eitaa logo
⤿2̶2̶4̶♡1̶0̶7̶ ⤸
368 دنبال‌کننده
731 عکس
275 ویدیو
1 فایل
ناتوان در ادامه زندگی.. کپی؟ اصلا..فور کن فرزندم:»
مشاهده در ایتا
دانلود
هرجا که حرفت شد همان دم گریه کردم :)
عشق و انتخاب نمیکنن، بهش مبتلا میشن، عین تو که مبتلا شدی!
بخش‌ سلامت و روان سیستم مغزم غیر فعال شده است.
ادمایی رو که فکر میکنن میتونن با همه چیز شوخی کنن و بعدش بخندن رو درک نمیکنم، پس حد و مرز بین شوخی و گستاخی دقیقا برا چیه؟!
پرسید جنگ تموم شد؟ گفتم: تمام شد گفت: تو عقب کشیدی یا جنگ تموم شد؟ گفت: به جز من کسی که نمی جنگید من عقب کشیدم و تمام شد...
بهت گفته بودم چیا اذیتم میکنه با همونا دقیقاً اذیتم کردی!
خود خزانیم و دم از شوق بهاران میزنیم
لب گور احساس خفگی میکنم. از شدت غم و درد نفس نفس میزنم. تمام غم هایم انباشه شده اند و احساس میکنم شانه هایم از این بار بشدت سنگین می‌شکنند. سرگیجه میگیرم و دیدم تار می‌شود، همه چیز محو و تاریک است. صدای همهمه های درون سرم ساکت نمی‌شوند. سایه ها دور و برم با سرعت می‌روند و می آیند و حرف می‌زنند. حرف هایشان باعث می‌شود احساس کنم مبخواهم بالا بیاورم. حرف هایشان همانند خنجری به درون قلبم و سرم ضربه می‌زند، روی زمین اتاقم افتاده ام و در خون غلت می خورم. بعد از ضرباتی که بهم وارد کرده اند کنارم می‌نشینند و با لحنی به ظاهر پشیمان میگویند: وای من شوخی کردم واقعا درد داشت؟ حتی آنقدر ضعیف هستم که نمی‌توانم ناسزا بگویم یا من نیز ضربه ای بزنم یا تلافی کنم. فقط با اشک نگاه میکنم و خون ریزی میکنم. می‌خواهم جیغ بزنم اما صدایم در نمی آید. همانند جیغ زدن زیر آب اقیانوس. همانند جیغ زدن در میان مردمی ناشنوا. این حس زره زره از درون وجود من را می‌بلعد. در آینه به خودم با تاسف و حسرت می‌نگرم. چرا کافی نیست؟ من تا لب گور رفتم :))
-نامه‌ی خودکشی جورج سندرز ، 25 آوریل 1972 دنیای عزیز، دارم می‌روم چون خسته شده‌ام. گمان کنم به اندازه کافی عمر کرده‌ام. تو را با نگرانی‌هایت در این فاضلاب شیرین تنها می‌گذارم. خوش بگذرد.
اگه به آرزوهام برسم و بازم خوشحال نباشم چی؟:)