eitaa logo
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
30 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
117 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
[کشتیِ‌کاپیتان‌آگاتا]
شهر ساحلی عجیبی بود بیشتر نجیب زاده ها آنجا زندگی میکردند برایم سوال بود چرا یک قتل در چنین شهری اتفاق افتاده است آقای هارپر میگفت انسان های اشرافزاده هم دست به کار هی کثیفی میزنند این جمله اش مرا می‌ترساند اما دوست داشتم تا آخر سفر همراهش باشم و قاتل را ببینم
من تمام احساساتم را از دست دادم فرزندم... زمانی که جوان بودم و شور و شوق زیادی داشتم تمام لبخند ها و دلسوزی هایم را به عزیزانم هدیه کردم در کنار آنها بهترین حس را داشتم که حال برایم احساسی غریب است کم کم فهمیدم به آنها زیاد وابسته شدم ترسیده بودم ، میترسیدم آنها را از دست بدهم اما همیشه ترس ها به سراغمان می آیند. نه؟ روزی رسید که همه آنها را از دست دادم و در میان دنیای بزرگ کوچک و تنها شدم زمانی که همه آنها را از دست دادم احساساتم را همراه با اشک هایم دفن کردم و فهمیدم هیچ چیز در این دنیا باقی نمی‌ماند . حال هر روز این جمله را تکرار میکنم: هرگز به چیزی دل نبند که نمیتوانی برای همیشه داشته باشی
دوباره ازینا :]
صبح بخیر ایرانی
سلام هموطن