دیگه احساساتم به غم و شادی تقسیم نمیشه
حسم شبیه یه ملغمه ی غلیظ و مایعِ کهکشانی پنج بعدیه که خوب و بد توش معنی نداره
همه چی با هم قاطی شده و فراتر از ادراک منه
من واقعاً شانس آوردم آدم مذهبیای ام وگرنه سیصد بار تا حالا شکست عشقی خورده بودم و واقعاً تو این سن هیچی ازم نمونده بود
بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم
بچه ها
الان تمام تلاش دشمن ناامید کردن مائه.
(دشمن که میگم منظورم دشمنِ ایرانه ! همینقدر عام!)
پارسال بعد شاهچراغ یادتونه چقدررر همهمون ناامید و پر از اندوه بودیم؟
انگار گَردِ غم پاشیده بودن تو شهر!
الانم نقشه همونه!
نزارید تو نقشه شون موفق بشن.
امیدوار بمونید و بدونید پیروزی نهایتاً سهمِ ماست!
هدایت شده از در این گوشه از دنیا🇮🇷
چه اهمیتی داره روح من تا چه اندازه آسیب دیده ست
مادامی که به اندازه ی هر روح سالمی در حال تلاش برای قدم برداشتن به سمت جلوئه!