عادی شدن منو میترسونه. عادی شدن ذوقی که برای کار داری، عادی شدن قشنگیهای کوچک اطراف، عادی شدن روابط، عادی شدن حسها، عادی شدن زندگی.
کاش میشد یکم بزنیم جلوتر؛ ببینیم اصلا ارزش داره ادامهشو زندگی کنیم یا نه!
دوست دارم اول بشناسنم، بعد درکم کنن، بعد دوستم داشته باشن، وقتی یه راست میرن سراغ دوست داشتن حس بدی میگیرم، حس میکنم یه جای کار میلنگه.