eitaa logo
نوشته‌ها ☫
3.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
46 فایل
اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم. «اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحییَ شَریعَتِک» مریم اردویی طلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان @ma_3461 ایتا اینستاگرام @maryam_ordouei
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رژیم منحوس صهیونیستی فیلم جدیدی رو از لحظه‌ی ترور شهید سید حسن نصرالله منتشر کرده، چیزی که در فیلم می‌بینیم فقط ۸۰ تن بمب نیست، حجم کینه‌های یهود نسبت به اهل ایمانه و تصویر عینی از این آیه‌ی قرآن :«لتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةࣰ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْۖ ...دشمن‌ترين مردم نسبت به مسلمانان را، يهوديان و مشركين خواهى يافت» @aghletarif
نوشته‌ها ☫
🔰جای خالی بروجردی‌ها سکانسی دارد فیلم «غریب» که وقتی از شهید بروجردی می‌خواهند برای حل یک اختلاف
زنده شدن دوباره‌ی دعوای مبتذل جلیلی قالیباف و خرج کردن از رهبر انقلاب من رو مجدد به یاد این متن انداخت
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰خرمای انگلیسی افطار نمی‌دانم تا به حال اسم «لورنس عربستان» را شنیده‌اید یا نه؟! «توماس ادوارد لورنس» یکی از مأموران اطلاعاتی انگلستان در غرب آسیا بود. در جنگ جهانی اول که امپراطوری عثمانی در کنار آلمان با انگلستان و فرانسه می‌جنگید، انگلستان برای تجزیه عثمانی به فعال کردن اختلافات قومی و قبیله‌ای در امپراطوری عثمانی روی آورد تا اختلاف بیاندازد و حکومت کند. توماس را به سرزمین حجاز فرستاد تا نزد شاهزاده فیصل، حاکم مکه برود و با او علیه امپراتوری عثمانی همکاری کند. او لباس و چفیه عربی پوشید و سبک زندگی عربی در پیش گرفت. حتی به زبان عربی مسلط بود. تا جایی که تیغش برید بر آتش اختلافات قومی و نژادی دمید. سرانجام امپراطوری عثمانی تجزیه شد و کشورهای جدیدی از جمله عربستان و اردن و عراق و سوریه و لبنان و کویت و قطر شکل گرفتند و غرب آسیا پر از کشورهای کوچک شد. با تجزیه‌ی عثمانی طبق نقشه‌ی قبلی قیمومیت عراق و فلسطین به انگلستان رسید. زمانی که انگلستان بر خاک عراق مسلط شد، روزی یک فرمانده نظامی صدای اذانی را شنید که از مناره‌ی مسجدی بلند بود. مثل کسی که کک به تنبانش می‌افتد برآشفت و پرسید: این چه صدایی است؟ گفتند: اذان می‌گوید. گفت: با سیاست‌های ما کاری ندارد؟ گفتند: نه. گفت: هر چه دلش می‌خواهد اذان بگوید. اسلامی که انگلستان در منطقه می‌پسندد، همان اسلام بی‌‌خاصیت است که حاضر است برای افطار روزه‌دارانش، خرما بسته‌بندی کند. آتش تفرقه‌ای که صد سال پیش انگلستان در غرب آسیا به پا کرد هنوز شعله‌ور است. @aghletarif
🔰تعویق کامیابی و سلامت روان ✍ دکتر مرعشی(پزشک و متخصص روانشناسی) در سال 1970 روان‌شناسی به نام والتر میشل آزمایشی را ترتیب داد که در آن گروهی از کودکان را در اتاقی قرار داده و جلوی هر کدام یک شیرینی (کلوچه) قرار داد. وی به آن‌ها گفت شما می‌توانید فوراً شیرینی خود را بخورید و یا اینکه چند دقیقه صبر کنید تا من بروم و برگردم و در آن صورت علاوه بر شیرینی اول شیرینی دوم را هم دریافت کرده و می‌خورید. اکثریت کودکان شیرینی را بلافاصله خوردند و فقط چند نفری توانستند صبر کنند. وضع کار و زندگی همه کودکان برای سال‌ها تحت نظر گرفته شد. آن چند کودک که توانسته بودند کامیابی خود را برای کامیابی بزرگتری به تعویق بیاندازند در مدرسه