*شبکه RT: ایران پیروز شده و خاورمیانه تغییر کرده است*
🔹چهار درس از جنگی که تهران در آن شکست نخورد:
🔹1⃣ایران ایستادگی کرد. نه واشینگتن و نه تلآویو نتوانستند اراده خود را از طریق زور تحمیل کنند. ایران جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ منطقهای تثبیت کرد و به یکی از بازیگران تعیینکننده در خاورمیانه تبدیل شد.
🔹2⃣کشورهای خلیج فارس با میزان آسیبپذیری خود و وابستگیشان روبهرو شدند. پایگاههای آمریکایی در خاک آنها، بهجای تضمین امنیت، به آهنربایی برای تلافی ایران تبدیل شدند. ضمناً معلوم شد که تضمینهای امنیتی آمریکا قابل اتکا نیست.
🔹قدرت نظامی دوباره برتری خود را نشان داد. ایرانِ تحت تحریم، با وجود مشکلات اقتصادی توانست در برابر یک ابرقدرت جهانی ایستادگی کند و از نظر راهبردی آن را شکست دهد. همزمان همسایگان جنوبی بسیار ثروتمندتر آن عملاً به تماشاگران (یا بدتر، اهداف حمله) تبدیل شدند. در دنیای امروز، قدرت، تعیینکننده نتایج است.
🔹4⃣ایران از این درگیری سالم بیرون آمد. این کشور، همچنان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند و سیاست آن قاطع، منضبط و عملگرایانهتر خواهد بود.
@Abuhossein
🔴 هدف اصلی آمریکا از این دور مذاکرات:
هدفِ اصلیِ سازمان سیا در این دور از مذاکرات، برخلافِ ادعاهایِ رویِ پرده، نه توافق، بلکه «جاسوسیِ راهبردی» بود. آنها پس از ترورهای اخیر، تشنهیِ فهمیدنِ وضعیتِ درونیِ ایران بودند؛ میخواستند بدانند بعد از آن ضربات، انسجامِ حاکمیت چقدر است، چه کسانی بر صندلیِ تصمیمگیری نشستهاند و آیا هنوز میانِ «دیپلماسی» و «میدان» پیوندِ ناگسستنی برقرار است یا خیر.
اما تهران با یک هوشِ سرشارِ استراتژیک، ورق را برگرداند. اعزامِ یک تیمِ منسجم و پافشاریِ دقیق بر خطوطِ قرمز، این پیامِ محکم را به واشنگتن مخابره کرد که ساختارِ سیاسیِ ایران نه تنها نلرزیده، بلکه هماهنگیِ میانِ بخشهایِ سیاسی و نظامیاش در اوج قرار دارد؛ واقعیتی که ناوشکنهایِ آمریکایی هنگامِ عبورِ با احتیاط از تنگهیِ هرمز، آن را با تمامِ وجود حس کردند.
امروز دشمن به دنبالِ تثبیتِ یک چرخهیِ خبیثانه است: «مذاکره برایِ ضربه، و ضربه برایِ مذاکرهیِ بعدی». طبقِ نسخهیِ افرادی مثلِ «مارک دوبوویتز»، آنها میخواهند با هر فشار، امتیازِ جدیدی رویِ میز بگذارند تا ایران را به نقطهیِ تسلیم برسانند. اما استراتژیِ فعلیِ ما روشن است: ابتدا معکوس کردنِ این چرخه و سپس نابودیِ کاملِ این بازیِ فرسایشی. دورانِ دیکتهنویسیِ آنها تمام شده و حالا این تهران است که قواعدِ بازی را بازنویسی میکند.
✍ خلاصه داستان این است: دشمن آمده بود تا ببیند بعد از ضربات اخیر، «کت تنِ کیست» و آیا در تهران کسی با کسی قهر است یا نه؛ اما با دیدنِ یک تیمِ یکدست، فهمید که نه تنها کسی نلرزیده، بلکه «میدان و دیپلماسی» بیش از همیشه با هم ست شدهاند تا بساطِ بازیِ تکراریِ آنها را جمع کنند!
