بیداری؟
میخوام بگم که منم خیلی برای اطرافیانم جنگیدم. برای بودنشون. برای موندنشون. برای راضی کردنشون. برای راضی نگه داشتنشون. برای اثبات خودم بهشون. من خیلی بی دفاع دوسشون داشتم، خیلی بی ریا، خیلی صادقانه. طرف خودم نبودم، طرف اونا بودم. اصلا میدونی چیه؟ خیلی جدی میگرفتمشون. روزای تولد تک تکشون هنوزم توی خاطرم هست. علایقشون رو کامل میدونم. از عادت های غذایی بگیر تا تفریحات مورد علاقشون… من خیلی درگیرشون میشدم. هیچوقت دروغ نگفتم بهشون. هیچوقت نپیچوندمشون. اولویتم بودن. به خودم ارجحیت داشتن. ولی خب…!
امشب میخواستم بگم هرچی بیشتر آدمای دورتو جدی بگیری زودتر تنها میشی. زودتر تاریخ مصرفت براشون تموم میشه. امشب میخوام بگم بهت که صدت رو نذار برای کسی. میدونم صد بار از بقیه شنیدی اما صد وُ یکمین بارشو از من بشنو؛ صدت رو نذار برای کسی!
📪 پیام جدید
کپی اوکیه ؟
من متن هایی که میفرستی رو گاهی وقت ها تو کانالم میزارم
.
.
فور باحال تر نیس؟ 🥲
چنلت بده
دوره غمت هم تموم میشه عزیزم، با آدمهای جدید آشنا میشی، کارهای جدید میکنی، تجربههای جدید برات پیش میان و مسیرت کم کم عوض میشه، دور میشی از غمت، دور میشی از تاریکی، زیاد نگرانش نباش.
آدم امن یعنی کسی که با شنیدن حرفات قضاوتت نکنه و نظرش راجع بهت عوض نشه و از حرفات بر علیه خودت استفاده نکنه.
به نظرم زن بودن خیلی قدرت میخواد..
اینکه در عین ظرافت و شکنندگی، قوی باشی.
اینکه وقتی اشک تو چشمات جمع میشه، برای حقت سینه سپر کنی،
شاید منو تو داریم جایی زندگی میکنیم که، زن بودن رو ضعف میدونن. غافل ازینکه زن بودن، ضعف نیست قدرته!
به قول دوست شاعرم:
حیف که مردان نمیتوانند زن باشند تا طعم قدرت را، بچشند..