نمرات بهتری گرفتند، به مدارج تحصیلی و دانشگاهی بالاتری رسیدند، زندگی موفق‌تری داشتند، در همه مشخصات روانی بهتر بودند، درآمدهای بالاتری داشتند و سوءرفتارهای کمتری از آن‌ها در زندگی سر زد. اما در مقابل کودکانی که قدرت تعویق کامیابی نداشتند و شیرینی را بلافاصله خورده بودند در بزرگسالی دچار مشکلات عدیده در زندگی و سوءرفتارهای گوناگون شده و بیشتر از گروه اول به اعتیاد و الکلیسم مبتلا شدند. در اسلام تعویق کامیابی تحت عنوان روزه (و برنامه‌های عبادی دیگر مانند محرمات احرام در حج و امثال آن) قرن‌هاست که کارکرد عملی دارد. یک نمونه تاریخی برای سنجش قدرت تعویق کامیابی در افراد در آیه 249 سوره بقره این‌طور بیان شده است: فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لَا طَاقَةَ لَنَا الْيوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ ـ و هنگامی‌که طالوت (به فرماندهي لشکر بنی‌اسرائیل منصوب شد، و) سپاهيان را با خود بيرون برد، به آن‌ها گفت: «خداوند، شما را به‌وسیله يک نهر آب، آزمايش مي‌کند؛ آن‌ها (که به هنگام تشنگي) از آن بنوشند، از من نيستند؛ و آن‌ها که جز يک پيمانه با دست خود نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشيدند. سپس هنگامی‌که او، و افرادی که با او ايمان آورده بودند، (و از بوته آزمايش، سالم به در آمدند) از آن نهر گذشتند، (از کمي نفرات خود، ناراحت شدند؛ و عده‌یي) گفتند: «امروز، ما توانايی مقابله با جالوت و سپاهيان او را نداريم». اما آن‌ها که مي‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخيز، ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروه‌ها کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظيمی پيروز شدند» و خداوند، با صابران و استقامت‌کنندگان است. همان‌طور که از معنای آیه شریفه مشخص است، طالوت افرادی را که قدرت تعویق کامیابی کمی داشتند از سپاه خود بیرون کرد؛ زیرا این افراد نمی‌توانند برای رسیدن به پاداش اخروی تا قیامت صبر کنند و برای این هدف جان‌فشانی کنند. اگرچه افراد دارای قدرت تعویق کامیابی در اقلیت بودند اما چنان توانمند بودند که با آن‌ها می‌شد به اهداف سخت دست ‌یافت. در اصل طالوت به راهنمائی خداوند با انجام این آزمایش توانست رفتار افراد خود را پیش‌بینی کند. توجه داشته باشید که یکی از اهداف مهمی که در روان‌شناسی به دنبال آن هستیم پیش‌بینی رفتار است. همان‌طور که می‌بینیم آزمایش والتر میشل بسیار شبیه به آزمایش طالوت است لیکن تقدم زمانی در بیان موضوع با قرآن است. شاید یکی از حکمت‌های کار سیدالشهداء علیه‌السلام که در شب عاشورا به لشکریان خود فرمودند من بیعتم را برداشتم و هرکس می‌خواهد می‌تواند برود، همین بود که افراد ضعیف که نمی‌توانند لذات زودگذر را فدای لذت دائمی آتی نمایند از لشکر تصفیه شوند (هرچند اکثریت باشند)، چرا که آن‌ها ممکن بود در گرماگرم جنگ تسلیم شوند یا از خود ذلت نشان دهند یا خیانت کنند یا امام را دست‌بسته تحویل دشمن دهند و آنگاه دیگر حماسه آفرینی و شکست فرهنگی دشمن ممکن نبود. در پژوهشی که اخیراً انجام دادیم مشاهده شد که افراد اهل روزه گرفتن نسبت به غیر آن‌ها، به طور معنی‌داری خودکنترلی بالاتر، خودتنظیمی بالاتر و تکانشگری کمتری دارند. خودکنترلی بالا و تکانشگری پائین نشان‌دهنده خطر کمتر ابتلا به سوءرفتار یا رفتارهای پرخطر بوده و خودتنظیمی بالا نشان‌دهنده احتمال بیشتر موفقیت در کارهای سخت و طولانی است. @aghletarif
هدایت شده از نوشته‌ها ☫
