(Pelusium) نبرد پلوزیوم 🔰
و جنگ شناختی (cognitive war)
🌐 هرودوت در کتاب تاریخ خود به نبردی اشاره می کند که در سال 525 قبل از میلاد میان امپراطوری بلامنازع پارسیان به پادشاهی کمبوجیه و مصریان رخ می دهد. جنگی که منجر به نبردی خونین می شود اما در نهایت با تدبیر جنگی ایرانیان، به فتح مصر و الحاق آن به امپراتوری ایران ختم می شود. شاید این نخستین جنگ شناختی تاریخ است که توسط ایرانیان باستان رقم می خورد. اگرچه سپاهیان پارسی قدرتمند هستند اما به گفته هرودوت و به نقل از تاریخ نگاران مصری، سپاهیان آنان جنگاورانی مقتدر بودند که هزاران سرباز ایرانی را می کشند و چندبرابر آن، خودشان کشته می دهند اما آنجایی تسلیم می شوند و عقب نشینی می کنند که با جنگ شناختی ایرانیان روبرو می شوند. کمبوجیه که با نفوذی های خود از احترام بالای مصریان به گربه ها مطلع است و می داند که این موجودات در میان مصریان نماد پرورش و بارآوری و تجسم الهه باستت (BASTET) است از سربازان خود می خواهد که همراه خود گربه های زنده را حمل کنند و روی سپرهاشان تصویر گربه را بکشند. به این ترتیب نیروهای مصری برای پرهیز از آسیب زدن به این موجودات مقدس، سلاح هایشان را زمین گذاشته و یا تسلیم شدند و یا فرار کردند و مصر به دست کمبوجیه فتح شد.
⏯ هزاران سال از آن تاریخ می گذرد و امروزه تانک ها و پیاده نظام ها برای فتح یک سرزمین، پشت خاکریزهای منتظر نمی مانند تا هواپیماهای جنگی، دشمنشان را بمباران کنند و بعد وارد نبرد تن به تن شوند! منتظر می مانند تا نقاب های گربه سانشان با مغز مردمان و سپاهیان سرزمین هدف بازی روانی مورد نظر را انجام دهند و به ترس و تسلیم وادارند و بعد به آسانی و بدون هزینه های مالی و جانی، سرزمین مورد نظر را فتح کنند و حکومت مورد نظر و مطیع و تسلیم خودشان را بنشانند.
✳️ معنای این سبک جدید مبارزه همان جنگ شناختی است که بر روی بازی با افکار و باورهای افراد متمرکز است و تلاش دارد آن را در جهت اهداف مورد نظر خود به کار گیرد یا تغییر دهد. گربه های خوش رقص و مورد علاقه و احترام مردم در عصر رسانه و شبکه های اجتماعی و هوش مصنوعی خیلی زود نقاب و سپر استراتژی های تهاجمی دشمن می شوند و فتح سرزمین ها بدون هیچ مقاومتی رقم می خورد.
🔴 رد پای جنگ شناختی در عصر مدرن را در اینفلوئنسرها (شاخ های اینستا گرامی) و سلبریتی ها و فوتبالیست ها و خواننده ها و برخی سیاسیون سلبریتی نما و... باید جست. در این میان البته غافل نمی شود بود که خود سگ ها و گربه ها هم برای عده ای به الهه بدل شده اند ...!
پس رسانه در جنگ شناختی حتی قادر است برای مخاطب خود به ویژه در سطح جوان و نوجوان دست به ساخت الهه های باستت جدیدی بزند تا آنها را در حد پرستش دوست بدارند. از آن زمان به بعد طمع ورزان به ثروت سرزمین هایی چون ایران، تهاجم خود را با هدف دستیابی به قدرت و کشورگشایی و الصاق سرزمینی در پشت آنان پنهان خواهند کرد.
🟢 🔚از همین روست که رهبر مقتدر ایران اسلامی و آزادیخواهان جهان، در سخنان اخیر خود بر اهمیت تبیین گری و کلام تاکید می ورزند و می فرمایند "گاهی اوقات جهاد با زبان از جهاد با جان اهمیت و تاثیرش بیشتر است" و بعد با اشاره به روایات می گویند:"حضرت زهرا به کسی محبت پیدا می کنند که خصیصه تبیین گری را در خود تقویت نماید".
چرا که شکافنده این ترفند ذهنی و شناختی، تنها تبیین گری است، تا واقعیت نیت مهاجمین را برای مردم روشن کند و نقاب ها را کنار بزند پیش از آنکه مردم با شیوه های مدرن رسانه ها، مبتلا به هیپنوتیزم و سکوت و تسلیم یا فرار شوند ...
