واقعا حالت چطوره؟
ذهن من: شکسته، غمگین، صدمه دیده، خسته، تنها، ناراحت، افسرده، عصبانی، نفرت، در حال شکستن، وحشتناک، توخالی، بی ارزش، ناتوان، مضطرب، گمشده، شرمنده، تلخ، ناآرام، متشنج، تحت سلطه، اشک آور، له شده، آزرده خاطر، دردناک، اشتباه، متزلزل، ترسو، محتاط، قربانی، شکنجه شده، دردمند، بی جان، سرد، کسل کننده، عصبی، ترسیده، مشکوک، بی حس، خنثی.
دهن من: خوبم.
تاکسیک بودن چیز بامزه ای نیست بزرگ شو و یاد بگیر چطور باید یه نفرو دوست داشته باشی.
من آدم دل بستن به جزئیات کوچیکم.
برام کیت کت میخری؟ کاغذشو تو کیفم نگه میدارم.
بهم ی تکست قشنگ میدی؟
فیوریتش میکنم و هی میخونمش.
تو ماشین میگی فلان آهنگو خیلی دوس داری؟
به پلی لیستم اضافه ش میکنم که هی یادت بیوفتم.
با هم میریم ی کافه؟
فیش سفارشامون تو کیف پولم میمونه تا هی یاد اون روز بیوفتم.
من عاشق جزئیاتم.
ولی فقط جزئیات آدمایی که دوسشون دارم..