اگرمیشد
واقعااگرمیشد
اونقدرمحکمبغلتمیکردمکہبریتووجودم.
همونجابمونیوبیروننیای؛همونجادورازآدما.
دلم یکیو میخواد که همونجوری بهم اهمیت بده که مستربین به اون عروسک خرسه اهمیت میداد!🙁
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیجوریهههه؟ 😂
واس بقیه کشور ها بودد خیلی اوکی بوداا اصن باریکلا داشتت.
تا گفتن واسه ایرانه خراب شد همچی؟ 😂💔
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَفراء“
چیجوریهههه؟ 😂 واس بقیه کشور ها بودد خیلی اوکی بوداا اصن باریکلا داشتت. تا گفتن واسه ایرانه خراب شد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من جزومو میخونم همچیو میفهممم بعد میخام برم سر نمونه سوال هیچی نمیفهمم://///////
-چون زیبا بود
شیش سال پیش شنیدیم سرطان داره ،
قلبمون له شد ولی گفتیم سرطانِ دیگه ترسناك نیس ، خوب میشی . .
اما رفته رفته بدتر شد دیگه چیزی ازش نمونده بود، همه ناامید شدیم حتی بعضیا میگفتن چرا تموم نمیشه راحت بشه ؟
اخه خیلی درد میکشید .
وسطِ شیمی درمانی با موهایِ نیمه ریخته پسری عاشقش شد ، اینم استقبال کرد . .
ولی باباش مخالف بود میگفت شدنی نیست ، دخترم مسافرِ امروز و فرداست انصاف نیست پسرِ مردم بدبختشه !
ولی پسرِ هربار این جمله رو تکرار میکرد :
+ بدونِ فاطمه میمیرم .
باباش کمکم کوتاه اومد میگفت خودش از شرایط خسته میشه ، عشق از سرش میفته میزاره میره .
ولی پسرِ قلب شده بود تو سینهیِ فاطمه میتپید این تپش هر روز فاطمه رو قوی تر و پسرِ رو مصممتر میکرد .
یه روز دکتر بعد از کلی ازمایش گفت :
فعلا بیماری مهار شده ولی احتمال برگشت هست . البته دیگه هیچ وقت نمیتونه مادرشه !
نمیدونم واسه یه عاشق این چیزا چقدر مهمه ولی واسه اینا
ك اصلا مهم نبود ، بدونِ ترس از آینده
ازدواج کردن از برگشت سرطان خبری نشد که هیچ چهار سال بعدش دخترِشونم به دنیا اومد .