۱۳ نوامبر ۱۸۶۶- پاریس:
«من از مزاحم شدن زیاد و خسته کردن دیگران میترسم.»
- از نامهی ژرژ ساند به گوستاو فلوبر.
و من دریافتهام وقتی کسی تو را دوست دارد،
نمیگذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.
پاسخ هر سوالی رو بتونم بدم، جواب کسی که ازم میپرسه "دیگه دوستم نداری؟" رو نمیتونم بدم..!
همون لحظهای که داری از استانداردات پایین میای و فکر میکنی ارزشش رو داره، کاش صاعقه بزنه مغزت ریست شه.
یچیز در رابطه با من اینه که من پیگیر نیستم، اگه باهم حرف نمیزنیم، خب نمیزنیم، من اصلا اصرار نمیکنم که توی زندگی کسی باشم، چون زمانی هم بوده که من حتی تو رو نمیشناختم و هیچ مشکلی هم باهاش نداشتم.