ساعت دیواری
تیک تاک ممتد
و من
در انتظار
لحظهای
که زمان
برای یک بار هم که شده
به میل قلبم بگذرد.
پرسید :«سختترین لحظه ی زندگی چه لحظه ایه؟ »
چروک گوشه ی چشمم آرام آرام از بین رفت.کوتاه گفتم :«لحظه ی ناباوری.»
گفت :«ناباوری؟»
«آره، مثلاً ناباوری وقتی که برای اولین بار میفهمی ستاره ی مورد علاقت توی آسمون دکل برقه. مثلاً ناباوری وقتی که میفهمی جایزه های کلاس اول مدرسه رو بابا و مامان خریده بودن .ناباوری وقتی که واسه اولین بار زندگی واقعیتشو میکوبه توی صورتت و میبینی اونقدرا که فکر میکردی رویایی نیست . یا ... یا ناباوری وقتی که فهمیدی هیچوقت دوستت نداشت ...»
بعضی شب ها....m4a
حجم:
5.7M
رفتم، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی
تاریکی ها اندک روشناییِ به جا مانده را، ناشیانه می بلعیدند.
آرامش در جوّی ناپایدار بود؛ رخت می بست و جایش را با نگرانی عوض می کرد.
عشق در میانِ ما غریبه و غرورش شکسته بود،
فکر فرار را به عمل تبدیل می کرد و تنفر به ریشِ ما می خندید!
غالبِ همهمه ها در باطنِ خود از سکوتی عظیم رنج می بردند و توانِ خودنمایی نداشتند!
در این میان؛
تنها \امید\ سرپا مانده و در آرزوی تولدی دوباره بود!
با تمامِ دوگانگی و تردیدش،
قد علم نمی کرد!
امید با پوست و استخوانِ ما عجین شده بود…
Moein ~ [Resanejavan.Net]Moein - Safar (128).mp3
زمان:
حجم:
6M
هنوز ، پیش مرگتم من ؛بمیرم تو نَمیری
خوشم با خاطرااتم,اینو از من نگیری !
2:14
از تمنای نگاهم تا نگاهش...نقطه چین
آرزوی بوسه تا میل گناهش...نقطه چین
در دل هر نقطه چینی صد هزاران راز و رمز
چشم من مانده به در تا پیچ راهش...نقطه چین
عشق میخواهد دلم، شعر و شراب و نقطه چین!
از نوک انگشت او تا روی ماهش...نقطه چین
حرفهای ناتمامت نقطه چینی تا خداست
از سکوت قلب من تا سوز آهش...نقطه چین
دکمه ی پیراهن او ...نقطه چین تا شرم من
از دلم تا برق چشمان سیاهش ...نقطه چین
داغ بوسه اشتباها خورد بر لبهای او...
از خطای دید من تا اشتباهش...نقطه چین
_نام شاعر رو به یاد ندارم_