eitaa logo
نوشته‌ها ☫
3.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
46 فایل
اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم. «اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحییَ شَریعَتِک» مریم اردویی طلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان @ma_3461 ایتا اینستاگرام @maryam_ordouei
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از عصر زنان
| 🔺 مراجعه به تصویر ♦️ مادر اولین معلمش بود ✍🏼|خانم مریم اردویی 🔹معلم بود اما تحصیلات آکادمیک به معنای امروزی نداشت. شاگردانش فرزندانش بودند. آنقدر در تفاسیر قرآن غور و مطالعه کرده و پای کتاب‌های تاریخی مانند «روضه الصفا» تلمذ کرده که استاد شده بود. کودکانش را جمع می‌کرد و در کلاس تاریخ از داستان زندگی انبیاء برایشان می‌گفت. لابلای همین داستان‌ها بود که ذره ذره خط سیر حق و باطل را برایشان ترسیم می‌کرد. اگرچه از تاریخ می‌گفت اما در تاریخ نمانده بود و فرعون و نمرود روزگار را به آنها نشان می‌داد. تنها تاریخ را توصیف نمی‌کرد که صاحب تحلیل هم بود؛ به طوری‌که به گفته‌ی پسر کوچکش ««شیری که مادرمان به ما داد با نفرت از پهلوی عجین بود.» از سلاح دعا غافل نبود. خوب می‌دانست که مهمترین نقش زن که قرار است اولین معلم فرزندانش باشد بسط معنویت در محیط خانواده و انتقال باورهای راستین دین به کودکان است. خشاب اسلحه‌ی دعا را با مستحبات پر می‌کرد. با فرازهای ادعیه‌ی دعاهایی چون عرفه، میدان آمادگی دفاعی چون مناسک ام داوود و رکعات نماز عظیم الشأنی چون جعفر طیار گاردش را مقابل شیطان چنان می‌بست تا نتواند با نفوذ به قلب و ذهنش معبری به اندیشه و جان و جهان فرزندانش باز کند. 🔸هنگام حضور در میدان رزم دعا تنها نبود. بل‌که فرزندانش را هم با خود شریک میدان درس آمادگی دفاعی می‌کرد. انسش با قرآن به او آموخته بود که «وَ إِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ جَعَلْنَا بَیْنَکَ وَبَیْنَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْأَخِرَةِ حِجَاباً مَّسْتُورا.. و هرگاه قرآن مى‏ خوانى، میان تو و کسانى که به قیامت ایمان ندارند، حجابى ناپیدا (و معنوى) قرار مى‏ دهیم» از همین رو خانه را کلاس قرآن می‌کرد و با تلاوتی خوش، گوش فرزندانش را با نور قرآن صیقل می‌داد. از کلاس ادبیات غافل نبود. از وقتی پا به خانه‌ی شوهر گذاشته بود یک دیوان حافظ چاپ بمبئی را هم میان جهیزیه‌اش با خودش آورده بود. دیوان قدیمی که سفرهای دور و درازی را پشت سر گذاشته و جهان‌دیده بود یادگار سید هاشم پدرش بود که انس و عشق دیرینه‌اش‌ به غزلیات حافظ را برای دختر به ارث گذاشته بود. با تسلطی که بر غزلیات حافظ داشت، لطافت غزل و متانت صاحب غزل را به خورد جان کودکانش می‌داد. در کنار تمام این کلاس‌ها، حواسش به کلاس اخلاق هم بود. با لطافت مادرانه نصیحت‌شان می‌کردکه: «رحم داشته باشید و کسی را اذیت نکنید، در کوچه بچه‌ای را اذیت نکنید، درِ خانه مردم را نزنید و به مردم اذیت نرسانید.» 