@Abuhossein
مأموریت مشترک میدان، خیابان و دیپلماسی(یادداشت روز)
مذاکرات ایران و آمریکا با میزبانی پاکستان از صبح دیروز آغاز شد. پس از گذشت ساعتی از این مذاکرات، با توجه به ورود به جزئیات و مباحث فنی، تیمهای کارشناسی نیز به مذاکرات اضافه شدند. تا لحظه تنظیم این یادداشت، هنوز خبری مبنی بر حصول نتیجه یا اتمام و یا تمدید زمان مذاکره منتشر نشده است. آنچه در این وجیزه مورد بررسی قرار میگیرد، فارغ از نتیجه این مذاکره است.
تحولات هفتههای اخیر از ظهور یک ابرقدرت جدید در جهان حکایت دارد؛ ابرقدرتی به نام جمهوری اسلامی ایران. دولت آمریکا با ادعای در اختیار داشتن قویترین ماشین جنگی تاریخ، نبردی را آغاز کرد که هدف آن «براندازی ۴۸ساعته» و سپس فلج کردن زیرساختهای ایران بود. اما عبور از روز چهلم نشان داد که این
«غول پوشالی» در باتلاقی از محاسبات غلط گرفتار شده است.
دولت تروریست آمریکا پس از ۴۰ روز تقلا، نهتنها به هیچیک از اهداف نظامی خود دست نیافت، بلکه در یک چرخش آشکار از موضع «تغییر حاکمیت» به موضع «التماس برای بازگشایی تنگههرمز» سقوط کرد.
ارتش آمریکا که روزگاری خود را آقای منطقه غرب آسیا مینامید، اکنون تمام توان خود را صرف راضیکردن ایران برای باز کردن
تنگه هرمز کرده است. اینجاست که معنای «ابرقدرت جدید» متبلور میشود؛ قدرتی که اراده خود را بر مدعی شماره یک جهان تحمیل کرده است.
اگر در گذشته تیمهای مذاکرهکننده برای حفظ برخی دستاوردها ناچار به عقبنشینیهای تاکتیکی بودند، امروز تیم ایرانی با فهرستی از مطالبات قطعی وارد اتاق شده است.
روز گذشته تیم مذاکره کننده ایران با دستِ پُر به اسلامآباد رفت. دیروز جناب آقای غریبآبادی معاون محترم وزیر امورخارجه کشورمان گفت «گفتوگوهای اسلامآباد، مذاکره نیست، بلکه به دلیل دست برتر ما، مطالبه است و ما برای هر سناریوی آماده هستیم.» دست برتری که عضو تیم مذاکرهکننده به آن اشاره کرده است، ثمره خونهایی است که در میدان نبرد ریخته شده است.
التماس امروز واشنگتن برای باز شدن تنگههرمز، نتیجه مستقیم از کار افتادن ناوهای هواپیمابری است که روزگاری نماد قدرت آمریکا بودند. امروز این ناوها در برابر قایقهای تندرو و موشکهای کروز نقطهزن ایران، به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شدهاند. این تغییر موازنه، همان «دستِ پُری» است که دیپلماتهای ما در اسلامآباد از آن بهره میبرند؛ قدرتِ دیپلماسی در اسلامآباد، مستقیماً از غرش موشکها در خلیجفارس تامین میشود.
از سوی دیگر، این دست برتر نتیجه رشادت مردم غیور ایران در خیابان است. ملت رشید ایران اکنون بیش از چهل شب است که در خیابان حضور دارند و به لطف خدا، هر شب به سیل جمعیت افزوده میشود.
اکنون «خیابان» به بخشی از زرادخانه دفاعی ایران تبدیل شده است. حضور بیش از چهلشبه مردم در سراسر کشور، آن هم در شرایطی که بدخواهان بهدنبال القای شکاف میان ملت و حاکمیت بودند، بزرگترین ضربه استراتژیک را به بدنه اطلاعاتی دشمن وارد کرد.
وقتی سیل جمعیت در خیابانهای ایران نهتنها فروکش نکرده، بلکه هر شب خروشانتر میشود، اتاقهای فکر دشمن درمییابند که پروژه فروپاشی از درون به بنبست کامل رسیده است. این حضور مردمی، به تیم مذاکرهکننده این اطمینان را میدهد که هیچ فشاری از سوی دشمن نمیتواند باعث عقبنشینی از حقوق ملی شود.
