یعنی میشه شبی برسه که دیگه پروفتو چک نکنم بهت فکر نکنم خاطراتت مرور نشه اسمتو میشنوم تپش قلب و استرس نگیرم منتظرت نباشم تو همه مشکلات به این فکر نکنم اگه تو بودی دلم خوش بود که اگه بودی دیگه ناراحت نبودم،تو همه ناراحتی ها که بهونشون میکنم و بخاطرت گریه میکنم تو هر سختی یه دورم بخاطر تو گریه میکنم، یه روزی که دیگه حسرت نخورم یه روزی که وقتی ازت میگن قلبم تیر نکشه چشام پر نشه، اون گلو لامصبم حس درد و خفگی نداشته باشه، کاش یه روزی هیچکدوم از اینا نباشه چون من دیگه نمیتونم خستم از خودم که شدم یه آدم پر حسرت و شکسته!