eitaa logo
در این گوشه از دنیا🇮🇷
818 دنبال‌کننده
469 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" شناس: @z_mah18 ناشناس: ble.ir/payamresanimbot?start=1bEEYRMOxC276F8Ss88vI2myR
مشاهده در ایتا
دانلود
در حال بالا آوردنِ تمامِ احساسات ِ هضم نشده ی این چن وقت___
محوِ در تاریکی‌ها٫٫
من اینجا بس دلم تنگ‌ست و هر سازی که می‌بینم بدآهنگ‌ست. بیا ره‌توشه برداریم، قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم، ببینیم آسمانِ "هر کجا" آیا همین رنگ‌ست؟
تو دانی کاین سفر هرگز بسوی آسمانها نیست.
بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بگذاریم...
کجا؟ هر جا که اینجا نیست. من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم. ز سیلی‌زن، ز سیلی‌خور، وزین تصویر بر دیوار ترسانم.
خیلی وقتا به گذشته م که فک می‌کنم می‌گم این انصاف نیست به خاطر اشتباهاتِ ۱۳-۱۴ سالگیم بخوام پاسخگو باشم چون واقعاً اون موقع عقلم نمی‌رسید و خیلی بچه بودم! الان که عقلم کامل شده می‌فهمم کارم اشتباه بوده وگرنه اون موقع اصن درکم نمی‌رسید! ولی نکته اسف‌بارِ ماجرا این جاست که الان که عقلم می‌رسه دارم اشتباهاتی به مراتب بزرگ تر و عمیق‌تر می‌کنم و حالا دیگه واقعاً بهونه ای ندارم!
بیاید با هم حرف بزنیم و اهمیت بدیم! _چون همه چیز داره به سمت نابودی می‌ره_
رد دادم؟ شاید!
آدما خیلی دیر* می‌فهمن اون خصوصیاتی که به خاطرش از ارتباط برقرار کردن با آدما می‌ترسن _مث پول، قیافه، خونه، خونواده..._ واقعاً اهمیتی ندارن! *تقریباً بعد از مرگشون
کسی اینجاست؟ هلا! من با شمایم، های! ... می‌پرسم کسی اینجاست؟ کسی اینجا پیام آورد؟ نگاهی، یا که لبخندی؟ فشارِ گرم دستِ دوست‌مانندی؟ [و می‌بیند صدایی نیست، نور آشنایی نیست، حتی از نگاه مرده‌ای هم رد پایی نیست. صدایی نیست الا پت‌پتِ رنجور شمعی در جوار مرگ. ملول و با سحر نزدیک و دستش گرمِ کار مرگ.]