در واقع، هر قدمی که مردم در خیابان برمیدارند، یک امتیاز دیپلماتیک تیم مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد خلق میکند. به عبارت دیگر، حضور غیرتمندانه مردم در خیابان، زرهی است که دیپلمات ایرانی را در برابر تهدیدهای دشمن رویینتن کرده است.
واقعیت آن است که میدان، خیابان و دیپلماسی مانند چرخدندههای یک ماشین قدرتمند در هم تنیدهاند. میدان تولید قدرت میکند، خیابان به این قدرت مشروعیت و پایداری میبخشد و دیپلماسی آن را در عرصه جهانی نقد میکند.
مرور بیست سال اخیر نشان میدهد که واشنگتن همواره از مذاکره به عنوان ابزاری برای مهار قدرت ایران استفاده کرده است. اما اکنون ورق برگشته است. اگر در گذشته مذاکرات بر سر محدودسازی توانمندیهای داخلی ایران بود، امروز ایران برای تعیین قواعد بازی جهانی پای میز نشسته است. ما از «صبر استراتژیک» عبور کردهایم و به فاز «اقدام متقابل» رسیدهایم. این اقدام متقابل، هم در میدان (با پاسخهای کوبنده نظامی) و هم در دیپلماسی (با تعیین ضربالاجلهای قاطع) خود را نشان میدهد.
@Abuhossein
❌به اسم کار پژوهشی هیات علمی...
▪️به اسم کار پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاهها (که البته در جای خود کاملا لازم است) آمدند خط تعدادی از اساتید را کاملا باز کردند که با فیلتر شکن به راحتی تلگرام و اینستاگرام و را دسترسی می دهد.
▪️چه بخشی از اطلاعات شخصی و علمی اعضای هیات علمی برای باز کردن خط ایشان منتقل شده است؟ از کدام سامانه وزارت علوم این اطلاعات اخذ شده ؟ آیا امنیت اعضای برجسته هیات علمی که دچار خدشه نشده است ؟
چرا همه در برابر اقدامات خطرناک وزارت ارتباطات ساکت هستند؟
چقدر دیگر باید خونهای پاک دانشمندان و فرماندهان روی زمین ریخته شود که مسأله امنیت تماس ها، پیامک ها و فضای مجازی برای این وزارت تبدیل به اولویت شود ؟
▪️به نظر می رسد مطالبه فوری در تجمعات باید تغییرات گسترده در مدیران وزارت ارتباطات است تا افرادی با افکار نو و دارای فهم راهبردی نسبت فضای مجازی جایگزین شوند.
دل آقای شهیدمان از وضعیت رهای فضای مجازی خون بود تا در خونش غلطید و ما اگر پاسدار آن خون نباشیم...
@Abuhossein
🔴قالیباف: اگر بار دیگر ما را امتحان کنند درس بزرگتری به آنها خواهیم داد
▪️دکتر قالیباف با بیان اینکه ملت ایران از تمدن بالایی برخوردار است، خطاب به ترامپ خاطرنشان کرد: اگر بجنگید، میجنگیم و اگر با منطق جلو بیایید با منطق برخورد میکنیم.
▪️ما زیر بار هیچ تهدیدی نمیرویم؛ بار دیگر اراده ما را امتحان کنند تا درس بزرگتری به آنها بدهیم.
@Abuhossein
✍دعاکنیم برای دلاوران حزبالله
پنج لشکر شیطان رفتن که توی بنت جبیل با رزمندگان حزبالله درگیر بشن
@Abuhossein
🔷 سمت چپ محمود عنایت مدیر شبکهٔ جاسوسی رسانهای سازمان تروریستی موساد؛ اینترنشنال...
سمت راست برادرش ابراهیم عنایت یکی از مدیران ارشد بانک سپه جمهوری اسلامی ایران!!!
منصوب شده در دولت اصلاحات...
قبلاً هم خبرگزاری فارس گفته بود : برادرِ محمود عنایت (مدیر اینترنشنال) هم از مدیران ارشد بانک سپه!!