❇️ منبع جهت مطالعه نبرد پلوزیوم ancient.eu
✍زهرا کیایی
✅@afsarsalamati
افسر سلامت روان
هنجارسازی، راه تحقق تخصص گرایی و حجاب!
اجرایی شدن یک گزاره درست در اجتماع به عوامل متعددی وابسته است که از میان آنها، "هنجار" نقشی اساسی دارد. فرآیند هنجارسازی، از "گفتمانسازی" و "مطالبهگری" آغاز میشود، اما این تنها گامهای ابتدایی آن است. برای تبدیل یک شعار به یک هنجار اجتماعی، لازم است که ابتدا آن شعار به یک باور عمومی تبدیل شود و سپس این باور در قالب رفتار فردی و جمعی تجلی یابد.
برای مثال، جمله معروف شهید دکتر مصطفی چمران:
"میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آن را میپذیرم. اما میگویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست."
این جمله علیرغم معنای عمیق و پیام روشنش، هنوز پس از گذشت چندین دهه، در سطح جامعه و حتی میان مدیرانی با باورهای مذهبی، عملیاتی نشده است. چرا؟
پاسخ روشن است: این گزاره برای بسیاری در حد یک شعار باقی مانده است نه یک باور! پس هیچ گاه به مرحله رفتار نرسیده! پس در ردیف هنجارهایشان نیست! یعنی نه خودشان را و نه دیگران را با خط کش تخصص نمی سنجند بلکه او را با هنجارهای دیگری چون ظاهر مذهبی داشتن یا فرمانپذیر بودن و... می سنجند!
هنجار در واقع همان خطکش و میزانهایی است که جامعه بر اساس آن رفتارهای خود را تنظیم میکند. زمانی که یک گزاره به هنجار تبدیل شود، بهعنوان معیاری برای ارزیابی افراد و عملکرد آنها عمل خواهد کرد.
این مسئله تنها به موضوع تخصصگرایی محدود نمیشود؛ در مورد گزارههایی مانند حجاب نیز با چالشی مشابه مواجه هستیم. حجاب برای بسیاری حتی یک شعار جذاب نیست و برای کسانی هم که آن را شعاری زیبا میدانند، به باور و سپس به رفتار تبدیل نشده است و برای تعداد زیادی هم رفتاری از سر عادت است نه باور! ازاینرو، نسل آینده نیز کمتر میتواند آن را بهعنوان یک هنجار بپذیرد.
چالش شعارزدگی در جامعه
در بسیاری از موارد، گزارههای مهمی که میتوانند به رشد فردی و اجتماعی منجر شوند، به دلیل عدم نهادینهسازی در رفتار، به شعارزدگی محدود شدهاند. در موضوع تخصصگرایی، مشکل تنها به مدیران خلاصه نمیشود، بلکه از باورهای عمومی تا سطوح مدیریتی جامعه را شامل میشود. در موضوع حجاب نیز اوضاع بر همین روال است و در بسیاری باور عمیق به ضرورت حجاب بهعنوان یکی از ابزارهای حفظ سلامت اجتماعی وجود ندارد!
برای عبور از این وضعیت، نیاز است:
🚺گفتمانسازی مؤثر و عمیقتر انجام شود تا شعارها به باور تبدیل شوند.
🚺باورهای ایجادشده با ساختارهای حمایتی (قوانین، آموزش و رسانه) تقویت شوند.
🚺جامعه با الگوهایی روبرو شود که خود نمونههایی از هماهنگی میان باور و رفتار هستند.
جمعبندی
⏮ تخصصگرایی و حجاب، هر دو مثالهایی از گزارههای کلیدی هستند که به دلیل نرسیدن به مرحله هنجارسازی، نتوانستهاند تأثیر مطلوب خود را در جامعه بگذارند. تبدیل این گزارهها به هنجار نیازمند گذر از مرحله شعار به رفتار است. تنها در این صورت است که شاهد حضور افراد درست در صندلی های مدیریتی خواهیم بود و مسئله حجاب به راه حل نهایی خودش دست می یابد!
✅ @afsarsalamati
🌟یکی باشی از آن طوفان ها!
راست می گویند که زندگی پسا- پیش دارد. چشمانم را که می چرخانم در میان پدیده های دنیا و می بینم اگر جنگلی آتش بگیرد، اگر طوفانی بیاید و همه شهرها و روستاها را درنوردد یا اگر یک زلزله بَد ریشتری بیاید، خیلی بد! که n هزار نفر را از بسترهاشان بکشاند به بستر خاک، یا جنگ های شهری با هواپیماها و پهباد، بر سر زیرساخت ها و خانه ها و ...
زندگی آدمها پس از اینها تفاوتش خیلی است با پیش از آنها و می شود گفت:
"زندگی ما، پیش از جنگ و سیل و طوفان و زلزله، و پس از آن"
اینها زیر و رو می کنند زندگی ات را.
حالا نمی خواهم مثل اسپری امید، امید بپاشم در صورت خواننده! تصور نکن که می خواهم بگویم از دل خرابی ها، گیاهی سبز جوانه زده که نویدبخش زندگی است و دوباره ساختن با سطحی بهتر و بالاتر! اصلا نمی خواهم بگویم ویرانی بعد از این طوفانها هرچند زشت هستند و جانکاه اما دوباره ساخته می شوند و اینبار با رفع ضعف و نقص ها! و ما بناهایی را خواهیم دید و شهرهایی دوباره زیباتر از زیبا ...
بگذریم! من با اینها کاری ندارم که اولش زشت هستند و آخرش زیبا. دارم به این فکر می کنم که آیا ممکن است یک "زیبایی"، طوفانی شود یا بهتر بگویم می تواند آیا طوفان و زلزله زشت نباشد و زیبا شود و در عین زیبایی ماجرای "پس و پیش" را رقم بزند؟!
مثلا طوفانی بیاید داخل شهر و در اوج متانت و آرامش و با رقصی زیبا در کمرش، همه چیز را جا به جا کند🤔 یا زلزله توی بدنش قِر بیندازد و قد و بالایی به همگان نشان دهد و در حالی که همه را مسحور خود کرده همه جا را زیر و بالا کند؟ می شود آیا؟
کمی که فکر می کنم می بینم می شود! بعضی آدمها طوفان و زلزله ای هستند زیبای زیبای زیبا! و در اوج زیبایی وقتی وارد یک جایی می شوند، زیر و بالایش می کنند! عین طوفان می مانند. آنجا دیگر جای قبلی نمی شود و نه آن آدمها، آدم های قبل. هرکسی یک جور زیر و بالا می شود. او می خرامد و افسونگری می کند و در اوج آرامش و لبخند خانه دل همه را ویران می کند و همه چیز را جا به جا! همه چیز می شود پیش، و پس از ورود او به آنجا!
بعضی آدمها خاصیت طوفان دارند اما در اوج زیبایی ها! زیر و بالا می کنند درون ها را و بیرون ها را. انقلاب می کنند. منقلب می کنند. آدمها را در معرض "خودشان" به مَحَک می گذارند. ویران می کنند و منتظر جوانه می مانند. اصلت را و جوهر وجودی ات را که خودت هم گمشان کرده ای یا اصلا در پس امن و آرام ها و تکرارها و حس قدرت داشتن ها پیدایشان نکرده بودی، برایت پیدا می کنند و لباس تنت می کنند. نمی گویم آن پستوها و زیر آوارها همیشه زیباست! گاه ظرفیتی سخت و وحشت آفرین است. گاه یک تاریکی پنهانی است. می تواند غرور باشد، حسادت باشد یا بلاهت ... یا آنکه می تواند ایمان باشد و امید و درایت و لطافت و ...
داستان یوسف و ورودش به قصر فرعون و حضورش در جمع میهمانهای زلیخا و زندان و بعد پادشاهی، یکی از زیباترین زلزله ها و طوفان هاست و اصلا احسن این داستان هاست ...
داستان روح الله را چه می گویی؟ و ایران پیش و پس از او را؟! یا داستان سردار دلها! او که زندگی اش یک طوفانی بود و شهادتش طوفانی تر از زندگی! چند نفر دیگری را می شناسی از این آدمهای طوفانی؟
آدمها خودشان را نشان می دهند درست در مواجه با طوفان هایی اینچنین ...
خودت چه؟ نمی خواهی
⏯ یکی باشی از آن طوفان ها ... ؟!
✍زهرا کیایی
✅@afsarsalamati
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عجب مولودی است امروز
کعبه را می شکافد
و قلم خم می شود با آمدنش
و آخرین توانش را جمع می کند
تا بر روی کاغذ
در وصفش بنگارد که:
"ناتوانم"!
✅@afsarsalamati
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
"بحران" کلید واژه ی پرتکرار دوران ماست.
