eitaa logo
در این گوشه از دنیا
135 دنبال‌کننده
348 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا تا مدت‌ها آرشیو لحظات گمشدگی من بود. چیز عمومی ای نبود که بخوام عمومی‌ترش کنم. اونهایی که از اول بودن میدونن هیچ وقت دنبال افزایش ممبر نبودم... اما ماجرای غزه که پیش اومد یه چیزی توی من تکون خورد. واسه‌م خیلی سنگین بود که عده‌ای این طور آسیب ببینند و من به فکر غم‌های کوچیک خودم باشم. در اون صورت حس می‌کردم انسانیت در من مرده است. دیدم تنها چیزی که دارم صد و خورده‌ای ممبر در این گوشه از دنیاست! اما ماهیت اینجا هنوز هم آرشیویه از لحظات گمشدگی زهرا. به فکرش هستم اوضاع رو بهتر کنم اما کمی زمان می‌بره‌. (چون باید یک طرح کامل برای غزه داشته باشم و چون باید خودم هم التیام پیدا کنم...) تا اون موقع شما هرجا به نظرتون مطلبی مفید بود پخشش کنید.
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
(🎙خواننده این اثر زن است.) سلام من شش سال دارم و درست همینجا زندگی می‌کنم جایی که صدای بمب‌ها بلند است و آسمان به نظر نزدیک می‌آید من خانه‌ای داشتم با سقف و در که حالا تماماً بر زمین ریخته است مامان بهم گفت قوی باشم و گریه نکنم اما حالا او کجاست؟ حتی نمیدانم چرا ... همین دیروز دستانم را گرفت و حالا جهان بسیار دور به نظر می‌آید میتوانی من را بشنوی؟ میتوانی ببینی؟ من فقط یک بچه ام قرار نبود اینطور باشم دوست دارم بخندم و بازی کنم اما هر روز فقط دود می‌بینم لطفاً گوش کن با تو هستم؛ من شش سال دارم! چه کار می‌توانم بکنم؟
قاب پانزدهم [یک صبح عادی در محوطه بیمارستان الشفا غزه]
قاب شانزدهم [چند کودک فلسطینی در یک روز بارانی با لاشه یک ماشین پارک شده در نزدیکی اردوگاه موقت آوارگان در دیرالبلح بازی می‌کنند.]
غم دارم
اما خیلی وقته که درمورد غم‌هام سکوت می‌کنم
بین این همه آدم روی زمین یک زهرای کوچک و غم‌هاش چه اهمیتی داره؟
قاب هفدهم [مرد فرزند نوزاد خود را در صندوقی که به انتهای دوچرخه اش متصل شده، حمل می‌کند.]
قاب هجدهم [گروهی از مردان برای برادرشان نماز میت می‌خوانند. اندوه این وداع، یکی از جوان‌ها را شدیداً به گریه انداخته است.]
قاب نوزدهم [فلسطینیان بی‌خانمان پشت یک وانت پر از بار در جاده صلاح‌الدین می‌نشینند تا در اردوگاه آوارگان جبالیا در شمال غزه پناه گیرند.]
قاب بیستم [یک مادر فلسطینی، فرزند خود را که در حمله اسرائیل به غزه کشته شده، می‌بوسد. چشمان کودک هنوز باز است.]
قاب بیست‌و‌یکم [کودکان فلسطینی برای دریافت کمک غذایی از یک موسسه خیریه در شهر غزه جمع می‌شوند‌.]