آبرنگستان|مدرسه آبرنگ🇮🇷
باید بگم عمیقا دلم خواست منم خادم گل آرایی حرم بشم ....🥺
دیگه دل و زدم به دریا
و رفتم جلو
گفتم
خسته نباشید ؛ خوش به سعادتتون
اگه امکانش هست منم یه قلمی بزنم
گفتن در حد کم بله🤌
اون لحظه انگار دنیارو بهم دادن🥺😍
از اون لحظه فیلم و عکسی ندارم
چون برای دل خودم رفتم قلم بزنم و احساس،کردم اگه با گوشی عکس،میگرفتم طرف فک میکنه برای شوآف و .... هست
پس تو لحظه لذت قلم زدن تو چایخانه امام رضاجان رو بردم و حض کردم 😍😊
وقتی داشتن برای من روی درِِ سطل ؛ رنگ زرد و سبز میذاشتن که باهاشون برگهارو بکشم
یدفعه گفتم لطفا یکم اُکر هم میریزین؟!
بعد بهم گفتن چه رنگی گفتی ؟! 🧐
گفتم اُکر
گفت ما رنگکارا بهش میگیم گِلماشی🥸
یدفعه یادم اومد چند وقت پیش تو اجرای دیوار نگاره ای که داشتم از استادا شنیده بودم به اکر میگن زرد گلماشی 😅
گفتم اهان بله بله همین منظورمه 🙃
اما رزق امروز من همین چند تا دونه برگی بود که با هنری که خدا بهم عطا کرده تو حرم امام رضا جان قلم زدم و برای دنیا دنیا سعادت بود🥺💚