متاسفم!
من نمیتونم در لحظه زندگی کنم
در لحظه زندگی کردن به درد من نمیخوره
ولی تا دلت بخواد میتونم ساعتها بشینم فکرو
خیال کنم و بابت آینده ای که در انتظارمه استرس بگیرم
من تو این نقطهی جغرافیایی ، بین این آدما،
تو این شرایط زندگی و این شرایط اقتصادی ،
نمیتونم در لحظه زندگی کنم.
با جای زخمی که بر تنم مانده بود گوشهای برای خودم نوشتم، مرا ببخش که رنجاندمت در آدینهای که شایسته شادی بودی.
اول ارزش خودت رو بدون، دوم احساساتت رو کنترل کن و سوم هیچوقت با چیزی که اذیتت میکنه و آسیب میزنه کنار نیا.
هدایت شده از -معادله های ذهنم-
شاید یادت رفته باشه ولی من بهت میگم -
تو به خانوادت قول رسیدن دادی و اصلا یذره هم دوس نداری ازت نا امید شن
تو بین رفیقا و همکلاسیات همیشه دوست داشتی همیشه بهترین نتیجه رو بگیری و از خودت راضی باشی