eitaa logo
“𝐀𝐅𝐑𝐀¦اَف‍‌راء“
321 دنبال‌کننده
579 عکس
97 ویدیو
1 فایل
به نامِ افرینندهِ او ؛ 🦋 - بیدادِ شکوهِ یالِ افرا در سایهٔ استوارِ افرا می جویم از آن ترنم عشق چون یار بخوانداست مرا کنار افرا - کانالمون 🤍🗿 https://eitaa.com/joinchat/1869873824C8ecfc9e788 - ناشناسمون👇🏼❤️‍🩹. https://daigo.ir/secret/4465831
مشاهده در ایتا
دانلود
از نظر روحی به کسی نیازمندم که وُیس هاش رو از سر علاقه وَ بی هیچ اجباری با سرعت ۱ گوش بدم.
اون فقط آدم مورد علاقم نیست زندگیِ مورد علاقمه .
می‌دونی، تو برای من خیلی متفاوتی. دوست داشتنت برام قشنگه و من هیچ‌وقت نمی‌خوام از دوست داشتنت دست بکشم. تو ازونایی بودی که همیشه و توی هر شرایط کنارم بود. وقتی داشتم توی دریای اشکام غرق می‌شدم دستشو به سمتم دراز نکرد؛ بلکه پرید تو آب بغلم کرد و نجاتم داد. تو همون حس خوبی که وقتی بهت فکر می‌کنم لبخند می‌زنم. تو یه تیکه ی بزرگ از وجودم و یه بخش بزرگ از زندگی منی. بعضی وقتا تعجب می‌کنم که انقدر شبیهمی. از این‌که منو می‌فهمی، خشمو توی چشمام می‌بینی و آرومم می‌کنی. می‌خوام بدونی دوستت دارم و برام خیلی عزیزی. لطفاً از اون دسته آدما باش که موندگارن. من برای بقیه ی زندگیم بهت احتیاج دارم.
چقدر می‌توانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگی‌ام یخ کرده و منجمد است... چقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟ -نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
آدمیزاد برای بخشیدن آدم هایی که دوسشون داره چه دروغ هایی که به خودش نمیگه !
برخی آدم‌ها شما را ترک میکنند اما این پایانِ داستان شما نیست، این پایانِ نقش آن‌ها در داستان شماست.
"بعضی آدمها دنيا رو زيبا ميکنند"؛ آدمايی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ ميگن خوبم. وقتی بهشون زنگ میزنی و بیدارشون میکنی! میگن بیدار بودم! یا میگن خوب شد زنگ زدی... وقتی ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون رو کج ميکنن که اون نپره  اگه يخ ام بزنن، دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون. ادم هايی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شينن! همينها هستند که دنيارا جای بهتری ميکنند؛ مثل آن راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشينش را محکم ببندی بلند ميگويد: روزخوبی داشته باشی... آدمهايی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان ميشوی، رو بر نميگردانند. لبخند ميزنند و هنوز نگاه ميکنند. دوستهايی که بدون مناسبت کادو ميخرند و ميگويند اين شال پشت ويترين انگار مال تو بود. يا گاهی دفتر يادداشتی، کتابی.. آدمهايی که از سر چهارراه، نرگس نوبرانه ميخرند و با گل ميروند خانه کسانيکه غم هيچکس را تاب نمياورند و تو رابه خاطرخودت ميخواهند و خلاصه در یک کلام، بامعرفتن. ای کاش میشد این ادم ها رو قاب کرد و به در و دیوار شهر زد...