به هر قیمتی شده از کسایی که دوسشون دارم حمایت میکنم، حتی اگه از توانمم خارج باشه بازم زورمو میزنم براشون ولی خب این حس رو از بقیه نمیگیرم که اینجوری کنارمن .
من هی میگم نه استرس ندارم، نه بابا اضطراب چیه، اوکیم، اصن مهم نیست برام. همه اطرافیانم هم همیشه فکر میکنن من بیخیالترین و بهتخممترین انسان جهانم. بعد بدنم با جوش و ریزش مو و لرزش دست و کابوس و اینا بهم میگه دیگه جلو من گه نخور عزیزم .
بیا بهم قول بده که وقتی ناراحتی خودتو، قایم و گم و گور نکنی، خیلی بی انصافیه وقتی ما باهم خندیدیم اما تو تنهایی گریه کنی.