eitaa logo
در این گوشه از دنیا🇮🇷
819 دنبال‌کننده
469 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" شناس: @z_mah18 ناشناس: ble.ir/payamresanimbot?start=1bEEYRMOxC276F8Ss88vI2myR
مشاهده در ایتا
دانلود
خب خبر خوب اینکه از مود رد دادگی کاملاً خارج شدم و خبر بد اینکه به مود غم و ناامیدی وارد!
شاید نباید بگم شاید اگه بگم بیشتر حالم بد میشه باشه ولی ناراحت که هستم دیگه!
قشنگ پیش بینی می‌کنم تا صبح می‌خوام کلی چرت و پرت فلسفی و خزعبلات تفکرآمیز بگم-_-
الان حالم بده و دوست دارم برگردم به اون زمانی که این کتاب رو میخوندم به همون حس و حالِ رقیق و آروم! واقعاً نیاز دارم٫٫
تو این مود مزخرف غم، خوبه که امتحانم از این چیزاس٫٫
دچار اختلال توهم زلزله شدم😕
من از اینا می‌خوام
می‌خوام
وقتی به اون چیز یا کسی که همیشه آرزوش رو داشتی می‌رسی تازه می‌‌فهمی اونقدری که فکر می‌کردی ارزشمند نبوده و درواقع آرزوی داشتنش از داشتنش لذت بخش تره!
شاید براتون جالب باشه بدونید تهمینه در واقع پا پیش گذاشته و از رستم خواسته باهاش ازدواج کنه! و اولین مکالمه شون هم بدین صورت بوده: «بپرسید ازو گفت نام تو چیست؟ چه جویی شب تیره؟ کام تو چیست؟ چنین داد پاسخ که تهمینه ام تو گویی که از غم به دو نیمه ام!» بله همونطور که می‌بینید تهمینه نصفه شب پا میشه می‌ره پیش رستم و رستم هم که هنگ کرده بوده می‌پرسه این وقت شب دنبال چی می‌گردی؟ و اینجاست که تهمینه خودش رو معرفی می‌کنه و اعتراف می‌کنه از غم نداشتن رستم داره دیوونه می‌شه و بعد هم کلی از خودش تعریف می‌کنه و این که چقدر زیباست و همه پهلوون ها در حسرتش ان و اینا و میگه داستان ها و تعریفات دور و درازی در وصف رستم شنیده و دلداده ش شده. و بعد رستم می‌بینه همه چیز در بهترین شرایطه و خلاصه «به خشنودی و رای و فرمان اوی به خوبی بیاراست پیمان اوی»
ولی واقعاً داستان های شاهنامه هم جذابه ها! میشه ازش سریال ساخت😂 خیلی ام پر بیننده می‌شه خلاصه شاهنامه زبانش یه کم ثقیله وگرنه ما ملت کتابخونی هستیم
تهمینه ولی چقد قشنگ حسش رو گفته:) چنین داد پاسخ که تهمینه ام تو گویی که از غم به دو نیمه ام :)