هدایت شده از Gabriela
࣭ Mαყbᧉ it'𝗌 tr𝗎ᧉ thαt whᧉ𝗇 ყ𝗈𝗎 𝗌h𝗈w pᧉ𝗈plᧉ t𝗈𝗈 m𝗎ch l𝗈vᧉ, thᧉყ gᧉt tirᧉd 𝗈f ყ𝗈𝗎.
هدایت شده از آبنبات سیاه
من همان کسی هستم که در میانهی شلوغیها همیشه چشمانش به دنبال تو میگردد. هنوز هم با هر بار شنیدن نامت انگار تمام فصلهای زمستان در من آب میشوند. میخواهم برایت دنیایی بسازم از جنس بلور که هیچ خراشی به رویاهایت نرسد اما میدانم که تو مثل ماه برای درخشیدن به تاریکی نیاز داری پس من همان سایهای میمانم که از دور با تمام وجود مراقب درخشش توست. منتظرتم… با همان وفاداری کهنه و بیپایان
هدایت شده از Avᥲt .
من همونیم که دورمم شلوغ باشه باز فکرم درگیر توئه ، ولی تو وقتی دورت شلوغ باشه حتی یادت نمیاد من کیام .
هدایت شده از .