_زندگی همینقدر عجیبه که پارسال یه آدمایی تو زندگیت بودن .
که فکر میکردی ابدی بودن و الان نه برات مهمن ؛
نه خبری ازشون داری !
پرسید: چه چیزی اینچنین تو را آزار میدهد؟
گفت: صورتهای آشنای پشت زخمهایم
عذابم میدهند.
من هنوز که هنوزه وقتی میخوام راجع بهش حرف بزنم غمگینم میکنه ، بعد میگن گذر زمان همه چیو درست میکنه, بفرما اینم از گذر زمان .
چرا نشستی؟
پاشو چتری بزن ، زندگیت از یکنواختی دربیاد ، بعدشم 6ماه منتظر باش بلند شه .
در حُسن اگر دریا شوی
پادشه گلها شوی
در جامِ می مینا شوی
یا بهتر از اینها شوی
دیگر نمیخواهم تورا💔
از حس اگر غوغا کنم
گر خویشتن رسوا کنم
آوارهی این دل کنم
بایدتر از اینها کنم
"دیگرنمیخواهمتورا"🥀
عهد و وفا بشکسته ای
با دیگران بنشسته ای
بر ختم گل پیوسته ای
"دیگرنمیخواهمتورا"💔
کس بیر زمان آزاریمی
وردیم سنه هرواریمی
بوزدون منیم پرگاریمی
دای بیرده من سویمم سنی:)🙂💔
دای بیرده من آلانمارام
عشقین اوتوندا یانمارام
شیرین دیله تولانمارام
هر دامجی یا ایسلانمارام
اتدون گونیمی گونن قارا🙂🖤
دیگرنمیخواهمتورا
من ن ازت پیش بقیه گله کردم؛ ن تو خلوت خودم،ن پیش خودت ن پیش خدا.
بابا علی جوابت رو میده .(: