معلومه که از زندگیم حذفت میکنم و ازت فاصله میگیرم چون نمیدونی چطوری باید باهام رفتار کنی.
ارزشی که خانواده اش بهش نداده بودن و من بهش دادم، معلوم شد خانواده اش یچیز میدونست
وقتی تلاش میکنی برای برگردوندن صمیمیت از دست رفته، یه بار دیگه میفهمی چرا از دست رفته بود.
یهو دیدم که دیگه از دستت عصبانی نیستم، ناراحت نیستم، قهر نیستم، خلاصه یهو حس کردم که من دیگه با تو "هیچ چیز" نیستم.