بانک سپه که بانک میزبان و پرداختکننده حقوق و مزایای خیل کثیری از نظامیان است
بانکی که طی این سالها اطلاعاتش به سرقت رفت و بارها هک شد
بانک سپه بعد از ادغام پنج بانک مرتبط با نیروهای مسلح با این بانک ، بانک عامل و پرداخت کننده حقوق و مزایای همه نظامیان کشور است که در جنگ ۱۲ روزه با رژیم حرامزاده جعلی صهیونیست مورد حمله ی سایبری دشمن قرار گرفت.
✍اینکه در حال حاضر برادر این جاسوس موساد کجاست اطلاعاتی منتشر نشده اما در همان زمان یعنی جنگ دوازده روزه اخباری دال بر فرار وی به خارج از کشور منتشر شده . این مسئله مهم رو بگذارید کنار پروژه ادغام بانک های نیروهای مسلح در زمان حسن روحانی و اصرار این فرد در ادغام بانک های نیروهای مسلح . خیلی سخت نیست متوجه بشید چند سال عوامل سرویس های دشمن در کشور فعالیت کردند تا بتونند اطلاعات مرتبط با فرماندهان نظامی رو کسب کنند.
پست بعدی و سخنان وزیر وقت ارتباطات دولت روحانی رو هم حتما گوش بدید تا متوجه بشید تو کشور ما چقدر راحت اطلاعات فرماندهان توسط چند عامل دست چندم به دست سرویس های اطلاعاتی دشمن می افته.
@Abuhossein
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انتشار برای اولین بار/ روایتی کامل از لشگر کشی آمریکاییها برای ورود به تاسیسات هستهای اصفهان
@Abuhossein
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مذاکرات با عامریکا به اینجاش رسیده.
همه چی تموم شده فقط سر دو کلمه مونده.
@Abuhossein
♨️۱۰ نکته فواد ایزدی درباره آینده جنگ:
1- آمریکا به ایران غرامت نخواهد داد.
2- آمریکا تحریمیها را در عمل بر نخواهد داشت.
3- آمریکا یک یا دو بار دیگر تا سه سال آینده به ایران حمله خواهد کرد.
4- چون در حملات بعدی ممکن است تأسیسات نفتی ایران بیشتر هدف باشند:
5- تنگه هرمز میتواند تبدیل به مهمترین منبع درآمد ایران شود.
6- عبور از تنگه هرمز فعلا باید بسیار محدود باشد و کشتیهای که به هر دلیل عبور میکنند باید حداقل ۱۰ درصد ارزش بار عوارض پرداخت کنند.
7- مسیرهای جایگزین تنگه هرمز باید اولویت هدف موشکهای ایران باشند.
8- تقویت توان نظامی و صنعت هستهای کشور اهمیت مضاعف دارد.
9- صحبت زیاد درباره مذاکره مردم حاضر در میادین را ناراحت میکند.
10- قشرهای ضعیف جامعه در ايام جنگ نیاز به توجه بیشتری دارند.
@Abuhossein
✍سلام به موارد بالا فقط بعنوان نظریه یک کارشناس نگاه کنید نظریه های دیگری هم میتونه باشه که در بعضی بندها نظرخودمن متفاوت است
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴آقا داره در مورد این روزها باهامون حرف میزنه ؛ خوب گوش کنید.
@Abuhossein
✍ آرنو برتران:
کارشناس ژئوپلیتیک
جنگ با ایران بدون شک برای دههها مورد مطالعه قرار خواهد گرفت، اما آنچه در این مرحله کاملاً روشن به نظر میرسد این است که این جنگ تا چه حد یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده و اسرائیل محسوب میشود؛ شاید بدترین شکست در تمام تاریخ آنها (که در واقع یائیر لاپید، نخستوزیر سابق اسرائیل، پیش از این آن را چنین نامیده است).
منظورم این است که ببینید این موضوع چقدر عجیب است: جیپی مورگان محاسبه کرده که طبق توافق جدید عوارض هرمز، ایران ممکن است سالانه ۷۰ تا ۹۰ میلیارد دلار درآمد اضافی کسب کند که معادل ۲۰٪ از تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور است.
