دیدین آدمای صبور کلا عصبانی نمیشن و آرومن ولی اون روزی که عصبانی بشن هیچی اون خشم و عصبانیتو آروم نمیکنه آدمای عاشق هم همینن میمونن میسازن ولی روزی که بخوان برن هیچی باعث نمیشه برگردن.
مشکل من تو زندگی اینه که ساعاتی که باید سرحال باشم خوابم میاد و ساعاتی که باید بخوابم، سرحالم -_-
+ چرا دیشب در حیاط خانه من راه میرفتی؟
- زخمها آزارم میدادند.
+ باید میبستی.
- این زخمها بستهشدنی نیست. میشنوی؟! کهنه است اما مرهم ناشدنیست. هر روز از آن خون تازه بیرون میآید...
خودِ حضرت حافظ میگه:
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم...
اونوقت یسریا میگن مرد که گریه نمیکنه!
وضعیت جوریه که هرروز یه آدم جدید به لیستِ چرا اینو آدم حساب کردم اضافه میشه.
متاسفانه از حوصلم خارجه. شاید بپرسید چی؟ باید عرض کنم که همه چی. هر چیزی که هست و نیست.