دیگه مهم نیست من حالم چقدر بده یا چقدر فشار روم هست
واقعاً هیچ اهمیتی نداره.
فقط کاش میتونستم برای حال بد باقی آدما کاری کنم
غم باقی آدم هارو به دوش بکشم! رنج شون رو بپذیرم...
به من میگی: چیزی بگو ساکت نشین
چی بگم عزیزِ من؟
همه میدونند چی راسته چی دروغ چی حقه چی باطل چی خوبه چی بد
مرز خوب و بد هیچ وقت به اندازهی الان روشن و واضح نبوده
من چی بگم میون این همه غم؟
اینجا انقدر دارک و بیروح و نامأنوس شده که واقعا خودمم میخوام لفت بدم ازش
شما چرا لفت نمیدید؟
ولم کنید میخوام تو فیلم های آندریتد و کتاب های امانتیِ دو هفته یه بار و دست نوشته های بیمعنیم غرق بشم
در این گوشه از دنیا
ولم کنید میخوام تو فیلم های آندریتد و کتاب های امانتیِ دو هفته یه بار و دست نوشته های بیمعنیم غرق
+و تو این فکر که تو تمام این بیست سال what happened to me