🔹کرسی تدریسش را فراتر از خانه و خانواده به میان زنان نیز برده بود. به رابطه مادر و اولادش کاملا واقف بود و این را به مادران دیگر هم گوشزد می‌کرد: «به فرزند خود ظلم نکنید تا فرزندتان ظالم نشوند، رحم کنید تا فرزندانتان رحم‌دل شوند، به فرزندان خود دروغ نگویید تا آنها هم دروغ نگویند، مال حرام به فرزندان خود ندهید، غذای نجس به بچه‌های خود ندهید، بچه‌ها را فقط تشویق به درس خواندن نکنید بلکه به امور دین هم تشویق کنید، ما از کوچکی برای فرزندانم قصه انبیا و قصص قرآنی می‌گفتیم.» امروز اگر سیدعلی خامنه‌ای مقتدرترین معلم تمام انسان‌های آزاده‌ی جهان است نتیجه‌ی تربیت چنین مادری است. او که درس‌های مادر را خوب از بر کرده بهتر از هر کسی می‌داند: « مادر است که فرهنگ و معرفت و تمدن و ویژگی‌های اخلاقیِ یک قوم و جامعه را با جسم خود، با روح خود، با خُلق خود و با رفتارِ خود، دانسته و ندانسته به فرزند منتقل می‌کند. همه تحت تأثیر مادران هستند. آن‌که بهشتی می‌شود، پایه‌ی بهشتی شدنش از مادر است؛ که «الجنة تحت اقدام الأمهات».» روز معلم را باید به اولین معلمان انسان‌ها یعنی مادران تبریک گفت؛ مادرانی معلم‌پرور. 🔻پایگاه تحلیلی تخصصی عصر زنان 🌐 |@asrezanan_ir|
هدایت شده از نوشته‌ها ☫
به یاد بانوی معلم شهیدی که هم‌مسیر با شهید سلیمانی بود و در سالروز شهادتش در مسیر رسیدن به مزارش آسمانی شد. روز معلم بر تمام معلمان هم‌مسیر با انقلاب مبارک 🔰از حسرت شهادت تا مرکب شهادت نوشته بود:« این شهید را روایت کنید. به برکت خون این شهید باید تقدس مقام معلم را به آن برگرداند» و من دنبال روایتی بودم از این معلم شهیده. کسی که در عصر غلبه‌ی نگاه مادی به شغل مقدس معلمی و در زمانه‌ی معلم‌بلاگری، با نگاه تربیت‌محور عزمش را جزم کرده بود تا در قامت یک معلم انقلابی به دل میدان تعلیم و تربیت بزند. دختری دهه هشتادی که با طرح بینهایت، مبانیش را برای برداشتن بار تربیتی محکم کرده و با دوره‌ی اندیشه‌ورزی استراتژیک کودکان و نوجوانان، چگونه و برای چه اندیشیدن را آموخته بود. معلمی که در پیوند با ولی فقیه زمانش میدان جهاد را اینگونه فهم کرده بود: «از زمانی که شما را شناختم و علاقه قلبی به شما در قلب و اندیشه‌ام ریشه دواند، سربازتان شدم، دانشجو شدم، معلم شدم.» این اطلاعات جسته و گریخته را که از گوشه و کنار می‌خواندم بیشتر ذهنم درگیر شهیده‌ای می‌شد که حالا قرار بود در دانشگاه فرهنگیان آرام گیرد و چون کعبه، سنگ نشان راه معلمان نسل آینده شود که ره گم نکنند. هرجا نگاهم را می‌چرخاندم از گروه‎های ایتا تا استوری‌های اینستاگرام فائزه را می‌دیدم. تا اینکه دیشب قبل از بستن اینستاگرام استوری بزرگواری را دیدم که تصویر فائزه را استوری کرده و نوشته بود: «به چفیه سبز و نحوه انداختنش نگاه می‌کنم و عینک دودی‌اش! نمی‌دانم عده‌ای به فائزه هم می‌گفتند مذهبی صورتی؟» متن استوری برایم عجیب بود. درنگ نکردم و پاسخ دادم: «عجیب‌ترین برداشتی بود که تا حالا از این عکس دیده بودم». پاسخ داد: «چرا الان اگر شهید نشده بود خیلی بعید نبود که یکی بیاد و بگه این مذهبی صورتیه! ژست گرفته کنار تابلو و عینک دودی زده و چفیه رنگیش را انداخته پشت» سریع دایرکت می‌دهم و علت این برداشت را جویا می‌شوم. گفتگویی