🔰از افتضاح تا افتتاح در مواجهه با «ماه مبارک رمضان» خواه ناخواه آدم‌ها به چند دسته‌ تقسیم می‌شوند. یک دسته را می‌توانی لابه‌لای این دیالوگ‌ها بشناسی: «سحری چی بخورم که کمتر در طول روز تشنه بشم»، «کدوم غذا را بخورم که کمتر ضعف کنم»، «بدو تا اذان را نگفته‌اند دو قلوپ دیگه آب بخور!» به این‌ها می‌گویم دیالوگ‌های آشناطور ماه‌رمضان؛ دیالوگ‌هایی که گاهی دغدغه‌مان بوده است. دغدغه‌هایی از جنس دغدغه‌ی «چی بپوشم» قبل هر مهمانی که بیشتر از آن‌که نشان از دغدغه‌مندی برای خود مهمانی باشد، حول محور «من» می‌چرخد. حرف‌هایی که ثمره‌اش دورزدن یک دستور الهی، انجام ظاهر و مخالفت با باطن است. روزه‌ای که مصداق انارهای‌ پوکی است که وقتی ظاهر تر و تمیز و سرخ‌آب‌سفیدآبکرده‌اش را می‌بینی طمع می‌کنی که آن تو «صددانه یاقوت دسته‌به‌دسته» نشسته، اما وقتی کارد می‌اندازی به جانش و باطنش را می‌شکافی، دودی از لای زخم تنش بر‌می‌خیزد که آه از نهادت بلند می‌شود. تازه می‌فهمی عجب رکبی خورده‌ای که به ظاهر بسنده‌ کرده و از کرم درون غفلت کرده‌ای. این‌همه خسران سربند آن است که از آداب روزه غفلت کرده‌ای؛ که اتفاقا باید در طول روز کمتر بخوابی تا بیشتر به تو سخت بگذرد و کاری کنی که اقلا به اندکی ضعف دچار شوی، نه اینکه مدام بخواهی ضعف را چاره کنی. دسته‌ی دوم را می‌توانی لابه‌لای این جنس دیالوگ‌ها جستجو کنی: «زخم‌معده دارم روزه برام خوب نیست»، «روزه بگیرم ضعف می‌کنم»، «فشارم می‌افته»، «گرسنه بشم عصبی می‌شم»! این دسته‌ اوضاع‌شان وخیم‌تر از دسته‌ی اول است. آن‌ها اگر حداقل دنبال چاره‌کردن ضعف‌شان بودند و دور زدن باطن حکم خدا، این‌ها رسما دنبال پیچاندن خود خدا هستند، غافل از این‌که نفس زیر دو خم‌شان را گرفته و با مخ بر زمین‌شان زده است. این بدنی که این‌قدر در پی رتق و فتق خوراکش هستند، دیر یا زود خوراک مار و مور خواهد شد. دسته‌ی سوم اما اوضاع‌شان فرق می‌کند. این‌ها دیگر دنبال پیچاندن خدا و یا باطن حکمش نیستند، بلکه زیرآب حکم خدا را نزد خلق‌ خدا می‌زنند با دیالوگ‌هایی ابلیس‌طور: «روزه می‌گیری که چی بشه؟»، «تو این گرما روزه برای کلیه‌هات ضرر داره»، «خودت رو سرکار نذار، روزه برای هیچ‌کس فایده نداره!» این نسخه پیچیدن‌ها برای آدم‌هایی که در جریان هوشمند شدن‌ها، گشاد هم شده‌اند تا جایی که حوصله‌ی خواندن دو خط کتاب یا تلمذ پای حرف یک استاد را ندارند، هم‌چون زهری است که به رگ روح‌شان و ساقه‌ی خاکستری مغزشان تزریق می‌شود و عملا پای استدلال‌شان را فلج می‌کند تا جایی که ایمان نیم‌بندشان شل می‌شود و تقوای‌شان با یک تق، وا می‌رود. این‌بار نه‌تنها جلوی حکم خدا گارد می‌گیرند که جلوی خلق خدا به روزه‌خواری‌شان مباهات می‌کنند. کسانی که مناجات‌شان به جای «هربت الیک» بدل به «هربت منک» می‌شود. چه بدبخت است آنکه از خدا فرار می‌کند. اما دسته‌ای هم هستند که در زمره‌ی «قلیل من عبادی الشکور» قرآن قابل تفسیرند. له‌له زدن‌شان از «رجب» آغاز می‌شود. از همان شب اول ماهی که قرار است «نهر رجب» کارش را شروع کند و از بهشت راه بیفتد و به‌این دنیا برسد، به پیشوازش می‌روند. جنس دیالوگ‌های‌شان فرق می‌کند.‌ هر روزشان با «یا من یملک حوائج السائلین» آغاز می‌شود و در پس هر نمازشان امید خیر دارند از کسی ‌که «ارجوه لکل ‌خیر» است و اعطاکننده‌ی کثیر بالقلیل.