کی فهمیدی بزرگ شدی؟!
روزی که با چشمهایی که با گریه تار میدید به انجام دادن کارهام ادامه دادم.
و تظُنُّ أنها النِّهاية ثم يُصلِحُ الله كلَّ شيء.
و گمان میکنی که پایان است سپس خدا همهچیز را درست میکند.🤍
عادت کردیم به تجمع هر شب✌️🏻
انگار دو نفر درونم هستند ؛
یکی میخواهد تمام دنیا را ببیند
و دیگری حتی نمیخواهد اتاقش را ترک کند.