شکل می‌گیرد و تا نقد فضای گفتمانی حاکم بر زیست مجازی و رسانه‌ایمان پیش می‌رود. اینکه هر وقت کسی حرفی زد حتی به اشتباه، بجای نقد همان حرف تا تخریب شخصیت و بی حیثیت کردنش پیش می‌رویم. بعد از این گفتگو، بیشتر نگران قلمی می‌شوم که به دست گرفته‌ام. آخر می‌گویند فائزه هم اهل قلم بوده. بیشتر از خودم می‌ترسم. آن هم در زمانه‌ای که شوق و شهوت دیده شدن در دنیای تبرج‌های کلامی و تصویری از در و دیور شعله می‌کشد. خصوصا اکنون که به روایتی جدید از این بانوی شهیده رسیده‌ام. روایتی به نقل از معلمش که می‌گوید: «فائزه تو همه‌ی عکس‌های مشترکمون کنار جمع ایستاده در مرکز نیست. نمایش نداشت دنبال دیده شدن و در مرکز بودن نبود اما موثر بود.» چقدر توصیف معلم فائزه منطبق بر این توصیف حضرت آقا از حاج قاسم است: «دنبال دیده شدن نبود. حتی از دیده شدن فرار می‌کرد. کار را برای خدا می‌کرد» وقتی می‌خوانم: «در جمع‌ها و جشن‌هامون داوطلب انجام کم ارزش‌ترین کارها بود.» ذهنم گریز می‌زند سمت روایتی از حاج قاسم که «وقتی کارگرها برای نظافت سرویس بهداشتی حسینیه بیت‌‌الزهراء آمده بودند. همه را بیرون کرد. در را بست. خودش تنها شلنگ دست گرفت و همه جا را شست.» بی‌ریاترین و در ظاهر کم‌ارزش‌ترین کار. به اینجای روایت که می‌رسم: « با یه بسته دستمال پاک کننده آرایش، شعار از در و دیوار دانشکده و مترو پاک می‌کرد. لگد می‌خورد از مسافران و فحش از همكلاسيا...» جمله‌ی «بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرم‌ها می‌ماند.» با لحن صدای سردار در مغزم ضرب می‌گیرد. آری فائزه می‌دانست در و دیوار حرم مقدس است و باید تطهیر شود. به یاد آخرین دست‌نوشته‌اش می‌افتم«در حسرت شهادت» حسرتی که دیگر حسرت نیست. باید شهید زندگی کنی تا شهید شوی. ✍️مریم اردویی @aghletarif
💠 به مناسبت سالگرد شهادت استاد شهید مرتضی مطهری! ۵ اسلاید در مورد ریشه‌های فرقان و فرقان گونگی! 👆👆 ✍️ روح الله شمسی کوشکی| https://eitaa.com/joinchat/4165402769C8f31c5c323
نوشته‌ها ☫
اندر خطرات التقاط فکر و اندیشه خطری که همیشه از آن برای خودم وحشت داشته و دارم و همیشه از خطر آن به خدا پناه برده و می‌برم
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از تاکید پیامبر اعظم صلوات‌الله‌علیه‌وآله بر اقامه نماز روزهای یکشنبه ماه ذی‌قعده ➕نحوه خواندن این نماز ✏️ رهبر انقلاب: روزهای یکشنبه‌ی ماه ذی‌قعده ایّام توبه و انابه است و عملی دارد که مرحوم عارف بزرگوار حاج میرزا جواد آقای ملکی در المراقبات نقل میکند از رسول مکرّم اسلام که خطاب به اصحاب خود فرمود: ✏️ کدامِ از شماها مایلید توبه کنید؟ همه گفتند ما میخواهیم توبه کنیم -ظاهراً ماه ذی‌قعده بوده است- طبق این نقل و این روایت حضرت فرمودند که در روزهای یکشنبه‌ی این ماه این نماز را -یک نمازی با یک خصوصیّتی در مراقبات ایشان ذکر میکنند- انجام بدهید. ✏️ غرض، ایّام در ماه ذی‌قعده که اوّل ماه‌های حرام است در این سه ماه متوالی، ایّام و لیالی مبارک و متبرّکی است، پر از برکات است؛ باید از اینها استفاده کرد. ۱۳۹۴/۶/۱۸ 💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از تسبیحات
