امشب داشتم با داداشم دربارهی مدرسه رفتن و وسایل جدیدش و ذوق وشوقش برای سال جدید حرف میزدم که یهو انگار جلوم به جای داداشم قیافه چندصدتا دانش آموز شهید اومد جلو چشمم که امسال دیگه نیستن تا این روزا با خوشحالی درحال آماده کردن وسایل مدرسشون باشن و مامان باباها و خواهر برادراشون با ذوقشون ذوق کنن؛ دلم از غم ترکید…
از بغل مدرسه برادرم رد شدم؛ ساختمون روبهروش تو جنگ چهل روزه با موشک تخریب شده بود و حتی قطعات خورد شدهی سنگ و آجر ساختمون تو حیاط مدرسه برادرم هم پرت شده بود. مدرسه اون روز تعطیل بود اما از ذهنم گذشت اگر برادر من اونروز اونجا بود و یه زخم یا کبودی ساده هم روش میوفتاد دنیا برای من تیره و تار میشد و دق میکردم؛ نمیدونم خدا چجور صبری به خانواده های میناب داده در برابر اون مصیبت بزرگ…تا ابد بر اونایی که برای ما جنگ خواستن لعنت!
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرط اول رژیم چنج اینه که بلد باشید یه شعر پرتکرار و ساده رو درباره ایران درست بخونید؛ نه اینکه بعد ۴۷ سال زل بزنی تو دوربین بگی«دشمن ار تو سنگ خاره میهن آهنم» :))))
به نظرتون این سطلیها چون بیشعورن پادشاهی خواه میشن؟ یا وقتی پادشاهی خواه میشن شعورشون به فنا میره؟
گارد جاویدان آماده باشن که صبح اول مهر باید دستاشونو بذارن روسینه و سرود ملی جمهوری اسلامی رو بخونن .
گارد جاویدان آماده باشن که روز اول مهر قراره پرچم جمهوری اسلامی رو جلوشون به اهتزاز در بیارم.