دست خودم نیست، اینطوری بزرگ شدم که هروقت که دلم شکست، هروقت ناراحت بودم، هروقت کسی اذیتم کرد و.. یه مدت تنها باشم، خودم حال خودم و خوب کنم و بعد طوری برگردم سمت آدما که انگار اصلا چیزی نشده:»
چیزی که تا الان فکر میکردم تنهاییه
فقط سایه تنهایی بوده :)
من الان خودشم
خود تنهایی
تقریباً از همهچیز به کُلی کناره گرفتهام و بیشتر و بیشتر به تنهایی اکتفا کردهام.
همونقدری که آدمای دورم تنها گذاشتنو بلدن، منم تنهایی زندگی کردنو یاد گرفتم.