عزیزم من مامانت نیستم که بیسیکهای روابط اجتماعی رو بهت یاد بدم. من ازت ناامید میشم و گذر میکنم.
خبرهای خوب زندگیم رو همون کسی باید بشنوه که غر زدنهام رو شنیده و توی ناراحتیام کنارم بوده.
آقاجونم سه سال پیش فوت کرد، خیلی دوستش داشتم و دوستم داشت اما هیچ وقت به خوابای من سر نمیزد..
تا اینکه دیشب برای اولین بار تو این سه سال خواب آقا جونم و دیدم:)
و خواب جالبی بود....!
و دوستش داشتم و دلم میخواد اینجا بگم بمونه به یادگار برای خودم..
خواب دیدم، همراه خانواده ام و آقا جونم داریم میریم مسافرت، اما من پشیمون میشم "من نمیام، دلم میخواد بمونم"
مخالفتی باهام نکردن، اما آقاجونم باهام همراه شد "منم همراهش میمونم"
خانواده ام حرکت کردن، من نشستم رو جدول کنار خیابون، آقا جونم هم کنارم نشست، دستم و گرفت و سرش و رو شونه ام گذاشت..
از خواب پریدم..اما یادمه خیلی محکم دستم و گرفته بود:)))
به منی که با همهی اسباب بازی هام به یه اندازه بازی میکردم که ناراحت نشن، نگید بی احساسم.
⤿2̶2̶4̶♡1̶0̶7̶ ⤸
یعنی چی که ایتا یهو مخاطب های قدیمی و رو میکنه؟ :))))
I miss you... :)
224