هیچوقت نتونستم روحم رو به بند بکشم
هیچوقت نتونستم بهش حالی کنم باید از چیزهایی کوتاه بیاد تا چیزهای دیگهای رو از دست نده
در این گوشه از دنیا
صداقت و ابراز کردن چیزی که هست بدون فرار ازش
*بدون اینکه پشیمونی به بار بیاره!
یعنی من بتونم به لحظه های خوبمون فکر کنم و عمیقاً لبخند بزنم بیاون که مغزم اضافه کنه: حالا همه چیز به سر اومده
دارم خیلی آروم به این نقطه میرسم که دیگه هیچ آدمی جذبم نمیکنه
انگار یکباره از همه شون ناامید شده باشم