eitaa logo
"About someone"
12 دنبال‌کننده
35 عکس
37 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از "About a girl"
برای @meowwo بالاخره توی دانشگاه ییل قبول شدی بعد از کلی سختی و تلاش،توی خوابگاه اونجا میمونی و دوست هایی هم‌ پیدا کردی، بعدازظهر ها توی محوطه ی حیاط ییل کتاب میخونی و برای کتاب خریدن به شهر میری و به خانواده ات و‌ دوستات تلفن میزنی.🌀
هدایت شده از "About a girl"
برای https://eitaa.com/WaveArea مردم از مصاحبت و حرف زدن باهات لذت میبرن، میتونی در مورد چیز های موردعلاقه ات بی وقفه حرف بزنی، وقتی توی خیابون های پاریس قدم میزنی، مردم از استایل های باحالت فکر میکنن خواننده و یا تیک تاکر و یا فرد شناخته شده ای هستی، همیشه کتاب و یا دفترت همراهته که هر وقت تونستی سراغشون بری و ادبیات بهت روح میبخشه، انگاری حتی ادبیات خودت رو داری و این تورو خاص میکنه.🌀
هدایت شده از "About a girl"
برای https://eitaa.com/joinchat/3513779769C7f94b85857 هر روز بعد از داشنگاه میری زیر پل کنار رودخونه و با صدای آب توی دفترچه ی چرمی قهوه ایت طراحی میکنی، اونجا تنها جاییه که کسی مزاحمت نمیشه و میتوی با خودت و افکارت خلوت کنی، هنیشه بجه گربه ها دورتن و از کارای موردعلقاه ات اینه که نازشون کنی، عاشق باز گذاشتن موهاتی تا باد پریشونشون کنه و به رقص درشون بیاره.🌀
هدایت شده از "About a girl"
برای https://eitaa.com/joinchat/2110064193C99600f159e به کنسرتی که همیشه آرزوش رو داشتی میری ، در واقع تقریبا همه کنسرتا رو میری و هیچ کدوم رو از دست نمیدی. هر وقت که یه اتفاق خوشحال کننده برات بیوفته ، میری رستوران و با مهمون کردن خودت جشن می‌گیری. غروب که میشه ، میری یه گوشه خونه می‌شینی و وسیله جادویی‌ت رو بر می‌داری:هدفون🌀
هدایت شده از "About a girl"
برای https://eitaa.com/joinchat/1788282386C06336fdf14 روباه‌ها عادت دارن وقتی داری لی لی کنون رد میشی و میری به خونه درختی‌ت نگاهت کنن. اونجا یه عالم چیز منتظرته. مثل ظرف های بی شمار نودل ، یه لپتاپ پر از فیلم و سریال ، چند تا کتاب و پرنده هایی که می‌ذارن نازشون کنی. ولی شب همه‌چیز قشنگتره . اون موقع می تونی ستاره ها رو ببینی و اَشکال جدید رو پیدا کنی. روز بعد هم موقع دوچرخه سواری ، برای دوستت تعریف می‌کنی و اون هم با لبخند گوش میده.🌀
هدایت شده از "About a girl"
برای https://eitaa.com/joinchat/3213821215C50096ec00a صدای پاشنه ی کفش هات توی خیابون های انگلیس می‌پیچنن در حالی که داری با دست نویس های تازه ات میری تا بالاخره کتابت رو چاپ کنن، با سایه ی آبی روشنت و چشم های تیره ات و لباس های گیپوری نگاه هایی رو به سمت خودت جلب میکنی، تردید و شک داری از کاری که انجام میدی چون کل مدت توی ذهنت به خودت میگی" آیا به اندازه ی کافی خوبن؟". آدم ها اغلب از صحبت باهات لذت میبرن، وقتی صحبت میکنی میتونن بفهمن که چقدر اطلاعات داری و میتونی به خوبی جمله هارو کنار هم بچینی،زیبا مثل کتاب شعرهای لانا.🌀