https://eitaa.com/MafiaYeKhasteh/452
حالا تعمیم نمیدم به همه
ولی دست کم تو نوجوونی خیلی هم حسرت برانگیز نخواهد بود.
من یادمه همین حسا رو به یکی داشتم در حدی که الان نوشته هام رو میخونم واقعاً خندهم میگیره که چقدر غرق خیالش بودم🤐😂
و بارها هم تا دم گفتن بهش پیش رفتم و نگفتم.
آخرین بار که هم رو دیدیم هم نگفتم و تا یه مدت (مثلاً یکی دوماه) حسرت خوردم که کاش حالا که بار آخر بود حداقل بهش میگفتم و میرفتم!
ولی بعد از دوسال _که اندکی عاقل شده بودم_ دست سرنوشت کاری کرد هم رو دیدیم و واقعاً هزار بار خداروشکر کردم که نگفته بودم بهش😂
و کلی خودم، خودمو مسخره کردم که چقدر اسکل بودم که کشته مرده ش بودم 😂
خلاصه زود تصمیم نگیرید که بگید😅😂
واقعاً دلم خواست دوباره مث قبلاً ها خوره ی کتاب بشم!
(قبلاً ها منظورم قبل سال پیشدانشگاهیه. کنکور کلا یه وقفه ی بدی تو همه فعالیت هام به جز درس ایجاد کرد که بعضی هاش برای همیشه متوقف شد!)
یادمه راهنمایی بودم مامانم واسه امتحانای ترم کتابامو ازم گرفت قایم کرد که درس بخونم 😔😂
ینی شب امتحان هم داشتم رمان میخوندم😂
شدت و وسعت خیال پردازیم تا حدیه که میشینم تصور میکنم بعد از مرگم دارم با موجودات ماورایی و مجرد راجع به دنیای مادی حرف میزنم. یه تصاویر مجازی ای از دنیای مادی (که الان گذشته و نابود شده) رو بهشون نشون میدم، اونا رو با "طول و عرض و ارتفاع"و "مایع و جامد و گاز" آشنا میکنم و میگم ببینید من از یه همچین جایی اومدم!
#خیال_پردازی_های_شبانه_من
همه مون تو زندگی میگردیم آدمای خاص و متفاوت رو پیدا کنیم!
و هرچی بزرگ تر میشم دارم میفهمم همه ی آدما معمولی هستند!
هیچ آدم خاصی وجود نداره، مطمئن باشید!
شمائید که تصمیم میگیرید کسی خاص باشه یا نه!
قضیه همینه!
مهم زاویه دید آدم هاست!
این عاشقه که معشوق رو خاص میکنه!
میگن لیلی اصلاً زیبا نبوده!
واسه همین وقتی پادشاه اون رو میبینه باورش نمیشه معشوقِ مجنون این بوده باشه:
گفت لیلی را خلیفه کان تویی
کز تو شد مجنون پریشان و غوی؟
از دگر خوبان تو افزون نیستی!
گفت:«خامش! چون تو مجنون نیستی»