‌‌‌ خیزشان از اول رجب برای ایام‌البیض است تا معتکف خانه‌ی همان‌ کسی شوند که قرار است کمتر از دو ماه دیگر مهمانش شوند. آن‌قدر سر قرار رجب حاضری می‌زنند و از نهر سفیدش می‌نوشند که مهر «رجبیون» بر پیشانی‌شان می‌خورد و نشان‌کرده‌ی خدا می‌شوند برای روزی که منادی ندا دهد «أین ‌الرجبیون؟» و آن‌ها لبیک گویند «بلی!» رد نهر را می‌گیرند و می‌روند تا می‌رسند به شاخه‌های طوبی. «شعبان» را صرف صیام و قیام می‌کنند. دنبال اصلاح ذات‌البین‌اند. پریشانی از چهره‌ی گرفتار می‌زدایند و این‌گونه خود را به طوبای بهشتی درمی‌آویزند. ظهرهایش را صلوات شعبانیه زمزمه می‌کنند. دغدغه‌ی تقدم و تأخر از اسماءالله را که زاهق و مارق‌شان کند، لابه‌لای فرازهای صلوات با بغض قورت می‌دهند و لازم‌بودنی را که لاحق‌شان کند می‌طلبند. شب که می‌شود نجوا می‌کنند «و اسمع دعائی اذا دعوتک و اسمع ندائی اذا نادیتک و اقبل علی اذا ناجیتک فقد هربت الیک» و به‌سوی خدا می‌گریزند. این دیالوگ‌ها تازه شروعی بود برای افتتاح حمد و ثناء کسی که به ارحم‌الراحمین بودنش یقین کرده‌اند. «افتتاح» نه‌تنها برای آن‌ها دیالوگ دارد که «انک تدعونی فاولی عنک و تتحبب الی فأتبغض الیک»ش می‌تواند دیالوگ همه‌ی نیازمندهای نفهمی باشد که دو ماه فرصت‌شان را سوخت کردند، به جای نیاز ناز کردند و حالا در پی پیچاندن یک‌ماه باقی مانده‌اند. این است رمضان و خدایی که به دنبال چپاندن مهربانی‌‌اش در بغل همه‌ی دودره‌بازها است.‌‌ @aghletarif
سکانسی از تحقیر زلنسکی توسط ترامپ، جلوی دوربین‌های خبری جهان! ببینید با هم‌پیمان خودشان چه می‌کنند؛ حالا بهتر می‌توان حکمت رهبری در موضوع ممنوعیت مذاکره با آمریکا را متوجه شد! @aghletarif
نوشته‌ها ☫
دیروز که داشتم جلد ۱۲ کتاب «سرگذشت استعمار» را می‌خواندم از زخم‌های مهلکی که استعمار بر پیکر ایران عزیزم نشانده، قلبم مچاله شد. وقتی می‌خواندم چگونه استعمارِ پیرِ بریتانیا نقشه‌ی قتل امیرکبیر را کشید و تیغ شاه را بر رگ‌های گردن وزیر باکفایت ایرانی لغزاند و ایرانی را به دست ایرانی سربرید، دلم لرزید. وقتی از مرگ‌های مشکوک دارالفنون و دستان پشت پرده‌ی جاسوسان انگلیسی خواندم که بعد از شهادت امیرکبیر، یکی یکی اساتید مدرسه را به کام مرگ فرستادند تا آرمان سربلندی ایران عزیز در نطفه خفه شود، قلبم درد گرفت. امروز صبح یک بار دیگر قلبم مچاله شد. این بار نه به خاطر ایران و استعمار که با دیدن فیلم‌‌های تحقیر زلنسکی توسط ترامپ؛ وقتی ترامپ، پابرهنه وسط حرف زدن زلنسکی دوید و به او اجازه‌ی حرف زدن نداد. وقتی کراواتی‌های کاخ سفید شیطان، رییس جمهور یک کشور را به خاطر نپوشیدن کت و شلوار دست انداختند و مسخره کردند. وقتی به سرنوشت مردمان کشوری فکر کردم که شخص اول مملکتشان اینگونه مهره‌ی دست شیاطین شده و در برابر لنز چند صد دوربین تحقیر و از کاخ سفید اخراج می‌شود. وقتی سرافکندگی بانوی سفیر اوکراینی و شرمش از تحقیر رییس جمهور کشورش را دیدم. همان کشوری که زمانی با انقلاب نارنجی بازی دادند و مهر باطل شد بر انتخاب مردمش زدند. با انداختن پوست موزِ پیوستن به ناتو زیر پایش، به جنگ نیابتی واداراش کردند؛ بعدتر با فروش سلاح به او دلار روی دلارشان گذاشتند. خاکش را معامله و منابعش را به تاراج بردند و منت این معامله‌ی چند سر سودشان را چون پتک بر سرش کوبیدند که اگر ما نبودیم تو هیچی نبودی. هم از دیدن صحنه‌های این دیدار قلبم مچاله شد و هم از تصور دیروزی که ما هم چنین بودیم نفسم بند آمد. کاش قدردان‌تان باشیم آقا روح الله و آقا سید علی. مایی که تا دنیا دنیاست مدیون شما فرزندان زهراییم. @aghletarif
وقتی یک اصلاح‌طلب مخالف نظام اینچنین تأمل‌برانگیز توئیت می‌زند. @aghletarif
قبل و بعد اعتماد به آمریکا به روایت تصویر @aghletarif