بعد از این بگذار قلب بیقراری بشکند
گل نمیروید چه غم گر شاخساری بشکند
باید این آیینه را برق نگاهی میشکست
پیش از آن ساعت که از بار غباری بشکند
هدایت شده از هراس ها
چون روحم زخم هایی داره که هربار فکر میکنم خوب شدهن ولی سر بزنگاه میفهمم هنوز که هنوزه سرجاشن و اذیتم میکنن
_کل دنیا علیه مون اند و ما تو اقلیتیم.
+كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ!
کل زندگیم تشکیل شده از یه کلی «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» و یه چند تا «خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو»