(توی پرانتز بگم حواسم هست دوباره برگشتم به مشکلات خودم، خواستم بگم از این همه خودمحوری به ستوه اومدهام و ازش فراری ام)
استاد میگفت: شما نمیتونی یه تیکه از زندگیت رو جدا کنی و بگی نمیخوامش! اگه بخوای لحظه های بد زندگی رو حذف کنی لحظههای خوب هم به دنبالش از دست میرن.
به خاطر اینکه «این» زندگیِ توئه! با تمام لحظههای ریز و درشتش.
(درست مثل کتابخانهی نیمه شب که هر تصمیم متفاوت، یه زندگی کاملاً متفاوت رو برای نورا شکل میداد.)
من به لحظههای لذتبخش و دوستداشتنی زندگیم فکر کردم و فهمیدم حاضر نیستم از بعضی از اون لحظات شیرین و نورانی بگذرم!
فهمیدم این زندگی رو _با تمام ویژگی های نامطلوبش_ میخوام!
امام صادق(ع) می فرماید:
«مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و ستم نمی کند، با او غش و تقلب نمی کند و هر وعده ای به او دهد، سر برنخواهد تافت.»
در این گوشه از دنیا🇮🇷
امام صادق(ع) می فرماید: «مومن برادر مومن است و به منزله چشم او و راهنمای اوست؛ هرگز به او خیانت و س
وسط کاری بودم به این حدیث برخوردم
و بعد به این فکر کردم دقیقاً چند درصد از رابطه هامون الان اینطوریه؟