خیلی برام ناراحت کننده س که یه سری آدمایی که خیلی دوسشون داشتم کارایی کردن که دیگه دلم باهاشون صاف نمیشه یا نمیتونم حس قبل رو بهشون داشته باشم؛ یعنی هر چی به درست شدن روابط فکر میکنم به این نتیجه میرسم که تنها راهش این بود که از اول خراب نمیشد.
یجوری شبا دلم میگیره انگار تا شب میشه یکی میاد قلبمو درمیاره با پا لهش میکنه میزاره سر جاش و میره.
ببخشید اگه وسط حرف زدنت حواسم پرت شد و نفهمیدم چی میگی.داشتم به روشهای پایان دادن به زندگیم فکر میکردم.