یه نگرانیِ ملایم ولی مداومی دارم نسبت به اینکه دارم نوشته هام رو تو مجازی ذخیره میکنم و نه تو کاغذ و به صورت یادداشت!
بیمِ اینکه یهو همه شون بپرن رو دارم!
من حقیقتاً با دستنوشته هام زندگی میکنم. نوشته هام تصویر آشنایی اند از خودم.
خیلی خب میدونم از لحاظ تکنیکی و ادبی و هر لحاظی که حساب کنید نوشته هام به جایی نمیرسن! لازم به گوشزد نیست! ولی برای خودم ارزشمندند!
متنفرم متنفرم متنفرم،
از این که بچه ها رو آدم حساب نمیکنن !!
(تازه یه ورژن بزرگونه ش هم هست که مجردا رو آدم حساب نمیکنن که اون کمتر دیده شده!!)
ولی قبول کنین
اکثر /آدمبزرگا/ بچه ها رو آدم حساب نمیکنن، حتا اگه آدم حسابشون کنن هم حرفاشون رو جدی نمیگیرن!
و این خیلی بده!
خیلی بده که بچه ها باید منتظر باشن بزرگ شن تا بالاخره خودشون رو از یه سوراخی با زور و زحمت وارد دنیای بزرگسالی _که باید بگم همچین آش دهن سوزی هم نیس!_ بکنن.
اتفاقاً باید بیش از بزرگسالا بچه ها رو باور کنیم و بهشون احترام بگذاریم.
کاش یاد بگیریم اینارو!
کاش!
تا بداند که شبِ ما به چه سان میگذرد
غمِ عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده :)
چقدر خوبه که آدم میتونه بعنوان یه مخاطب با خودش صحبت کنه:)
اگه این حالت نبود که من خودم به شخصه افسرده میشدم.
حس میکنم تو جامعه دارم نادیده گرفته میشم ( به خاطر تفکراتی که در جامعه جاریه)
شاید درست نباشه
جزء مواردیه که هنوز از لحاظ علمی و منطقی بررسی ش نکردم ولی
حسش فراوون توم هست و داره اذیتم میکنه.
واسه منی که دنبال کلی اثر گذاری و کارهای بزرگ تو جامعه هستم اذیت کننده س!
خبببب
چند دقیقه پیش تصمیم گرفتم بیام ایتا
و پیامای این چند وقته ی کانالم رو کپی کردم اینجا
میخوام تو ایتا ادامه بدم زین پس:)
پیامای بالا در واقع تو فواصل زمانی قابل توجهی نگارش شده! به ساعت پیام دقت نکنید.
حالم بده !
پرده ی اشک جلوی دیدم رو گرفته!
بغض داره به گلوم چنگ میزنه!
و نمیدونم چرا!!!
واقعاً واسم سواله چرا کانال دانشگاه ۷۳ درصد پیاماش رو نصفه شب میفرسته😐🤔
احتمالا ادمینش یکیه مث ماها 😂