نکته جالب اینجاست که ترامپ در «تروث سوشال» کامنت گذاشته که این توافق به معنای آن است که «پول هنگفتی به دست خواهد آمد» و «ایران میتواند فرآیند بازسازی را آغاز کند».
کاملاً درست است: آنها با اختلاف زیاد، ارزشمندترین «رانت جغرافیایی» روی زمین را به دست آوردهاند.
برای مقایسه، کانال سوئز برای مصر «تنها» ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار در سال درآمد دارد و کانال پاناما حدود ۵ میلیارد دلار.
خیرهکننده است.
اشتباه نکنید، این موضوع ایران را به عنوان قدرت برتر و مسلط جدید در خاورمیانه تثبیت میکند.
وقتی کشوری هستید که دیگران برای تجارت در یک منطقه عملاً باید به شما پول بپردازند - که داشتن ایستگاه عوارضی در هرمز در عمل به همین معناست - دیگر از اقتصاد جهانی رانده نشدهاید، بلکه این شما هستید که حق ورودی میگیرید.
این داستانی شبیه به «برخاستن ققنوس از خاکستر» است (استعارهای مناسب، چرا که ریشه در اساطیر ایرانی دارد): پس از ۴۷ سال تحریم، هدف قرار گرفتن با هر ترفندی که در کتابها آمده، و در نهایت جنگی که با هدف نابودی کامل آنها طراحی شده بود، ایران اکنون قدرتمندتر از هر زمان دیگری در تاریخ مدرن خود از این وضعیت خارج میشود.
اما فراتر از همه اینها، دراماتیکترین پیامد این جنگ، معنای آن برای قدرت ایالات متحده است. همانطور که در مقاله قبلیام استدلال کردم، این جنگ از نظر کیفی با سایر جنگهای دهههای اخیر آمریکا مانند ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره متفاوت است.
در آن جنگها الگو تقریباً همیشه یکسان بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی.
آنها جنگهایی امپریالیستی بودند؛ امپراتوری در تلاش بود تا مردمی بسیار ضعیفتر را درهم بکوبد که تنها راه واقعبینانهشان مقاومت چریکي بود.
همانطور که نوشتم، به عنوان تماشاگر این جنگها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ همراه با درماندگی بود: گویی تماشاگر غولی بودید که خانه فرد دیگری را لگدمال میکرد.
این جنگ اصلاً شبیه آنها نبود: به طرز شگفتآوری، ایران موفق شد به طور متقارن و تاکتیکی در برابر ایالات متحده و اسرائیل ایستادگی کند.
این یک تفاوت کاملاً حیاتی است، زیرا معنای «باختن» را تغییر میدهد.
وقتی آمریکا در ویتنام یا افغانستان شکست خورد، شرمآور بود اما در نهایت قابل مدیریت؛ غول با غروری جریحهدار شده صحنه را ترک کرد و دنیا هم اعتنایی نکرد.
امپراتوریها گاهی به چریکها میبازند، این موضوع چیزی درباره توانایی امپراتوری برای پیروزی در یک جنگ واقعی نمیگوید.
اما شکست متقارن - یعنی باختن در حالی که پیشرفتهترین جنگندههای پنهانکار شما از آسمان سرنگون میشوند، پایگاههای نظامیتان در کل یک منطقه خنثی میشوند، پیشرفتهترین سیستمهای دفاع موشکیتان نابود میشوند، دشمن کنترل استراتژیکترین آبراه جهان را به دست میگیرد و نیروی دریایی شما نمیتواند آن را بازگشایی کند، و «متحدان» شما علیرغم «حمایت» شما بیرحمانه بمباران میشوند - این نوع متفاوتی از شکست است.
این به جهان میگوید که آن غول، دیگر چندان غول نیست.
این موضوع مقاله اخیر من است: آنچه جنگ فاش کرد، آنچه نابود کرد و آنچه ممکن است در آینده رخ دهد.
من نام مقاله را «با کسی که امکان باخت (کنار کشیدن) ندارد، بلوف نزنید» گذاشتهام.
@Abuhossein