چرا به عادی بودن راضی نیستم؟!؟
چرا نمیتونم محض رضای خدا معمولی باشم و ازش لذت ببرم؟؟
از همون غم های یهویی که خیلی عمیق تو دلت می شینه
وسط دست و پا زدن تو زندگی، مجبورت میکنه به این فکر کنی که این چیزی نبود که من میخواستم
همه چیز که دست من نبوده و نیست
هست؟
این فقط زندگیه! و طبیعتش نرسوندنه!( Ok ...sometimes)