و رنج همان چیزی است که ما را قدرتمندتر می کند. تبلیغ زندگی بی درد و بی رنج و تربیت کودکان بر این اساس، یک خطای تربیتی است که پیامدهای ناگواری را در شکل گیری شخصیت آنها به جا خواهد گذاشت. اولین پیامد آن نافرمانی و طغیانگری فرزندان در برابر والدین است. چرا که آنها کوچک ترین نقص و کمبودی را بر نمی تابند. پیامد دوم طغیان بر علیه جامعه ای است که در آن متولد شده اند! چرا که کمبودها و نقص های آنرا نیز بر نمی تابند. اگر از هم اکنون از کودکانتان می شنوید که میل به مهاجرت به سئول پایتخت کره جنوبی یا یوس آنجلس و کالیفرنیا را دارند بدانید جایی از کار اشتباه است ... جایی که اول خود شما باید باورتان شود زندگی همراه با سختی ها و چالش هاست تا بعد بتوانید آنرا به فرزندانتان بیاموزانید و تعریف درست از موفقیت را نشانشان دهید:
*"موفقیت یعنی توانایی مقاومت در برابر سختی ها و به دست آوردن پیروزی از وسط رنج ها"*
تصاویر بالا از آتش سوزی کالیفرنیا را نشانشان دهید تا بدانند بلا و مشکلات در تمام دنیا اتفاق می افتد و این تویی که باید محکم و قوی باشی.
آسمان همه جا یک رنگ است و رنگ وطن و خانواده البته زیباتر ...
کودکان باید بدانند خانواده هویت آنهاست و دوری کردن از آن جز آسیب روانی نخواهد داشت.
✍زهرا کیایی
✅@afsarsalamati
افسر سلامت روان
✅@afsarsalamati
با من حرف می زد و اینقدر به عنوان کلاس پنجمی خوب حرف زد که از خودش و مادرش اجازه ضبط گرفتم، نگاه واقع بینانه مادر به اتفاقات علی رغم "پوششی" که بسیاری آنرا در Blacklist می گذارند گویای یک پیام شفاف است = "قدرت".
"باید قوی شویم"،
و حتما این فرمان تاریخی را خوب به یاد دارید.
اهمیت قدرت، خارج از محاسبات دیپلماسی و نظامی، یک امر روانشناسی و نیازی روانی است که بسیاری مواقع ناخودآگاه عمل می کند! یعنی فرد بدون آنکه علتش را بداند، به شخص یا سرزمینی علاقه مند است. رد علاقه مندی عجیب و غریب عده ای را به غرب وحشی و در راس آن آمریکا را اینجا جستجو کنید. "وقتی باور کرده اند غرب قدرتمند است"! مهم نیست این تصور چقدر با واقعیت تطبیق دارد بلکه مهم، "باور" است! او توانسته طی سالها پس از جنگ دوم جهانی با کمک تهدید و ارعاب و تبلیغ و دروغ پردازی و در سالهای اخیر بسیار حرفه ای تر و از طریق جنگ شناختی و نظامی و البته با ابزار علم و تکنولوژی، این باور را در نگاه ها رقم بزند، که قدرتمند است!
قدرت از جمله نیازهای پنجگانه و اصلی انسان هاست که می تواند بدون آنکه نیازی به تلاش و آموزش و تشریح باشد، کودکی را به تسلیم وادارد!
کم نداریم کودکانی را در همین سن، که آرمان و آرزویشان شده یوس آنجلس و لندن و پاریس و این روزها، سئول!
فقط در دو مرحله پاسخ مقتدرانه ایران در وعده های صادق، نگاه خیلی از کودکان را معطوف خود کرد که ما قدرتمندیم و دیگران از ما کمک می خواهند! و همین کافی بود تا به چشم تغییر نگاه را در افراد مختلف ببینم که
"ما ضعیف نیستیم، قدرتمند و شایسته احترامیم"
در امر تربیت کودک هم، والدین باید به عنصر قدرت و اقتدار توجه ویژه داشته باشند، به یاد داشته باشیم ما برای اثرگذاری تربیتی در خانواده و جامعه به نفوذ کلام نیازمندیم و آن وابسته به متغیر پراهمیت "قدرت" است. به لحاظ انسان شناسی، آدم ها نگاهشان را به مرکز قدرت می چرخانند و کلام و رفتار او را می شنوند و می بینند و در نهایت اثرمی پذیرند و الگو می گیرند. اساسا قدرت، احترام می آورد و همواره اولیا به آن نیازمندند.
چه چیز قدرت می آورد؟! پاسخ این سوال در میان حاکمان یک جامعه و متولیان یک خانواده، مسیر و جهت گیری آینده آنها را ترسیم می کند ...
"باید قوی شویم"
دهه فجر 🌸
آغاز برخاستن ایران قدرتمند
مبارک باد ✌️😊
✍زهراکیایی
✅@afsarsalamati
10.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون شرح ...
متولدین فجر
✅@afsarsalamati
InShot_۲۰۲۵۰۲۰۸_۱۷۰۹۴۲۳۹۱_۰۸۰۲۲۰۲۵.mp3
2.87M
انقلاب اسلامی - امید- مقاومت
#پادکست
✅@afsarsalamati
5.64M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الله اکبر☝️
⏮ هنر اصیل و ماندگار
و اصیلترین و ماندگارترین هنرمند
💥بزودی ...
✅@afsarsalamati