eitaa logo
در این گوشه از دنیا🇮🇷
798 دنبال‌کننده
471 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" شناس: @z_mah18 ناشناس: ble.ir/payamresanimbot?start=1bEEYRMOxC276F8Ss88vI2myR
مشاهده در ایتا
دانلود
یادمه یه زمانی تو نوجوونی خیلی بی‌پروا بودم! به هر آدمی که می‌خواستم نزدیک می‌شدم! با هر کسی بی مهابا ارتباط برقرار می‌کردم و هیچ نگرانی ای از هیچ چیزی نداشتم! وقتی از یکی خوشم می‌اومد با اعتماد به‌نفس پا پیش می‌گذاشتم و هیچ چی رو پنهون نمی‌کردم! و خب همیشه هم جواب می‌داد! الان که دیگه اون طور نیستم و به زبون آدم بزرگا «عاقل» شدم اعتراف می‌کنم گاهی دلم واسه اون حس و حال تنگ می‌شه٫٫!
«درد»؛ رنگ و بوی غنچه ی دل است! پس چگونه رنگ و بوی غنچه را ز برگ های تو به توی آن جدا کنمـ؟ ... «درد» حرف نیست! «درد» نامِ دیگرِ «من» است! من چگونه خویش را صدا کنم؟
تایپ کردن هیچ جوره جای نوشتن رو کاغذ رو نمی‌گیره! اون حس تخلیه احساسات و آرامشی که نوشتار رو کاغذ با مداد هاچ ب مشکی بهم می‌ده رو اینجاها پیدا نمی‌کنم!
احساس می‌کنم نسلم منقرض شده! نگران به این و اون نگاه می‌کنم شاید کسی رو شبیه خودم یافتم اما می‌بینم که با همه متفاوتم! انگار هیچ کس پیدا نمی‌شه که حرفام و احوالاتم و افکارم رو بفهمه! و این به نظر ترسناک می‌آد!!
باورم نمیشه به این سرعت می‌تونم تغییر مود بدم! هنوز لبخند رو لبمه که اشک تو چشام جمع می‌شه! عجیبه! یادمه یکی می‌گفت اگه می‌بینی زود به زود ناراحت می‌شی باید ببینی خوشحالی هات چیان! اگه خوشحالی هات سطحی و سرکاریه زود به زود هم ناراحت می‌شی ولی اگه شادیت عمیق شد، درونی شد، پایدار شد، اون وقت با یه پیام و حرف و عکس و ... غمت نمی‌گیره! خب کسی میدونه شادی و رضایت عمیق و پایدار کجا می‌فروشن؟
حقیقتاً از اینایی که فک می‌کنن باهوشن ولی نیستن بدم میاد -_-
گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن باشد ولی نصیحت دیوانه می‌کنی!!
خب از الان اعلام می‌کنم امتحان آخر که ادبیاته رو می‌خوام تو روز بخونم شب بیکار باشم فیلم ببینم یا تو گوشی بچرخم
اگه شما هم مث من هراس های تکرار شونده دارید و یا همّ و غم زیادی رو متحمل می‌شید این رو بعد از نمازها بخونید، جوابگوئه: اَللّهُمَ سَرِّحْنى عَنِ الهُمومِ وَالْغُمُومِ ووَحْشَةَ الصّدرِ و وَسْوَسَةِ الشَّیطان بِرَحمتِكَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ پ.ن: اگه باور ندارید به این چیزا پاسخگو نخواهد بود قطعاً 😬✋🏻
دیشب شب عجیبی بود! خنده و گریه و تعجب و آرامش و استرس و پوکری و عصبانیت، همه چی قاطی شده بود تو هم !
طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن آن که خنـــــديد چرا؟ آن که نخنـــــديد چرا؟ گفتم اين عيـــــــد به ديــــدار خودم هم بروم دلــــم از ديـــدن اين آينـــــــه ترسيد چـــــرا؟
چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند