مرحله داد زدن، گریه کردن و دعوا کردن یعنی هنوز چیزی برای گفتن و درست کردن یا تخلیه کردن هست؛ اونجا که ساکت میشی دیگه هیچی نیست. هیچی. یه وضع خنثی مطلق تو پوچ ترین و تاریک ترین حالت ممکن.
-اغوا.
_من هی میگم تولدم با رونالدو تو یه روزه شما باور نمیکنید🤣🤌🏻
شما تولدت با همه اشخاص مهم تو یه روزه چند بار به دنیا اومدی 😂😂
بر من کشیده چشم سیاهت تفنگ را
با بوسه ای عوض بکن این قصدجنگ را
از دست های خسته ی تقدیر وا بکن
این روزهای سخت به ظاهر قشنگ را
من را به لطف گوشه ی چشمت به اوج بر
تسخیر کرده چشم تو الاکلنگ را
چون پنجه ام به اوج نگاهت نمی رسد
با برکه ای به بند بکش این پلنگ را
از صید چشم های تو عاجز شدم ، شبیهِ
قلاب کوچکی که بگیرد نهنگ را
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"
بشکن تمام پنجره های درنگ را
همیشه آرزو داشتم و دارم یکی مثل خودم که تورو انقد دوس داره منم دوست داشته باشه واقعا نیاز دارم به یکی مثل خودم