
https://motahari.ir/app/
تأثیر معلم بر تاریخ و ریشه کن شدن یک فکر ظالمانه!
شهید مطهری در یکی از کتابهایش نقل میکند:
عمر بن عبدالعزیز که قضیه سبّ و لعن علی علیه السلام را ممنوع کرد. خودش میگوید: دو قضیه باعث شد که من این کار را منع کردم. یکی اینکه وقتی بچه بودم معلم سرِخانهای داشتم که میآمد و برای من تدریس میکرد. ما در کوچهها با بچههای همسن و سال بازی میکردیم. به این بچهها چنان آموخته بودند که بدون اینکه قصد خاصی هم داشته باشند، دو کلمه که صحبت میکردند، تا کسی حرکتی میکرد و از او میپرسیدند چرا این کار را کردی، وقتی میخواست بگوید من این کار را نکردم، العیاذبالله میگفت: «لعنت بر علی، کی من چنین کاری کردم؟» عمر بن عبدالعزیز میگوید یک بار که ما در کوچه این کارها را میکردیم معلم من آمد از آنجا گذشت.قرار بود برای تدریس به من به مسجد برود و من هم به آنجا بروم. به مسجد رفتم دیدم مشغول نماز است. منتظر ماندم تا نمازش تمام شود. تا گفت «السلام علیکم» به سرعت از جا بلند شد و دوباره گفت: «الله اکبر». تا این نماز دیگر هم تمام شد زود بلند شد و نماز دیگری را شروع کرد. دیدم وقت گذشت و حس کردم که امروز نمیخواهد به من درس بدهد. پیش خود گفتم: باید بفهمم چرا نمیخواهد به من درس بدهد. این بار به محض اینکه گفت: «السلام علیکم» دیگر مجال ندادم، فوراً سلام کردم و گفتم: استاد! آیا امروز نمیخواهید به من درس بدهید؟ دیدم رفتارش با من جور دیگری است. گفتم: آیا تقصیری کردهام؟ گناهی کردهام؟ گفت: آن چه کاری بود که در کوچه کردی؟ آن چه بود که من از تو شنیدم؟ گفتم: چه چیزی؟
موضوع را گفت. بعد، از من پرسید: تو از چه موقع اطلاع پیدا کردی که خداوند پس از آنکه بر اهل بدر راضی شد بر آنها غضب کرد؟ (اهل تسنن مسئله اهل بدر را قبول دارند.) من هم بچه بودم و بیاطلاع، گفتم: مگر علی هم از اصحاب بدر بود؟ گفت:
«هَلِ الْبَدْرُ إلّا لِعَلی؟!» مگر در بدر قهرمانی غیر از علی بود؟ اصلًا بدر مال علی است.
از آن پس تصمیم گرفتم که دیگر این کار را نکنم.
استاد مطهری، آشنایی با قرآن، ج 7، ص۹۵ و ۹۶.
کانال ابوفاضل را دنبال کنید:👇
https://eitaa.com/joinchat/1399849069C2a979026d4