➕️ شرط غسل برای نماز ذی‌قعده ▪️سؤال: آیا نمازی که در یکشنبه ماه ذی قعده روایت شده است را می‌توان بدون غسل انجام داد؟ به عبارت دیگر آیا غسل شرط صحت این نماز است؟ ✅ جواب رهبر معظم انقلاب: این نماز را بدون غسل هم می‌توان بجا آورد. غسل در اينگونه عبادات مستحبى شرط کمال است ، نه شرط صحت. ◾️ @Tassbihat
حوزه پیشرو و سرآمد.pdf
حجم: 774.5K
«حوزه پیشرو و سرآمد» پیام رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، به همایش یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم
🔰«موسی کلیم‌الله»ی که من دیدم دیشب بالاخره قسمت شد و فیلم «موسی کلیم‌الله» را دیدم. نظری در رابطه با مسائل فنی و تکنیکی فیلم ندارم چون تخصصش را ندارم. با توجه به تعریف‌هایی که از قبل در رابطه با فیلم شنیده بودم توقعم نسبت به کیفیت فیلم بالا رفته بود به گونه‌ای که دیدن فیلم توقعم را برآورده نکرد. فیلم صحنه‌های زیبایی داشت؛ مثل لحظه‌ای که یوکابد، فرزندش را به نیل، دلش را به خدا و محافظت از او را به پنج نور مقدس سپرد. پنج نور مقدسی که به گواه روایتی از پیامبر ( ص) مصداق «باب حطه» بنی اسرائیلند. از دیگر صحنه‌های جذاب و زیبای فیلم مصور کردن امدادهای غیبی خداوند برای محافظت از «موسی کلیم‌الله» بود؛ ماری که در دهانه‌ی تنور دست قبطی نابکار را گزید، تمساحی که فرماندهی از سپاه فرعون را بلعید تا دستش به تابوت در نیل رها شده‌ی موسی نرسد و لال شدن نجار مصری هنگام جاسوسی برای دادن خبر تولد موسی نزد سربازان قبطی. مزید بر اینها آب چشمه‌ی مدفن یوسف علیه السلام که گوارای وجود سبطیان بود و چونان زهر هلاهل برای قبطیان. اما وجود چنین صحنه‌هایی زیبا مانع بیان نقدهایم نمی‌شوند. اول از همه نقدم به عدم پرداخت درست و کافی برای بازنمایی دقیق شخصیت فرعون است. فرعونی که من دیدم ادعای خدایی نداشت فقط چون بی‌وارث بود نگران از دست رفتن تاج و تختش توسط حضرت موسی علیه‌السلام بود. فرعونی که خودش درگیر خدایان سنگ و چوبی مصر بود. در حالی‌که خداوند در قرآن از فرعون با ادعای «انا ربکم الاعلی» یاد می‌کند. فیلم در ارائه‌ی تصویر خدایی کردن فرعون ناتوان بود. هامان و مشاوران فرعون بیشتر از او پیگیر کشتار کودکان عبرانی بودند، آتش کودک‌کشی‌های گسترده‌ی قبطیان نیز از گور همان مشاوران برمی‌خواست. وضعیت به گونه‌ای بود که انگار فرعون مهره‌ی اصلی نیست و او هم یکی از چندین ملأ و بزرگان قبطیان است که فقط تاج و تختی دارد بر خلاف آنچه قرآن می‌گوید که «اذهب الی فرعون انه طغی». برخی از فرماندهان فرعون خشن‌تر و پلیدتر از فرعون بازنمایی شده بودند بسیار بیشتر از خودش. به تصویر کشیدن صحنه‌ی کشتار کودکان به گونه‌ای نبود که حس انزجار و نفرت را در مخاطب به اعلی درجه برساند. دیگر از اختلاط زن و مرد و در آغوش کشیدن زن توسط مرد و تصویر سازی از صحنه‌ی زایمان زنان سبطی خصوصا صحنه‌ی زایمان مادر موسی می‌گذرم که هیچ لزومی در بازنمایی چنین صحنه‌ی دور از حیایی در فیلم نبود و تنها کارکردش حیازدایی و تقلیل شأن مادر موسی علیه‌السلام بود. خلاصه که فیلم نظرم را خیلی جلب نکرد. @aghletarif